جامعه ایرانی آمریکایی خود را پالایش می کند

به عنوان فردی که از بیرون شاهد مباحثات اخیر در رابطه با لابی و لابیگری در آمریکا برای رژیم جمهوری اسلامی طی هفته های گذشته بودم، باید اذعان کنم که جامعه ایرانی آمریکایی در آستانه تحولی جالب و بی نظیر در پشتیبانی از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران و مقابله با دسته بندی های رژیم در آمریکاست. از آنجا که ممکن است هنوز اکثریت ایرانیان به تمامی و کاملا در جزئیات ماجرا قرار نگرفته باشند، سعی می کنم با توجه به آنچه که در مطبوعات و سایت های انگلیسی و فارسی زبان منتشر شده است، شمه ای از آنچه که در چند هفته گذشته روی داده است را بررسی کنم.

روزنامه واشنگتن تایمز در تاریخ 13 نوامبر 2009گزارشی را به چاپ رساند که در آن از قانون شکنی یک لابی طرفدار رژیم ایران سخن به میان آمد (1). در این گزارش که سعی در بیان عقاید دو طرف ماجرا داشت، محور اصلی بر روی عملکرد شورای ملی ایرانی آمریکایی معروف به نایاک یا نیاک متمرکز بود. در این گزارش آمده است که نایاک بدون ثبت کردن قانونی خود، عملا به لابی گری و آنهم برای جمهوری اسلامی مشغول بوده است. با همین عمل دو تخلف عمده توسط این گروه صورت گرفته است. نایاک که خود را به عنوان یک سازمان غیر انتفاعی به ثبت رسانده است، حق لابیگری در آمریکا به معنی تماس با نمایندگان کنگره برای تغییر سیاستها و لوایح معین را نداشته است، اما با این وجود به این کار مبادرت ورزیده است. سازمانهای غیر انتفاعی در آمریکا می توانند تا 20 درصد از فعالیتهای خود را به لابیگری اختصاص دهند اما باید در اوراق مالیاتی پایان سال خود این موضوع را ذکر کنند. نایاک بنا بر این گزارش طی چند سال گذشته رقم صفر درصد را در اوراق مالیاتی خود ذکر کرده است و تریتا پارسی رئیس نایاک نیز به نویسنده تایمز گفته است که سازمان مربوط به او به هیچ وجه در گذشته لابی انجام نداده است. اما بنا بر اسناد و مدارکی که در جریان دادگاهی که خود تریتا پارسی آن را بر علیه حسن داعی براه انداخته، نشان می دهد که میزان لابیگری نایاک از بیست درصد هم بیشتر بوده است. به گفته تریتا پارسی و نایاک، حسن داعی عامل اصلی انتشار این گزارش بوده و اسناد را در اختیار خبرنگار واشنگتن تایمز گذاشته است.

همچنین در گزارش واشنگتن تایمز آمده است که اگر سازمان و جریان مشخصی در آمریکا برای لابیگری جواز لازم را دارا باشد، با اینحال لابی برای یک کشور خارجی مستلزم ثبت در مرکز امنیت ملی آمریکاست. این نکته هم لازم به یاددآوری است که اساسا لابی برای کشوری که در فهرست کشورهای تروریستی قرار دارد، ممنوع می باشد. در این گزارش سپس از ایمیلی که میان تریتا پارسی و جواد ظریف، نماینده سابق رژیم جمهوری اسلامی در سازمان ملل رد و بدل شده است سخن به میان می رود که طی آن گویا فعالیتی در رابطه با دیدار ظریف و برخی نمایندگان کنگره آمریکا در دستور کار قرار می گیرد.(2)

در میان اسناد داخلی نایاک که تاکنون منتشر شده است، تماسهای مکرر تریتا پارسی با جواد ظریف برای مخالفان جمهوری اسلامی آنچنان توهین آمیر بوده است که ایرانیان در پیامهای خود در رادیو و تلوزیونهای ایرانی در آمریکا نمی توانند خشم خود را از آنچه که مخفیانه تحت نام نمایندگی آمریکاییان ایرانی تبار در کنگره و در میان سیاستمداران آمریکایی توسط نایاک جریان داشته، مخفی کنند. همچنین اطلاعات و گزارشاتی که تریتا به شرکای دیگر رژیم در تهران همچون سیامک نمازی فرستاده و متقابلا تلاشهای سیامک نمازی برای تهدید و ارعاب رسانه ها در آمریکا مانند تلوزیون صدای آمریکا برای جلوگیری از هرگونه انتقاد از لابی گران جمهوری اسلامی در واشنگتن اعمال می شد، بسیار جالب و خواندنی است.(3)

از سوی دیگر روزنامه چاپ واشنگتن به مبلغ 200 هزار دلاری اشاره می کند که یکی از زیر مجموعه های وزارت خارجه به نام "ان ای دی" به نایاک برای رشد ظرفیت سازمانهای غیر انتفاعی در ایران می دهد. اتفاقا این مبلغ از بودجه اختصاصی دولت آمریکا برای رشد دمکراسی در ایران پرداخت شده که نایاک و برخی از جریانهای به ظاهر اصلاح طلب آن را در گذشته تکفیر کرده بودند. ظاهرا نایاک علیرغم آب کشیدن جانماز و مذموم خواندن دریافت چنین پولهایی، این پول را دریافت و با یک سازمان به ظاهر غیر انتفاعی در ایران به نام همیاران به ریاست باقر نمازی (از شرکای رژیم) خرج کرده است.

در آنطرف، تریتا پارسی در صحبت با نویسنده گزارش روزنامه واشنگتن تایمز اتهاماتی را به حسن داعی وارد می کند. تریتا پارسی می گوید که داعی از یک سو از اعضای رده بالای مجاهدین خلق است و از سوی دیگر در هماهنگی کامل با نئو کانهای جنگ طلب آمریکا و اسرائیل برای خنثی کردن فعالیتهای صلح طلبانه نایاک دست به این اقدام زده است. منبع اطلاعات تریتا پارسی جدا شدگان سابق مجاهدین خلق هستند. در میان جدا شدگان از مجاهدین تاکید نایاک بخصوص مربوط به فردی به نام محمد حسین سبحانی است که در یکی از سایتهای وابسته به وزارت اطلاعات به نام ایران اینترلینک ادعا کرده است که حسن داعی نیز مانند برادر و خواهرش عضو مجاهدین است و اکنون در حال ایذ گم کردن می باشد.

نقل قول از محمد حسین سبحانی بیشتر از آنکه برای تریتا پارسی و نایاک در جامعه ایرانی آبرو کسب کند، عامل بی اعتباری اوست. کیست که نداند آن تعداد از جداشدگان فعال که در سایتهای زنجیره ای به صورت سیستماتیک و شبانه روز بر علیه مجاهدین مشغول به تبلیغات هیستریک هستند، در ارتباط و هماهنگی کامل با وزرات اطلاعات جمهوری اسلامی قرار دارند. برخی از این افراد حتی در کشورهای اروپایی رسما توسط کشورهای مربوطه، به عنوان عوامل جمهوری اسلامی معرفی شده اند. تریتا پارسی از خبرنگار تایمز می خواهد که حتما با تعدادی از این افراد در مورد حسن داعی گفتگو کند. حال اینکه تریتا پارسی چگونه می تواند این تعداد را یکجا برای گفتگو با خبرنگار مزبور سازمان دهد و هماهنگی این مجموعه که به وزارت اطلاعات رژیم وصل است را چه کسی انجام می دهد، خود قابل پرسش است.

پس از انتشار گزارش روزنامه واشنگتن تایمز، جدلهای بلاگی در این مورد آغاز می شود. به گزارش خانم جنیفر روبین (4) نایاک برای کم کردن و کنترل هر چه بیشتر آسیب این گزارش و وقایع متعاقب آن، یک کمپانی روابط عمومی بنام "براون لوید جیمز" را استخدام می کند. از مشتریان دیگر این کمپانی می توان از معمر قذافی و تلوزیون الجزیره نام برد. در آن سو مقاله هایی در چند سایت انگلیسی زبان بر علیه داعی منتشر می شود که بیشترین اتهامات مربوط به وابستگی داعی به مجاهدین است. در یکی از پر حرارت ترین این ادعانامه ها، فردی بنام "دانیل لوبان" که برای نایاک قلم می زند و بیشترین مطالب را پس از گزارش واشنگتن تایمز در این مورد به نفع تریتا پارسی نوشته است علنا طی فراخوانی در مقاله ای بنام "حسن داعی کیست؟"(5) از عموم ایرانیان دعوت می کند که برای افشای وابستگی داعی به مجاهدین پا پیش بگذارند. صدور چنین فراخوانی را می شود از نایاک و یا وکیل نایاک انتظار داشت اما یک ژورنالیست به ظاهر مستقل غیر ایرانی باید عواید خاصی را در این رابطه مد نظر داشته باشد که اینچنین خود را وارد معرکه می کند. در این مطلب دوباره منبع اصلی محمد حسین سبحانی است. همچنین در این مقاله که در چند پاراگراف بالاتر ادعا شده بود که حسن داعی عضو رهبری مجاهدین است، به نقل از فرد دیگری بنام مهدی نوربخش گفته می شود که حسن داعی در گذشته عطر فروش بوده است. معلوم نیست که آقای داعی چگونه مسئولیتهای خود در رهبری مجاهدین را همزمان با فروش عطر به انجام می رسانده است! و چگونه است که کسی تاکنون غیر از سبحانی در 30 سال گذشته حسن داعی را در روابط و مناسبات مجاهدین ندیده است. حسن داعی مفصلا در مصاحبه با برنامه گفتمان در تلوزیون آپادانا پاسخ خود در باره ارتباط با مجاهدین را عرضه کرده است.(6)

مطلب دیگری که بر علیه حسن داعی در این رابطه به چاپ رسیده است و ظاهرا در سایتهای زنجیره ای باند نایاک دست به دست چرخیده، از محمد سهیمی است(7). محمد سهیمی به درخواست نایاک برای حمله به داعی به میدان آمد و طی مطلبی به زبان انگلیسی که بعدا ترجمه فارسی آن نیز در سایت نایاک درج شد، در کنار ادعاها و اتهامات گوناگون منبع درآمد حسن داعی را مورد پرسش قرار می دهد. آقای سهیمی، از طرفداران پر و پا قرص پروژه هسته ای رژیم فراموش کرده است که درجریان دادگاه و بخصوص دوره دیسکاوری (جستجوی حقیقت)، تمامی مدارک مالیاتی و درآمد دو طرف در اختیار وکلای طرفین قرار می گیرد و اگر اشکال و یا تخلفی در این زمینه وجود می داشت، تاکنون علاوه بر سایتهای نایاک و شرکاء، آیت الله بی بی سی نیز یک برنامه 30 دقیقه ای خود را به آن اختصاص داده بود. لازم به یاددآوری است که آقای سهیمی شخصی است که طی یک مقاله در تاریخ 19 ژانویه 2006 گفته بود:

"اکثریت عظیم مردم ایران از برنامه هسته ای رژیم حمایت میکنند زیرا گذشته از آنکه از نظر اقتصادی به صرفه است، این برنامه تبدیل به سمبولی برای غرور ملت پر افتخار ایران گشته است.... بجز یک رژیم دست نشانده توسط غرب، هیچ رژیمی با هر گرایشی در ایران جرئت متوقف کردن برنامه انرژی هسته ای ایران را ندارد."(8) البته مردم آزادیخواه تهران در تظاهرات عظیم 13 آبان جواب سهیمی و آنانیکه پروژه هسته ای جمهوری اسلامی را حق مسلم می خوانند را به خوبی داده اند.(9)

بحث و جدلها در باره نقش لابی رژیم، نایاک و شخص تریتا پارسی هم در واشنگتن و محافل آمریکایی و هم در جامعه ایرانی مقیم آمریکا در حال اوجگیری است. هرچه بیشتر ایرانیان در مورد اعمال نایاک اطلاع پیدا می کنند، انزجار عمومی از این گروه افزایش پیدا می کند. ایرانیان مقیم آمریکا در حال پالایش جامعه خود از باندی هستند که نزدیک به یک دهه همچون یک بختک تحت نام نمایندگان ایرانیان بر واشنگتن و محافل تصمیم گیری و رسانه های جمعی آمریکا افتاده است. این حرکت مثبت ایرانیان مقیم آمریکا به موازات مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران به سوی خلاصی از تمامیت رژیم جمهوری اسلامی را باید به فال نیک گرفت. اگر تریتا پارسی یک کار مثبت برای جامعه ایرانی در آمریکا انجام داده باشد، شکایت از حسن داعی است که به مصداق عدو شود سبب خیر... عامل افشای خود و شبکه لابی جمهوری اسلامی در آمریکا شده است.

عبدی هزارخانی

13 آذر 1388

(1)http://www.washingtontimes.com/news/2009/nov/13/exclusive-did-iranian-advocacy-group-violate-laws/

(2)http://www.iranian-americans.com/docs/Part3/REGilchrest.pdf

(3)http://www.weeklystandard.com/weblogs/TWSFP/2009/11/the_iran_lobbys_war_on_voice_o.asp

(4)http://www.commentarymagazine.com/blogs/index.php/rubin/172412

(5)http://thefastertimes.com/diplomacy/2009/11/17/who-is-hassan-daioleslam/

 

(6)http://www.iranian-americans.com/persian/2009/11/462.html

(7)http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1562&Itemid=2

 

(8)http://www.nytimes.com/2006/01/19/opinion/19iht-edebadi.html?_r=1

(9)http://www.youtube.com/watch?v=RPOetQ2Cv4I