Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links


سخن سیاسی روز 12 مهر 1385

نظریاتی در مورد انتشار نامه خمینی توسط رفسنجانی

طی روزهای اخیر هاشمی رفسنجانی که به نظر برخی از تحلیلگران دومین فرد صاحب نام در تاریخ جمهوری اسلامی پس از خمینی محسوب می شود با انتشار نامه ای از سلف خود در مورد جنگ، حدس و گمانهای بسیاری را بوجود آورده است. برخی ها انتشار این نامه را یورش تازه ائتلاف جدید جناحهای غیر حاکم رژیم متشکل از کارگزاران، خاتمی چیان، اکثریت 2 خردادی ها، کروبی و افراد ریز و درشت و پخش و پلا شده ناشی از یکدست شدن رژیم پس از انتخاب احمدی نژاد و تصرف مجلس هفتم توسط سپاه ارزیابی می کنند. طرفداران این نظریه آخرین حرکت رفسنجانی در رو کردن دستخط خمینی را بی ربط به امید اروپا و تا حدی آمریکا برای تغییر یا حداقل تعدیل سیاستهای افراطی دستگاه کنونی حاکم نمی بینند. تعدادی از تحلیلگران نیز جدالهای اخیر میان باندهای مغلوب رژیم را مربوط به انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبری در آبان ماه امسال می دانند که کنترل بر آن می تواند بسیاری از چشم اندازهای تسلط بر دستگاه حکومتی در آینده را به نفع هر یک از جناجها رقم بزند. برخی نیز که به تئوری توطئه معتقدند اینگونه می پندارند که رژیم همه عناصر را آگاهانه به کار گرفته است تا از این طریق باایچاد مفر یا راه حل آلترناتیو، تضمینی برای کلیت سیستم در مواجه با خطر احتمالی در صورت بن بست جدی در رویارویی با شورای امنیت را بوجود آورد.

سفر اخیر خاتمی به آمریکا با وجود امکان مانور کمی که به لحاظ سیاسی و در مورد غنی سازی در اختیار داشت (تا حد فقط پذیرفتن هولاکاست و اسرائیل)، این پیام را برای غرب به ارمغان آورده بود که هنوز هرچند ناچیز، امیدی به تغییر یا تعدیل از درون وجود دارد. در ادامه این سفر، دعوت خاتمی رئیس جمهور پیشین به چتهم هاوس لندن و سخنرانیش در این محل در اواخر ماه اکتبر که به لحاظ تاریخی سیاستهای خارجی آینده بریتانیا را منعکس می کند، نشانگر اینست که دولت انگلیس این گزینه را مورد آزمایش و ارزیابی جدی و حتی پشتبانی قرار می دهد. باز گذاشتن دست خاتمی در سفر به آمریکا از سوی وزارت خارجه این کشور نیز نشان از این داشت که به موازات ایستادگی ایالات متحده در برابر دستگاه حاکم ایران، اجازه دادن به نضج گرفتن جناحهای مقابل در درون رژیم، اگر سودی نداشته باشد، ضرری نیز ندارد. و اکنون سخنرانی خاتمی در چتهم هاوس لندن که دارای اهمیت بسیاری است، می تواند جناح مغلوب رژیم را به جلو سوق دهد. تحرکات خاتمی، نق و نوق زدنهای کروبی و آخرین تعرض رفسنجانی در انتشار نامه خمینی، همه تاییدی بر نظریه اول یعنی یورش تازه ائتلاف باندهای معترض درونی رژیم به نحوه اداره امور توسط سپاه می تواند باشد. این نکته که آیا این تلاشها با پشتوانه غرب برای تحمیل خود به دولت احمدی نژاد است یا اینکه این جناحها حرکت را آغاز کرده اند تا به عنوان نیرویی توسط غرب جدی گرفته شوند، تفاوتی در ماهیت امر بوجود نمی آورد. نکته ای که در باره این نظریه مهم بنظر می رسد اینست که دولت، مجلس و هیات مذاکره کننده اتمی کنونی نمی توانند با وجود مسئله آفرینی های باندهای مقابل بخصوص با چهره شدن رفسنجانی و پیوستن احتمالی منتظری به این جمع، موضع قاطع خود را در مذاکرات حساس اتمی با جهان غرب خفظ کنند. تمامی مقصود لاریجانی و باند سپاه در موش و گربه بازی اتمی (آخرین مورد پیشنهاد غنی سازی توسط فرانسه) و عدم عقب نشینی در مذاکرات اتمی، تحمیل کردن حداقل خواستهای خود به طرفهای مقابل است تا نشان دهد که بعنوان یک دولت مقتدر پیروز از این رویارویی بیرون آمده است. بنابراین با ادامه پیگیری جناح رفسنجانی، باند احمدی نژاد چاره ای ندارد که دست به سرکوب بیشتر جناح مقابلش بزند. البته این حرکت متناسب با توان جناح حاکم و موقعیت انفجاری جامعه آسان بنظر نمی رسد. در این میان نقش خامنه ای و سکوتش بسیار جالب است. خامنه ای در تقابل میان جناح حاکم (مافیای سپاه) و جناح مغلوب، کاملا آچمز بنظر می رسد. حظور رفسنجانی در طرف مقابل دست خامنه ای را برای موضعگیری بنفع قدرت حاکم می بندد چرا که همین رفسنجانی اصلی ترین عامل انتخاب خامنه ای به عنوان ولی فقیه پس از مرگ خمینی بود. ترس از افشاگری های رفسنجانی در صورت دخالت خامنه ای، ولی فقیه را در این ماجرا در بیرون گود نگاه داشته است. همین موضوع بیانگر عدم تحرک ولی فقیه پوشالی رژیم در مقابل مافیای سپاه پاسداران و فرماندهان نظامی است.

تحلیل دوم یعنی تحرک جناحها بخاطر انتخابات آبان ماه مجلس خبرگان نیز بی تاثیر در جنب و جوش اخیر، هم در طیف سیاسی قدرت، و هم درطیف مذهبی در حوزه علمیه میان دایناسورالله های قم نیست. جدلهای لفظی میان مشکینی و یزدی در مباحث فقهی در مورد شیوه برگزیدن رهبری، عرض اندامهای مصباج یزدی در این میان و تحرکات رفسنجانی برای انتخابات مجلس خبرگان همه موید این نظریه است. آنچه که در این میان اهمیت می یابد، اقدام سیاسی تشکیلات مافیای سپاه در کنترل انتخابات بود که با انتخاب هاشمی ثمره به عنوان رئیس هیات نظارت که به گفته برخی از آگاهان اصلی ترین فرد خط دهنده در کابینه احمدی نژاد محسوب می شود، آب پاکی را بر روی دست همه طرف حسابها ریخت و امیدها را برای تغییر از طریق انتخابات داخلی رژیم به یاس مبدل ساخت. از نتایج این حرکت دولت احمدی نژاد علاوه بر تکمیل کنترل سپاه بر همه ارگانها و آخرینش مجلس خبرگان، سوزانده شدن خط تبلیغ برای بسیج در انتخابات رژیم برای ایجاد تغییر داخلی( مدل 2 خرداد) است. از اصلی ترین شاخصهای علنی این خط در خارج کشور، مسعود بهنود- ابراهیم نبوی- فرح کریمی و افراد پیرامون نشریه اینترنتی روز هستند.

تئوری توطئه به این معنی که همه جنگهای داخلی رژیم زرگری است و رژیم برای روز مبادا و برای خروج از بن بست کامل و رو کردن رفسنجانی و جناح مغلوب برای جلوگیری از تحریمهای گسترده و جنگ احتمالی خارجی، دست به این بازیها می زند، در مقابل دو نظریه دیگر نمی تواند از ارزش تحلیلی همسنگ برخوردار باشد. اگر جمهوری اسلامی آنچنان در اجرای سناریوها زبردست بود، در صورت ضعف کنونی اپوزسیون، تاکنون وضعی بمراتب بهتر داشت. اینکه رژیم در گذشته گاها از تناقضات موجود در سیستمش بخصوص در گیج کردن جهان خارج به بهترین شکلی استفاده کرده است، جای تردید نیست، اما از نظر نباید دور داشت که تناقضات مصنوعی و ساخته و پرداخته کارگردانان رژیم نبودند. علاوه بر این دستگاه حاکم اگر کنترل کامل بر همه عناصر صحنه داشت، می توانست همین بازی را بدون حذف کامل رقبا و پذیرش ریسک و خطر در مقاطع مختلف انجام دهد. آنچه که بیشتر محتمل بنظر می رسد، جدی بودن کامل تشکیلات و باند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات در کنترل و قبضه همه جانبه است و اگر هنوز تعرض آشکاری در ساکت کردن صدای همه رقبای درونی نکرده است، بدلیل عدم حضور آنان در سه دستگاه قانون گذاری، اجرایی و قضایی است و در نتیجه نبود تهدید بالفعل از سوی آنان است. اما همانطور که در بالا نیز اشاره شد، اگر این فشارها بتواند در کند کردن تیغ ایستادگی رژیم در مذاکرات اتمی و یا سهم گیری در مداخلات منطقه ای موثر باشد، جناح حاکم ریسک و خطر آشوب در اجتماع در صورت سرکوب افراد سرشناس جناح مقابل را نیز به جان می خرد.