Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links


نگاهی به شرایط بشدت متحول کنونی (1)
کیوان کابلی

بسیاری از ایرانیان و تحلیلگران خارجی معتقدند که سخنان تندروانه و قلدری چالشگرانه سردمداران فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران در برابر غرب و آمریکا ناشی از جنون و دیوانگی محض است که سرانجام خوشی برایشان به همراه نخواهد آورد. سخنان خامنه ای در مورد آمادگی تهران برای در اختیار گذاشتن فناوری هسته ای به کشورهای دیگر، تنها دو روز مانده به گزارش رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای رژیم، و شعار"حق مسلم ماست" احمدی نژاد فقط یکروز مانده به ضرب العجل توقف غنی سازی ، ظاهرا تصدیقی ظاهری بر تئوری جنون سران رژیم است. نگرشی عمیق به روند بسیار شتابان اوضاع اما واقعیت دیگری را بدست می دهد. واقعیت اینست که رژیم جمهوری اسلامی بهترین شانس ماندگاری خود را در حمله ناپخته و زودرس غرب می بیند و از همین رو در تحریک طرفهای غربی و هل دادن آنها برای چنین اتفاقی سنگ تمام می گذارد.

رژیم پاسدار- آخوندی حاکم در آرزوی تثبیت دائمی خود که تاکنون در هیچیک از دورانهای گذار خود هرگز بدان دست نیافته است، از چندین سرفصل قابل تفکیک گذشته است. تحمیل خود به باشگاه کشورهای اتمی در جهان، یکی از ابزارهای موثر برای تثبیت رژیم بوده است. تا سال 1381 که پروژه مخفیانه هسته ای رژیم توسط مجاهدین خلق به صورت مشخص و مدلل و با مدارک کافی قابل قبول غرب، افشاء نشده بود، حاکمان تهران علیرغم لفاظی های گاه و بیگاه، سعی داشتند که نه تنها با غرب سر و شاخ نشوند، بلکه وارد معاملات متعدد نیز بشوند (صرفنظر از گروگانگیری اول انقلاب که بیشتر مصرف داخلی داشته و سرانجام به معامله با دولت ریگان ختم شد). پس از آشکار شدن این حقیقت برای غرب که رژیم ایران تا چه اندازه در دسترسی به تسلیحات اتمی نزدیک است، جناح حاکم در رژیم فاشیسم مذهبی، شامل مافیای سپاه پاسداران و بخشی از روحانیت سنتی، در یک گذار و جدال درونی به این نتیجه رسید که دیگر چهره خندان خاتمی برای خریدن زمان کافی نیست و سستی و عدم قاطعیت تیم روحانی- خرازی تنها منجر به قفل شدن پروژه هسته ای اش در آژانس خواهد شد. از اینرو جناح حاکم با کنار زدن بی تعارف جناح رقیب در درون حاکمیت و تحمیل احمدی نژاد، حتی به برخی از جناحهای حاکم، شمشیر را از رو بست و خود را آماده چالش نهایی کرد.

سرفصل بسیار مهم دیگر، ارجاع پرونده هسته ای رژیم به شورای امنیت بود. رژیم ایران حتی بعد از ظهور احمدی نژاد تا زمان ارجاع پرونده به شورای امنیت خواهان اتلاف وقت و خریدن زمان بود اما پس از عبور از این نقطه کلیدی، و دریافت ضرل العجل، دیگر در امتداد بازی های موش و گربه قبلی به پیش نرفت. از اولتیماتوم شورای امنیت به بعد ، سردمداران حاکم بر ایران به این نتیجه رسیدند که اگر رو در رویی قرار است اتفاق بیافتد، بهتر است که هر چه سریعتر وارد آن شود. از اینرو فاشیسم مذهبی با دستپاچگی خود را به سرفصل بعدی یعنی تکمیل چرخه سوخت اتمی و اعلام پایان غنی سازی اورانیوم پرتاپ کرد که هنوز به تمامی مورد تایید آژانس و متخصصان امر قرار نگرفته است. اعلام تزریق کیک زرد به سانتریفیوژها که رژیم موفقیتش را جشن گرفت، بیشتر از نظر غرب بصورت سیاسی بررسی شد و نه تکنیکی و حتی بزرگنمایی بیش از اندازه این ماجرا توسط بسیاری از صاحبنظران محتمل شمرده شد. تکمیل چرخه سوخت اتمی به همراه نمایش شهاب 3 و گنده گویی ها مضحک در مانورهای دریایی- خاکی، این پیام را به غرب و بخصوص آمریکا می داد که راست یا دروغ کار از کار گذشته و پس از این یا باید رژیم را بپذیرند و یا برای مصاف نهایی خود را آماده کنند. اما هنوز پاسخ به این سوال که چرا رژیم در این زمان با موجودیتش قمار می کند و نتیجه این ریسک و خطر و این بازی جنون بدون شک برای مردم ایران چه پیامدهای زیان باری خواهد داشت، ناگفته مانده است.

نکته ناپیدا و کلیدی این معادله اینست که رژیم فاشیسم مذهبی حاکم بر روی این حساب می کند که حمله نظامی آمریکا و اسرائیل در هر وجه و شکلش اگر به سرنگونی اش منجر نشود، عامل تثبیت و قدرتش می شود. بنابراین رژیم با این محاسبه که شاید بتواند با اعمال و رفتار ماجراجویانه خود، مراحل قبل از مرحله نهایی، شامل انزوای جهانی رژیم (که آنروی سکه اجماع جهانی است)، تحریم نفتی، سیاسی، و اقتصادی را سوزانده و طرف حسابهای خارجی را یکراست وارد مرحله فینال کند، دست به جار و جنجال می زند. برای رژیم جمهوری اسلامی این های و هوی چند منفعت در بر دارد. اول اینکه جامعه جهانی هنوز به اجماع نرسیده است و بنابراین از نظر افکار عمومی و بسیاری از کشورها متجاوز در کوتاه مدت به زیر فشار خواهد رفت و رژیم پیروز از میدان بیرون خواهد آمد. دوم اینکه بینه مالی رژیم قوی است و می تواند با قدرت از مرحله زودگذر که مد نظرش است عبور کرده و در ضمن نیروهای تروریستی منطقه از حزب الله و حماس و غیره را پشتبانی مالی کند. سوم اینکه کشورهای منطقه اعم از حاکمان آنها و خلقهای عرب تحت تاثیر شجاعت رژیم قرار می گیرند که در نتیجه حاکمان این کشورها ترسیده و مردم آنان نیز که مخاطبان اصلی شعارهای ضد اسرائیلی احمدی نژاد هستند، تحریک خواهند شد و به پشتیبانی پاک کننده اسرائیل از نقشه جهان برخواهند خواست. چهارم اینکه رژیم با مظلوم نمایی و نشان دادن تصاویر اجساد و مردمی که قربانی این حملات که ممکن است حتی نوع خفیف اتمی (پلوتونیومی) باشد، دو قشر را بسیج می کند. اول اپوزسیون نماها، باصطلاح چپها و میانه بازان سیاست در داخل و خارج کشور را که در هر مناسبت و هر واقعه صرف نظر از اینکه رژیم چه منافعی در موضوع دارد، غرب و آمریکا را محکوم می کنند. و دوم با تاثیر پذیری از این بخش از باططلاح اپوزسیون، بخش محدودی از عوام و روشنفکران تحت تاثیر دلقک بازی های ناسیونالیستی و ضد امپریالیستی رژیم قرار گرفته و پشت صف نیروهای رژیم به خط می شوند.