Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links


جلوه های گوناگون مماشات
تاکید بر لزوم مقابله با فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران:

چرا رژیم ایران باید مرکز و نقطه تمرکز برای مبارزه از سوی مبارزان و آزادیخواهان سراسر جهان قرار گیرد؟ این رژیم به چه دلیل یک تهدید منطقه ای و جهانی است؟ چرا ضرورت مقابله با حاکمان ایران بسا فراتر از مقابله با تهدیدات القائده و دیگر نیروهای بنیادگرای اسلامی است؟

1- رژیم ایران در قدرت دولتی قرار دارد و امکانات و منابع کشوری نظیر ایران را در اختیار دارد.

2- رژیم ایران مدتهاست که از سیستم یک نیروی صرفا بنیادگرای اسلامی عبور کرده و به یک سیستم منظم، دارای تشکیلات مدرن با قابلیت استفاده از آخرین امکانات تکنولوژیک مبدل شده است.

3- رژیم ایران در پی کشورگشایی و خروج از مرزهای جغرافیایی خود است. و به همین منظور عملیات تسخیر کشورها را آغاز کرده است. عراق اولین قدم است. ایجاد سازمانهایی نظیر حزب الله لبنان نیز در جهت کنترل لبنان است و رژیم با ابزار گوناگون قصد دارد ضربه خود را به اسرائیل وارد کند. در این مسیر بدست گیری کنترل اردن با جمعیتی بیش از 75 درصد فلسطینی، دخالت در کشورهای خلیج با کمک کمپانی و شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران، دخالت در امور مصر با تهییج بنیاگراهای این کشور، دخالت در افغانستان و چشم داشت به تحولات پاکستان، همه نمونه های کوچکی از عملیاتهای مقدماتی برای فتح نهایی است. عملیات آشکاری که با آزمایش اولین بمب اتمی آغاز کلید خواهد خورد.

4- بنیادگراهای وابسته به القائده و طالبان اساسا در سایز و اندازه و جنس رژیم ایران برای توجهات جهانی نیستند و هرگونه انحراف افکار از مقابله و تمرکز صرف بر روی رژیم ایران اشتباهی جبران ناپذیر خواهد بود.

مماشات و دستگاه اپیزمنت:

فاشیسم مذهبی بدون کمک دستگاه اپیزمنت قادر به پیشروی نیست. مماشات در دقیق ترین تعریف خود به معنای فضا دادن به فاشیسم و به مثابه تنفس گاه و بازوی کمکی فاشیسم عمل می کند. وقتی معامله با رژیم صورت می گیرد، مماشات انجام می شود. وقتی سیاست یک کشور عامل گرفته شدن ضرب جامعه جهانی بر روی رژیم می شود، مماشات صورت می گیرد. حتی وقتی که نقطه تمرکز از روی فاشیسم حتی به اندازه یک سانتیمتر بر اثر سیاست اپیزمنت کمی منحرف می شود، مماشات صورت می گیرد.

فاشیسم مذهبی بدون مماشات اگر نابود نشود، قطعا پیشروی نمی تواند بکند.

مماشات تمام شدنی نیست. کاملا از بین رفتنی نیست ولی می توان تنفسگاه فاشیسم را از طریق مبارزه با مماشات کوچک کرد. مماشات انواع گوناگون دارد. جنس و نوع اپیزمنت های گوناگون، مختلف است. اپیزمنت اروپایی با اپیزمنت آمریکایی متفاوت است. اپیزمنت چینی/ روسی با اپیزمنت آمریکای لاتینی فرق می کند. اما جالب است که فاشیسم مذهبی برای هر نوع اپیزمنت نقشه و طرحی جداگانه دارد و آنها را به دقت دنبال می کند.

اپیزمنت اروپایی به دنبال معامله است. در زمان رکود اقتصادی هر کشور اروپایی بنای آن را دارد که هم نسبت به کشور همسایه اروپایی خود در معامله با رژیم ایران دست بالا را بگیرد و هم نسبت به آمریکا که نفع اقتصادی ندارد و قید بازار و مبادله اقتصادی با ایران را یکسره زده است. اروپا و کشورهای تشکیل دهنده اش علاوه بر تزریق نفت و گاز و یورو به اقتصادشان برای باز کردن جای پا در خاور میانه آشفته می کوشند. مماشات اروپایی قصد دارد برای دهه های آینده سهم خود را از اکنون تثبیت کنند. دهان دستگاه اپیزمنت اروپایی در رویای منبع اکولوژیکی بنام ایران آب افتاده است و از همین رو ساختارهایش را برای این منظور از طرف حسابهای ایرانی چه در درون ایران و چه در خارج از ایران، از میان پناهندگان، پژوهشگران و استاتید آماده کرده است. جایزه دهندگان و جایزه گیرندگانش را پیرامون این ساختار ساخته است. فاشیسم مذهبی این را می داند و مانند صحنه تاتر نقش مقابل این ساختار را بازی می کند و پا به پای رل مقابل به پیش می رود.

نوع روسی حتی با نوع چینی تفاوت دارد. نوع چینی تشنه نفت است. اقتصادی که طی 10 الی 15 سال گذشته با رشد ناخالص ملی بالای 15 درصد می تازد، تشنه است. تشنه نفت است. کمبود نفت در این اقتصاد تازنده، فقط رشد ناخالص ملی را کند نمی کند، بلکه آن را فلج می کند. فاشیسم اسلامی بر این موضوع واقف است.

روسها در پی احیای آبروی از دست رفته خود در مقابل غرب و احیای افتخارات گذشته هستند. و فاشیسم مذهبی ابزاری برای چانه زنی با غرب می تواند باشد. فاشیسم اسلامی این را می داند و از آن استفاده می کند.

مماشات نوع چاوزی و کاسترویی اما گدایی استخوانی از فاشیسم است و فاشیسم این استخوان را براحتی برای آنها می اندازد و آمریکای لاتین در فکر این است که همکاری با رژیم اسلامی لگدی است که به امپریالیسم می زند.

نوع آمریکایی اپیزمنت اما با انواع دیگر تفاوت دارد. نوع آمریکایی بدنبال منافع اقتصادی (لااقل در حاضر) نیست. نوع آمریکایی گیر عراق و افغانستان است. نوع آمریکایی گیر مشکل اقتصادی داخلی و انتخابات داخلی است. نوع آمریکایی تا بحال تلفات سربازان آمریکایی زمین گیرش کرده است. برای همین هم می خواهد فعلا از رویارویی با رژیم اجنتاب کند. بحث صلح بین اسرائیل و فلسطین هم نه برای منزوی ساختن ایران است بلکه خود وزارت خارجه آمریکا هم می داند که بدون حل مسئله رژیم ایران، راه حلی برای صلح اسرائیل و فلسطین وجود ندارد. اگر تا چند سال گذشته می شد به صلح خاور میانه دست یافت، اکنون باید اول مسئله رژیم ایران حل شود. بخصوص پس از کودتای حماس بر علیه الفتح، دیگر موضوع فلسطین در دست فلسطینی ها نیست، بلکه این موضوع در تهران رقم می خورد. علاوه بر این، حزب الله لبنان دیگر نیرویی است که دیگر حتی اگر فلسطین هم موضوعش حل شود، لبنان عاملی دیگر برای جنگ افروزی در منطقه می شود. بنابراین آمریکا و یا بخش غالب وزارت خارجه آمریکا با پرداختن و منحرف کردن توجهات از روی رژیم (برای عدم رویارویی واقعی)، موضوع صلح خاور میانه را عمده می کند و این موضوع را به اسرائیل هم تحمیل می کند. در درون هیئت حاکمه اسرائیل نیز پذیرفتگانی (برای این خط)وجود دارند که با پذیرش خط وزارت خارجه آمریکا یا مجبور است و یا خود را گول می زند که رژیم از این طریق (پیش روی خط صلح با محمود عباس) بهانه را برای جنگ افروزی از دست می دهد. (وزیر پیشین وزارت خارجه اسرائیل در سایت فارسی وزارت خارجه اسرائیل)

حتی جناحهای مزبور در هیئت حاکمه آمریکا در حال تحمیل این موضوع هستند که اسرائیل باید یک ایران اتمی را تحمل کنند.( ....این همان چیزی است که بسیاری از آمریکایی ها در حال حاضر به اسرائیل پیشنهاد می کنند: یاد بگیرید که با بمب زندگی کنید...)

ناهوم بارنعاواینت نیوز،اسرائیل

شیمون پرز نیز در مصاحبه با زود دویچه سایتونگ به نوعی این خط انحرافی تغییر دولت در ایران را مطرح می کند: ( با تغییر دولت احمدی نژاد بسیاری از مسائل تغییر می کند)

به هر حال رژیم ایران بخوبی از ضعف آمریکا در طرح خاور میانه بزرگ آگاه است و از این موضوع بخوبی استفاده می کند. در این مسیر اکثر میدیای آمریکایی (خصوصی و دولتی) از هر فرصتی استفاده کرده و مسئله مذاکره بین دو کشور (ایران و آمریکا) را تبلیغ می کنند. افراد متخصصی برای مصاحبه به جلوی دوربین ها این میدیا می روند که مبلغ این خط باشند.

مماشات و اپیزمنت از هر جنس و نوعی، از هر فرصتی استفاده می کنند که فشارها (نمونه اروپایی) و یا توجهات(نمونه آمریکایی) را از روی رژیم بردارند. نوع چینی می خواهد با هر توجیهی جریان نفت ادامه یابد. نوع کاسترویی/چاوزی از لحاظ نظری برای مبارزه تخیلی خود با امپریالیسم از فاشیسم با شدت هر چه تمامتر حمایت می کنند و در این مسیر با یک تیر دو نشان می زنند( هم مبارزه کذایی را تشدید می کنند و هم دلار و یورو بدست می آورند). نوع روسی هم در خیال بازگرداندن عظمت روسیه و همچنین بالا بردن قدرت چانه زنی در مقابل غرب، زیرآب تصمیمات شورای امنیت در مورد رژیم را بزنند.

هدایت افشاری
28 دی 1386