Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links


گفتگو با عبدی هزارخانی در مورد اجلاس حزب سبزهای ایران، وضعیت رژیم، اپوزسیون و مسائل روز

ایران سبز: آقای هزارخانی لطفا برای بازدید کنندگان سایت ایران سبز با توجه به مباحثی که در اجلاس شورای مرکزی حزب بر روی آنها گفتگو شد، نظرتان را در مورد اوضاع سیاسی جاری توضیح دهید. وضعیت رژیم و موقعیت اپوزسیون و بطور کل توازن نیروها چه می بینید؟

با سلام خدمت همه ایرانیان آزادیخواه. بله در اجلاس حزب ما در باره اوضاع متحول کنونی که هر روز شتاب بیشتری می گیرد، به تفضیل صحبت کردیم. از حضور تعدادی از اساتید محترم محیط زیست و همچنین نمایندگان تعدادی از سازمانهای غیر دولتی از ایران و البته غیر وابسته به رژیم! مفتخر شدیم و از نظراتشان استفاده کردیم. می دانید که جمهوری اسلامی همانطور که خودش هم اعتراف کرده است بسیاری از ان جی او های وابسته به خودش را سازماندهی کرده است که از آنها بطرق مختلف بهره برداری می کند که خودش موضوع جداگانه ای است و در این گفتگوها با نمایندگان ان جی او های واقعی به تفضیل راجع به این موارد بحث و گفتگو شد.

همانطور که گفتم سرعت تحولات آنقدر زیاد است که اگر من فقط به صحبتهای ارائه شده در اجلاس اشاره کنم، بسیار ناقص می شود. ما هرروزه با رفقا و دوستان حزب در حال تحلیل و مشورت و گفتگو هستیم. بنابراین اجاره بدهید جوهر نظرات را در باره آنچه که در این دوران رخ داده و یا در حال رخ دادن است خدمتتان عرض کنم.

به اعتقاد ما رویارویی موجود میان شورای امنیت ملل متحد و رژیم جمهوری اسلامی به نقطه قفل شدگی رسیده است و هیچکدام از طرفین قدرت حرکت به جلو یا عقب را ندارند. هر چه این قفل شدگی بیشتر ادامه پیدا کند، فجایع گوناگونی در جاهای مختلف مثل لبنان، فلسطیین و عراق و یا جاهای دیگر بیرون می زند. حزب سبزهای ایران مداوما از ابتدا اعلام کرده بود که راز برون رفت از مشکلی که رژیم ایران برای دنیا آفریده است، در اولین قدم منوط به درک ماهیت این رژیم از سوی نیروهای اپوزسیون ایران و جهان غرب و کشورهای دیگر است. در یک کلام دنیا و منجمله ایرانیان آزادیخواه باید به این درک برسند که این رژیم یک رژیم فاشیستی است آنهم از نوع مذهبی که بسیار خطرناکتر از انواع کلاسیکش است. رفیقمان کیوان موضوع را در مطلبی با نام ضرورت سرنگونی رژیم فاشیسم مذهبی به هر صورت ممکن که ترجمه انگلیسی آن نیز با عنوان فاشیسم، اینبار از نوع مذهبی، برای همگان درج شده است، بخوبی فرموله کرده است و من یکبار دیگر توجه همگان را به جوهر این نظرات جلب می کنم.

چرا گفتیم و می گوییم که پیدا کردن راه حل بن بست کنونی بدون در نظر گرفتن ماهیت فاشیسم مذهبی رژیم نه تنها غیر ممکن است بلکه به فجایع بیشتر و بیشتر ختم می شود، برای اینکه نوع حرکت مخالفان این رژیم کاملا بستگی به این دارد که بدانند حریفشان کیست. به عنوان مثال اگر این رژیم را یک رژیم سلطانی بدانیم و نه فاشیستی، همانطور که آن آقا بعد از گشت و گذار جهانی بالاخره در دانشگاه جرج تاون آمریکا در سخنرانی اش گفت. خوب اولین چیزی که به ذهن می آید، یک استبداد از نوع ناصرالدین شاهی و سلطان صاحبقران است. اگر نوع حکومت سلطانی باشد بر طبق گفته ایشان حتما اپوزسیونش باید از درون روشنفکری دینی بیرون بیاید مثل سید جماالدین اسدآبادی که در همان زمان ناصرالدین شاه تفکر دینی را برای مقابله با استبداد قاجار پیش روی گذاشته بود. اتقاقا این آقا هم دقیقا همین نوع نگرش دینی را به عنوان راه حل مطرح کرد. با گفتن اینکه رژیم سلطانی است، می خواهند موضوع را ساده سازی کنند و ساده انگارانه باید منتظر میرزا رضای کرمانی باشیم که بیاید کار را در صحن حضرت عبدالعزیم تمام کند و مردم را از شر سلطان خلاص کند. بیان این مطالب توسط هرکس ، اگر دروغ گویی نباشد، ساده لوحی است.

اطلاق واژه فاشیسم مذهبی، برای توهین نیست بلکه بدون اذعان این واقعیت اپوزسیون یک قدم هم نمی تواند پیش رود. کاملا شاهد این موضوع هستیم. همین الان را نگاه کنیم. وقتی دولت احمدی نژاد بر سر کار آمد و رژیم پس از افشای پروژه هسته اش دیگر نیازی به وجود دلقکهایی مانند خاتمی ندید، شمشیر را از رو بست. خنده دار اینست که هنوز تعدادی مثل جماعت روزآنلاین می گویند که اگر مردم رفسنجانی را انتخاب! می کردند، اوضاع چنین نمی شد. همینها پرت و پلا را به جایی می رسانند که می گویند هنوز دیر نیست و باید قوا را در انتخابات بعدی متمرکز کرد و سخت سران را دوباره مثل 2 خرداد 76 به عقب راند(بقول شاملو توفان خنده ها). داشتم عرض می کردم که کدام موقعیت از این که هست باید بهتر می بود که اپوزسیون واقعی رژیم در مقابل دولتی که به نمایندگی از این رژیم اینقدر در سطح جهان اینقدر منفور است و دیگر هیچ عذر و بهانه (از انواعی که برای خاتمی بود) و فضا، چه در داخل و چه در خارج برای مانور ندارد، بتواند همسو شود. اما متاسفانه می بینیم که اپوزسیون در حال حاضر از زمان خاتمی هم بیشتر متفرق است. چرا؟ اولین دلیلش این است که اعتقاد ندارند که جمهوری اسلامی فاشیسم مذهبی است و آنهایی هم که دارند و توانایی اش را هم دارند، یا فقط دنبال پروژه های مبارزاتی خاص خودشان هستند،غافل از اینکه ایجاد ظرف جبهه فاشیسم مذهبی می تواند پروژه هایشان را بهتر پیش ببرد و در مقابل خطرات رژیم برایشان مصنویت ایجاد کند. نتبجه این است که می بینیم حرکتی در راستای همبستگی نیروهای اپوزیسیون واقعی شکل نگرفته است.

خدمتتان بگویم که این مشکل فقط مربوط به طرف حسابهای ایرانی نیست. جهان خارج هم که اینقدر آی دزد آی دزد می کند، هنوز به این واقعیت نرسیده است که با این رژیم باید به مثابه فاشیسم از نوع مذهبی برخورد کند. آنهایی که دنبال منافع اقتصادی شان هستند که هیچ. همین آمریکا که سردمداری ایجاد فشار بر روی جمهوری اسلامی را بر عهده دارد هنوز می خواهد از درون همینها یکجوری یک شکل مناسب بیرون بیاورد و هنوز معتقد است که می تواند بصورت کم هزینه موتور لشگر درهم پاشیده 2 خردادی را با رهبری جدیدی به حرکت بیاندازد و خلاصه سر و ته ماجرا را هم بیاورد. از کجا چینین ادعایی می کنم، منابع ارتباط جمعی تصویری، اینترنتی رسمی وزارت خارجه آمریکا از قبیل برنامه های گوناگون تلوزیون صدای آمریکا و رادیو فردا که به سوی ایران برنامه پخش می کنند، را ببینید. ایکاش شدنی بود و ساده می شد موضوع را حل کرد. اینجاست که دوباره تاکید می کنم ماهیت این رژیم فاشیسم مذهبی است و هر روزی که بقایش طولانی تر شود، هزینه ای که همه، همه اعم از ایرانی و خارجی پرداخت خواهند کرد، چندین برابر می شود. در حالی که جهان خارج با چشم دوختن به نیروهای فشل ایرانی دارد وقت را از دست می دهد، رژیم پاسدار- آخوندی (خود این ترم پاسدار- آخوند که حزب سبزهای ایران بکار می برد، تحلیل پشتش هست که بعدا به آن می پردازیم) در فکر برهم زدن توازن منطقه ای و جهانی است و شوخی هم ندارد همانطور که هیتلر در دهه 30 قرن گذشته نداشت.

در مورد وضعیت رژیم پرسیدید. در واقع موقعیت رژیم اکنون از رقبایش بهتر است، نه اینکه خوب است. در داخل که راحت می زند و می کشد و بقول معروف سکوت گورستانی ایجاد کرده است. عراق را اگر از این زاویه ببینیم که رژیم هر وقت بخواهد می تواند به آشوب بکشد، تحت کنترل دارد و اکنون هم که بازی خطرناکی در لبنان راه انداخته است که معلوم نیست به کجا بکشد. البته برایش بهتر می بود که پرونده اتمی اش به شورای امنیت نمی رفت. البته برایش بهتر بود که مجاهدین در عراق احزاب مختلف را بر علیه سیاستهایش بسیج نمی کرد و البته برایش بهتر است که نوار امنیتی پاکسازی شده در جنوب لبنان که موشکهای صادراتی اش در دست حزب الله بی خاصیت شوند، بوجود نیاید. منظور از موقعیت بهتر، نه موقعیت خوب است اما بصورت واقعی هنوز مهمات کافی در اختیار دارد که ایستادگی کند و در برخی مواقع پیشروی.

ما از ابتدا بیشترین احتمال را روی این می دادیم که رژیم در ماجرای اتمی اش عقب نشینی نکند. هنوز هم فکر می کنیم که این گزینه در خطی که می رود برایش بهتر است و روی آن می ایستد. البته اگر پارامترهای دیگر تاثیرات غیرمترقبه بوجود نیاورد. سال گذشته در برنامه تلوزیونی نگاه سبز اعلام کردیم که رژیم ظرف شش ماه تا یکسال اعلام می کند که قدرت غنی سازی اورانیوم را دارد. این اتفاق افتاد و اکنون هم محتمل است که از ادامه پروژه هسته ای اش دست برندارد و همین موضوع اوضاع را به حالت انفجاری می کشاند.

چه می شود کرد؟ همان که گفتم. اول باید نیروهای اپوزیسیون به این درک برسند که در مقابلشان یک رژیم فاشیسم مذهبی است. توهم نباید داشته باشیم تعداد آنهایی که به این درک برسند زیاد نیستند. برخی به دنبال" حق مسلم ماست" رفتند. برخی در چاه جیغهای ضد امپریالیستی احمدی نژاد افتادند و الان هم تعدادی در چاله حمایت از مبارزات ضد صهیونیستی حزب الله می افتند. غافل از اینکه عامل و منبع جنگ در حال حاضر در منطقه، رژیم جمهوری اسلامی است. ما طرفدار صلح و آتش بس هستیم و بواقع کیست که از این صحنه های دلخراش در هر دو سو دلش به درد نیاید اما واقعیت این است که تا وقتی جمهوری اسلامی در قدرت است، جهان شاهد این فجایع خواهد بود. صلح طلبان واقعی باید با هم برای سرنگونی رژیم ایران متحد شوند.

می گفتم که همین تعداد نیروهایی که بواقع از ماهیت رژیم درک درستی دارند باید ظرف جبهه ضد فاشیسم مذهبی را درست کنند. اسم و رسم مهم نیست. چیزی با این مضمون. در قدم بعد باید با تلاشهای بین المللی که تا آنموقع به نادرستی کارهای تاکنونی شان رسیده اند، همسو شوند. این رژیم فاشیسم مذهبی تنها در مقابل مجموع برآمد نیروهای داخلی و بین المللی است که می تواند زمین بخورد. اگر چنین نشود، جنگ و بدبختی گریبان همه را خواهد گرفت. نه نیروهای خارجی به تنهایی می توانند این رژیم را عقب برانند یا زمین بزنند و نه نیروهای همبسته داخلی بدون سوار شدن بر موج تضاد جهانی با رژیم می توانند به جایی برسند، یک نیرو که دیگر جای خود را دارد. ما اعتقاد داریم در بر همین پاشنه خواهند چرخید مگر الزامات این برآمد و همسو شدن نیروهای داخلی و خارجی فراهم شود. مجموعه اپوزسیون ضد فاشیست ایرانی (جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی) اگر در راس تلاشهای نیروهای بین المللی قرار بگیرد خطر شعله ور شدن جنگ در خاور میانه را خنثی می کند و می تواند شاخ فاشیسم مذهبی را بشکند. همه به این واقعیت خواهند رسید اما کی؟ آن مهم است.

16 مرداد 1385