|
ارتباط آلمانی مقاله افشاگرانه ای از هاآرتس به قلم بنیامین وینتال آقای بنیامین وینتال روز جمعه 23 نوامبر 2007 مقاله افشاگرانه ای در باره رابطه شرکتهای آلمانی با رژیم ایران در مورد تهیه مواد و تجهیزات هسته ای برای پروژه اتمی جمهوری اسلامی منتشر کرده است. در بخشی از این مقاله، آقای وینتال به نقل از دکتر موسوی زاده، مسئول حزب سبزهای ایران در آلمان، گوشه هایی از فعالیتهای سفارت رژیم ایران و آخوند زاده بستی سفیر ملاها در برلین و همچنین فعالیتهای عوامل و دیپلمات تروریستهای رژیم در آلمان و اروپا را برملا می کند. به گزیده هایی از این مقاله افشاگرانه توجه نمایید. متن ترجمه کامل این مقاله بزودی منتشر می شود. برلین- در اوایل سال 2005 پلیس گمرک آلمان به تعدادی از شرکتهای آلمانی در ارتباط با روابط مخفیانه با "ورو"، شرکت پوششی که مرکزش در برلین بود و بطور غیر قانونی تکنولوژی هسته ای و تجهیزات را به ایران صادر می کرد، یورش برد. 50 شرکت آلمانی در این عملیات قاچاچ دست داشتند که از طریق محمل یک راکتور اتمی واقع در شهر "روستف" در روسیه مواد و تجهیزات هسته ای را به بوشهر، شهری در جنوب ایران انتقال می دادند. "ورو" که اکنون غیر قانونی است، به عنوان سرپل و مجرایی برای عملیات رساندن تجهیزات برای پروژه اتمی رژیم ایران در سراسر آلمان فعال بود. دولت آلمان همکاری های تکنولوژیک هسته ای با ایران و 9 کشور دیگر منجمله اسرائیل را بدون داشتن مجوز مخصوص از دولت فدرال ممنوع کرده است. اما دولت روسیه شامل این ممنوعیت و دریافت مجوز نمی باشد. از همین رو، شرکتهای مهندسی آلمان به آسانی این ممنوعیت را از طریق مقصد روسیه که در میان این 10 کشور برای کنترل صادارت نیست، دور می زنند. هارتسویگ مولر، رئیس سرویس اطلاعات داخلی در ایالت راین وستفالیا در مقاله ای در هفته نامه "دی سایت"در اواخر اوت به این موضوع اشاره می کند. کمپانی های آلمانی از رابطه تجاری خوب میان آلمان و ایران کاملا سوء استفاده می کنند. رد پای هسته ای میان آلمان و ایران ابتدا از کمپانی معظم زیمنس شروع شد که در ضمن یکی از بزرگترین شرکت کنندگان در احداث نیروگاه بوشهر بود. جنگ سرد باعث شد که مدلهای متفاوتی از نیروگاههای هسته ای بین کشورهای غربی و روسیه بوجود آید. قطع روابط تکنولوژیک بین شرق و غرب عامل تفاوتهای تکنولوژیک زیادی شد. موارد تکنیکی نیروگاه بوشهر که با تکنولوژی آلمانی آغاز شده بود اکنون می تواند به این سوال پاسخ دهد که چرا ایرانیان شدیدا به دنبال دستیابی به تجهیزات آلمانی هستند. شهر "پستدام" در مرز لهستان مرکز مبادلات تجهیزات برای بوشهر است. عملیات (در این شهر) شامل شبکه های وسیعی از شرکتها و واسطه هاست که در این تجارت غیر قانونی شرکت دارند. در اواسط 2006 و سپتامبر 2007 درجه بالای حساسیتها در تحقیققات، چندین مامور سفارت آمریکا را به ملاقات "کریستف لنگ" بازرس عمومی مسئول پرونده قاچاق کشاند. در حالی که سفارت آمریکا این ملاقات را تایید نمی کند، بازرس پتسدامی گزارشات مطبوعات را در مورد بوشهر تایید کرد. "لنگ" در مورد جرمهای اقتصادی و جرمهای جنایی سطح بالا تحقیق می کند. او می گوید آنچه که وی کشف کرده است تنها نوک کوه یخ است. منظور او مبادلات بازار سیاه تکنولوژی هسته ای برای ایران است. او اشاره می کند که در این معامله 50 شرکت آلمانی در انتقال ماشینها و قطعات به بوشهر دست داشتند که در آن مبلغ 150 میلیون دلار رد و بدل شد. باقی 650 میلیون دلار در معامله 800 میلیون دلاری روسی جایی به ثبت نرسیده است. لنگ می گوید که روسها می توانند سیمان و استیل تهیه کنند اما تکنولوژی برتر را باید از آلمان بخرند. هفته نامه معتبر اشپیگل در تاریخ سپتامبر 2004 در یک مطلب اتفاقی گزارشی در مورد "هلموت ر" یک تاجر 53 ساله آلمانی که به عنوان یک واسطه برای پروژه اتمی ایرانی ها کار می کرد، منتشر کرد. بنا بر گفته دفتر دادستانی فدرال، این تاجر طراحی انتقال "تله مانوپولیتور" که از آن برای سوزاندن برخی مواد به لحاظ ایمنی استفاده می شود، را به عهده داشته است. 24 دستگاه مربوطه هرگز به ایران نرسید و در اواخر ژوئن یک شخص ناشناس یک بمب قلابی را در جلوی در خانه هلموت گذاشت و به او اخطار کرد که کار برای ایرانیها را متوقف کند. اشپیگل نوشت که ماموران امنیتی آلمان معتقدند که موساد در پشت این عمل قرار داشته است. دکتر "ماتیاس کونتسل" یک محقق سیاسی که تحقیقات وسیعی در مورد روابط ایران و آلمان دارد و کتابی نیز با عنوان "جهاد و تنفر از یهودیان: اسلامیسم، نازیسم و ریشه های 11 سپتامبر (نشر تلوس)" به رشته تحریر درآورده است می گوید که روابط نظامی و امنیتی میان ایران و آلمان یک سنت دیرینه است. او می گوید که در اوایل سال 1990نزدیکی عمیقی میان ایران و آلمان وجود داشت که طی آن افراد امنیتی ایرانی در ایالات مونیخ و باواریا تعلیم و آموزش می دیدند و این رابطه تاکنون زیاد هم تغییر نکرده است. رابطه صمیمانه میان رژیم ایران و آلمان یکی از دلایل نگرانی مسئول حزب سبزهای ایران که اکنون در تبعید است، می باشد. دکتر کاظم موسوی زاده بحث و جدل جدیدی را در این مورد دامن زده است و بسیار تند و تیز سیاست مماشات آلمانی ها را با ملاها مورد انتقاد قرار می دهد. دکتر موسوی زاده به هاآرتس گفت که سفیر ایران در آلمان، محمد مهدی آخوند زاده بستی مسئول هماهنگ کننده مبادله مخفیانه مواد هسته ای و لجستیکی از اروپا به ایران برای پروژه هسته ای ملاهاست. سابقه جنایی بستی این موضوع را که تاکنون نادیده گرفته شده برای وسایل ارتباط جمعی جالب می کند: یک شبکه وسیع و عظیم عوامل اطلاعاتی رژیم ایران با هدف خاموش کردن مخالفان ایرانی در آلمان و همچنین انتقال سخت افزارها نظامی و تکنولوژی هسته ای مشغول بکار است. موسوی زاده می گوید که "160 دیپلمات برای سفیر بستی در برلین کار می کنند و 650 ایرانی دیگر برای دولت اسلامی در سراسر آلمان مشغول به فعالیت هستند. اینها دیپلماتهای معمولی نیستند، بلکه مامورانی هستند که در رابطه با مسائل نظامی و پروژه اتمی مشغول بکارند." یک منبع نیروی انتظامی تایید کرد که شبکه ماموران اطلاعاتی ایرانی افراد محتاج و ضعیف النفس را مورد بهره برداری قرار می دهند. موسوی زاده می گوید: "پروژه هسته ای برای محمود احمد نژاد یک موضوع حیاتی بشمار می رود." نویسنده یک ژورنالیست آمریکای ساکن برلین است که برای مطبوعات اسرائیلی و آلمانی گزارش تهیه می کند. |