|
واکنش اپوزسیون به قرار گرفتن سپاه پاسداران در لیست تروریستی در ابتدا هیچ نبود به جز تیغ رژیم بر گردن مردم و اپوزسیون. رژیم کشت و کشت، اعدام کرد و اعدام کرد. بعد از آنهم هم بعد از آتش بس در زندانها قتل عام راه انداخت. در جهان خبری نشد. افکار عمومی بین المللی متوجه نشد. فقط گاه گداری رژیم در مجمع سالانه حقوق بشر محکوم می شد. رژیم همچنان کشت و سرکوب کرد. خاتمی آمد برخی خوشحال شدند که کشتار رژیم تخفیف می یابد. اینطور نشد. بجایش قتلهای زنجیره ای اتفاق افتاد. 18 تیر بوقوع پیوست. جنبش دانشجویی شدید تر سرکوب شد. خاتمی شعار گفتگوی تمدنها را داد. در داخل رژیم همچنان کشت و کشت، شکنجه کرد و اعدامها دوباره مانند خرداد 60 به افراد زیر 18 سال کشیده شد. برخی حتی در اپوزسیون برای خاتمی تبلیغ کردند. بعد، پروژه هسته ای رژیم افشاء شد. چهره جهان به سوی رژیم چرخید. توجه افکار عمومی جهانی به ایران جلب شد. خاتمی بمیان پرید و اعلام کرد که بعله ما برنامه هسته ای داریم اما صلح آمیز است. دنیا باور نکرد. توجه دنیا بر اثر افشاء اتمی، به حقوق بشر هم جلب شد. در داخل، رژیم همچنان کشت و شکنجه کرد و سرکوب کرد. پس از آن، رژیم به خاتمی و ماسک احتیاج نداشت. احمدی نژاد آمد. رژیم یکدست تر برای رو در رویی با جهان خود را آماده کرد. در داخل کشتار و شکنجه و سرکوب به طور مداوم ادامه یافت. احمدی نژاد هولاکاست را انکار کرد و اسراییل را تهدید به نابودی کرد. افکار عمومی دنیا دید که اینها چه جانورانی هستند. جهان رژیم را تهدید به تحریم کرد. اپوزسیون به دو دسته تبدیل شد. یک عده گفتند که تحریمها به مردم ایران فشار می آورد و نه به رژیم. موافقان تحریم گفتند که تحریم رژیم را ضعیف و در نهایت وادار به عقب نشینی می کند. بعد صحبت از تحریم هوشمند شد. اکثر اپوزسیون لااقل در مورد تحریمهای سیاسی و نظامی با یکدیگر هم عقیده بودند. البته بودند کسانی که در این میان به نفع رژیم برای خروج رژیم از انزوای بین المللی لابی می کردند. اما اپوزسیون در کلیت خواهان این بود که ابتدا رژیم تحریم تسلیحاتی و سپس تحریم سیاسی بشود. آمریکا در هفته گذشته اعلام کرد که قصد دارد سپاه پاسداران، ستون فقرات نظامی سیاسی رژیم را در لیست لیست تروریستی بگذارد. این بیشتر از درخواست اپوزسیون واقعی مبنی بر تحریم نظامی و تسلیحاتی بود. هیچ صدایی از اپوزسیون در نیامد. همه سکوت کردند. پس خواست تحریم نظامی که می گفتید چه شد؟ از آن سو، آنانیکه به نفع رژیم و برای جوش دادن ارتباط رژیم جمهوری اسلامی با غرب و آمریکا تلاش می کردند، شروع کردند به ایجاد گرد و خاک که ای وای این کار به جنگ می انجامد. دیگران و اپوزسیون را ترساندند که اگر از تروریست نامیدن سپاه حمایت کنید، درطرف جنگ طلبان قرار می گیرید. یک هفته پس از اعلام این خبر، هنوز اپوزسیون گنگ و متحیر مانده که چه کند. باید به گروههای اپوزسیون واقعی گفت: نترسید. از مارک و برچسب خوردن نترسید. اتفاقا تحریم تسلیحاتی رژیم و قرار گرفتن سپاه در لیست عامل بازدارنده جنگ است. رژیم به لحاظ تاریخی نشان داده است که آنهنگام که زور در برابرش باشد عقب نشینی می کند. تنها چاره گریز از جنگ، ریختن دندانهای رژیم و عقب نشینی است. رژیم در های و هوی می تواند قدرت بگیرد، در عقب نشینی فرو می ریزد. مگر همین رژیم در اوایل حمله آمریکا به عراق با دستپاچگی پیشنهادی را به سفارت سوئیس نبرد. مگر قبول نکرد که اگر آمریکا بپذیرد که حداقل ظاهر و آبروی این بوزینگان را حفظ کند، رژیم حاضر است هم دست از اتم بکشد و هم حزب الله و فلسطین و منظقه را رها کند. گرچه به لحاظ استراتژیک اینکار را نمی کرد، اما ژست عقب نشینی را می گرفت. رژیم را باید در حد همین اداهای تسلیم شدن هم که شده، وادار به پذیرفتن ضعف و زبونی کرد. توقف نقض حقوق بشر هم در گرو همین است. وقتی که شاخ رژیم در موقعیت عقب نشینی بشکند، بنیادگراهای منطقه هم برایش تره خورد نمی کنند و آنها هم به لحاظ روانشناسانه فرو می ریزند. مگر ما بعنوان نیروی اپوزسیون خواستار تحریمهای تسلیحاتی و نظامی رژیم نبودیم؟ بفرمایید اینهم قدم اولش. قدمی بزرگ که باید از آن حمایت کنیم. نترسید. از مارک و برچسب نترسید. هوچی گرها نفعشان در شانتاژ است. کارشان اینست. پول می گیرند که اینکار را بکنند. نترسید، از قرار گرفتن سپاه پاسداران در لیست تروریستی حمایت کنید. هدایت الله افشاری 31 مرداد 1386 |