|
چه باید
کرد؟
پس از ارزیابی و شناخت از ماهیت رژیم حاکم بر ایران با سوال چه باید کرد مواجه می شویم. شناخت ماهیت رژیم حاکم بر ایران از آنجا دارای اهمیت حیاتی است که در صورت اشتباه و تصور نادرست از سیستم و عملکرد رژیم، اپوزسیون طبعا راههای ویژه مقابله با نوع خاصی که واقعی نیست را در دستور کار قرار می دهد. اگر ما با نوع دیکتاتوری متعارف و یا حتی رژیم ارتجاعی معمولی و بنیادگرایانه مشخصی روبرو بودیم، شاید تلاشهای مردم و اپوزسیون تاکنون منجر به تغییر و یا تعدیل رژیم در ایران می شد. اشکال دیگری که در پاسخ به سوال چه باید کرد ممکن است رخ دهد، اینست که در صورت تشخیص درست از ماهیت رژیم حاکم بر ایران، از همان متدهای مقابله با انواع دیگر دیکتاتوری استفاده شود. به صرف تشخیص درست صورت مساله، لزوما پاسخ بصورت اتوماتیک درست نخواهد بود. در این مرحله یعنی در پاسخ به سوال چه باید کرد پیشاپیش مفروضاتی را باید در نظر داشت. پاسخ به چه باید کرد در اینجا صرفا پاسخی به چگونگی مقابله با فاشیسم مذهبی است. اگر در این مورد با هم اختلاف نظر داریم، طبعا نخواهیم توانست راه حل ها را با ذهنی باز و بدون پیش داوری ها مورد مداقه قرار دهیم. اگر فکر کنیم که اطلاق واژه فاشیسم مذهبی به رژیم حاکم بر ایران اغراق است، نخواهیم توانست بدرستی در مقام پاسخگویی به چه باید کرد برآییم. بعنوان مثال یکی از فاکتهای صورت مساله این است: اگر ما با فاشیسم مذهبی روبرو هستیم، بنابراین به طور قطع منظور فاشیسم مذهبی از غنی سازی اورانیوم دستیابی به بمب اتمی است. در اینجا نمی خواهیم تلاش و تقلای رژیم جمهوری اسلامی برای دستیابی به بمب اتمی را از طریق استدلالات دیگر مانند پنهان کاری بیست ساله یا مشاهده درصد بالای غنی شده اورانیوم بر روی دستگاههای سانتریفیوژ و یا اعترافات مقامات ریز و درشت رژیم به اثبات برسانیم. این جدلها برای اشخاص و جریاناتی است که هنوز در مورد ماهیت این رژیم شک دارند. صورت مساله اینست که اگر ماهیت این رژیم فاشیسم مذهبی است، بنابراین دنبال کردن پروژه هسته ای برای دستیابی به تسلیحات هسته ای به خاطر پشتگرمی به اهرم قدرت و برای گسترش جماهیر اسلامی و بنیادگرایانه اش است. با این مفروضات به ارائه راههایی که مردم و اپوزسیون می توانند با این فاشیسم مذهبی حاکم مقابله کنند، می پردازیم. جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی با فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران نمی توان بصورت انفرادی و جداگانه مقابله کرد. تاریخ نشان داده است که مخالفان فاشیسم از نوع کلاسیک هم تا زمانیکه در یک جبهه گسترده بین المللی گرد هم نیآمدند، نتوانستند پوز نازیسم و متحدانش را به خاک بمالند. اتفاقا تاخیر در ایجاد چنین جبهه ای به نازی ها فرصت داد که چنان فجایعی را در سراسر جهان بوجود آورند که در تاریخ ثبت شده است. تصور اینکه ما تنها با حزب، سازمان و تشکیلاتمان قادر به مقابله با فاشیسم مذهبی حاکم هستیم خطاست. تصادفی نیست که خوشبختانه اکثر نیروهای اپوزسیون از بزرگترین تا کوچکترین جریانات موجود به ضرورت ایجاد همکاری و تشکیل جبهه همبستگی رسیده اند. این امر بسیار مثبت است اما کافی نیست. حتی فرض همکاری مجموعه اپوزسیون به صورت هماهنگ که در حال حاضر حتی اولین گامها نیز برداشته نشده، کافی نیست. از آنجائیکه فاشیسم مذهبی فقط در محدوده ایران باقی نخواهد ماند و یک معضل منطقه ای و جهانی (گلوبال) است، بنابراین در راستای خنثی کردن و شکست فاشیسم مذهبی باید حداکثر نیروهای داخلی و بین المللی را در یک جبهه مشترک گرد آورد. تنها با برآورد حداکثر نیروهای مخالف فاشیسم مذهبی می توان این معضل جهانی را که بسیار خطرناک تر از نازیسم است را حل کرد. باید توجه داشته باشیم که در اینجا صرفا برای اثبات این تئوری و بحث در بزرگ نمایی خطر اغراق نشده است. این واقعیتی است که اگر نشانه های آن را نبینیم و زود نجنبیم فجایعی بسا بزرگتر از قرن گذشته روی خواهد داد. به صرف اینکه چون تاکنون 6 میلیون یهودی کشته نشده و یا 20 میلیون در روسیه و در نقاط دیگر به خاک نیافتاده اند، دلیل این نمی شود که این فجایع روی نخواهد داد. بدون شک اگر در همان زمان نیروهای بین المللی دست روی دست نمی گذاشتند و مثلا اگر آمریکا به هوای اینکه نازیسم به کمونیستها و استالین فقط ضربه می زند و یا اینکه استالین در ابتدای امر در تصور تقسیم برخی کشورها وارد معامله مخفی با هیتلر نمی شد، ابعاد فاجعه تا این اندازه نبود. در رابطه با فاشیسم مذهبی نیز غرب دچار این اشتباه محاسبه شد که می تواند رژیم ایران را از طریق معامله و یا راههای دیگر مهار کند و با اتخاذ سیاست مماشات کار را تا بدانجا کشانده که اکنون وضعیت برای خودشان و نه فقط برای ایرانیان در حالت اضطراری قرار گرفته است. خصوصیات جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی یکی از اصلی ترین شاخص های جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی عدم محدودیت است که به گستردگی هرچه بیشتر این جبهه منجر می شود. هیچ محدودیتی برای مشارکت آنانیکه با این فاشیسم مذهبی به هر دلیلی در تضاد هستند نباید وجود داشته باشد. هیچ نیرو و فردی به صرف تعلقات فکری و اعتقاد به نوعی از آلترناتیو سیاسی نباید طرد شود. بیشترین برآورد نیروها باید در دستور کار قرار گیرد. از اینرو از پرداختن به هر مساله ای به جز چگونگی تغییر(سرنگونی) فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران باید اجتناب شود. طبعا نیروها و افرادی در این جبهه وارد خواهند شد که خواهان سرنگونی فاشیسم مذهبی هستند. در حقیقت، ضرورت، سرنگونی فاشیسم مذهبی از هر طریق است. بنابراین آلترناتیو و نوع حکومت مورد نظر هرکس مانند اعتقاد به مذهب و ایدئولوژی، آگاهانه تا پس از تغییر رژیم شخصی محسوب می شود. نوع آلترناتیو مطلوب هر جریان پس از تغییر رژیم از طریق مجلس موسسان مردم تعیین خواهد شد. اکنون مشکل اساسی مردم ایران ارائه مانیفست جمهوری خواهی یا نوع دیگری از حکومت نیست. این مانیفستها مفیدند اما تا زمانی که فاشیسم مذهبی در حاکمیت قرار دارد مشکلی را برای مردم حل نمی کند. معضل اصلی جمع آوری قدرت کافی از هر طریق برای سرنگونی حکومت مرگ و نیستی است. این موضوع شامل مشارکت نیروهای بین المللی در این کارزار نیز می شود. فاشیسم مذهبی حاکم مورد حمایت برخی از نیروهای بین المللی است و از آنها برای بقایش به بهترین نحو استفاده می کند. در میان این نیروها نئونازی ها و نژادپرستان نیز وجود دارند. جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی نیز می باید از تمامی امکانات بین المللی برای رسیدن به هدفش یعنی سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران استفاده کند. نمی توان در سرنگونی این فاشیسم مذهبی جدی بود اما در معادلات بین المللی بر سر دستیابی رژیم حاکم به تسلیحات هسته ای موضع قاطعی نداشت. اگر خواهان توقف غنی سازی اورانیوم توسط رژیم هستیم نمی توانیم موضعی میانه داشته باشیم و در مقابل، آمریکا و غرب را در این تقابل به زورگویی محکوم کنیم. این مواضع مردم را دچار سرگیجه می کند. یکی به نعل زدن و یکی به میخ، موضع رژیم را در سیاست دجالگرایانه اش مبنی بر یکی کردن غنی سازی با منافع ملی یاری می کند. یا مساله ما تهدید جدی و فوری فاشیسم مذهبی هست یا نیست. اگر هست میانه بازی و قائل شدن حق برای رژیم به منظور استفاده از انرژی هسته ای دیگر چیست؟ اگر برایتان مبارزه با امپریالیسم در اولویت قرار دارد، بنابراین در صف بندی کنونی و پرونده هسته ای رژیم دقیقا پشت بنیادگرایی اسلامی و فاشیسم مذهبی قرار می گیرید. چرا نمی توان موضع بینابین داشت، زیرا در جنگ جهانی دوم که امپریالیستها(آمریکا و انگلیس) در تقابل با فاشیسم هیتلری قرار گرفتند، هر آنکش که میخواست مبارزه با امپریالیسم را هم در دستور کار قرار دهد، عملا در صف نیروهای هیتلر قرار می گرفت. اگر خواهان موازنه قدرت هسته ای در مقابل غرب و یا اسرائیل از طریق ایران هسته ای در خاورمیانه هستید، آغوش احمدی نژاد برویتان باز است. موضع جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی در مورد مذهب از آنجاییکه اصلی ترین ابزار و سلاح دیکتاتوری حاکم مذهب است بنابراین جبهه ضد فاشیسم مذهبی نیز باید بهترین روش را در برخورد با این ابزار برگزیند. جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی نه باید مذهبی باشد و نه ضد مذهب. خصیصه عمومی این جبهه باید سکولاریته باشد. در صورت شرکت جریانهای مذهبی در جبهه ضد فاشیسم مذهبی، بزرگ یا کوچک، مجموعه جبهه نباید هیچ گونه جهت گیری مذهبی داشته باشد. اشتباه است اگر فرض کنیم چون اکثریت مردم ایران مذهبی هستند، پس یک جبهه با خصوصیات مذهبی می تواند آن را شکست دهد. اکثریت مردمی که در ایران به اسلام اعتقاد دارند ولی با این فاشیسم مذهبی مخالف هستند، قطعا به این نتیجه رسیده اند که مذهب باید امری شخصی باشد و دخالتش در حکومت، دیکتاتوری مذهبی بوجود می آورد. به اعتقاد همین مخالفان رژیم حاکم که خود مذهبی هستند، بزرگتری ضربه به دین از جانب آخوندهای جنایتکار به مذهب وارد آمده است، بنابراین آنها بهترین پذیرندگان و قبول کننده خصلت سکولاریته از سوی جبهه ضد فاشیسم خواهند بود. در مقابل، هر گونه مذهب گرایی و یا رقابت با رژیم در برگزاری مراسمهای مذهبی از سوی جبهه ضد فاشیسم مذهبی، توده های مردم را گیج می کند و سردرگمی بوجود می آورد. در آنسو تبلیغات ضد مذهبی به این بهانه که مردم به جان آمده از دست فاشیسم مذهبی خریدار آن هستند، حماقت است و تنها دست رژیم را برای عوامفریبی بیشتر باز می گذارد. آنانیکه فکر می کنند با توهین به مقدسات مردم (درست یا غلط)، با رژیم جمهوری اسلامی مبارزه می کنند، در حقیقت آب به آسیاب فاشیسم مذهبی می ریزند. نتیجه گیری رژیم جمهوری اسلامی به مثابه فاشیسم مذهبی تهدیدی جدی، فوری و خطرناک برای مردم ایران، منطقه خاور میانه و جهان است. حکومت ایران، یک رژیم دیکتاتوری از نوع کلاسیک و یا رژیم ارتجاعی مانند طالبان نیست. رژیم حاکم بر ایران در عبور از بحرانهای گوناگون نشان داده است که قابلیتهای بیشتری از رژیمهای توتالیتر تجربه شده و یا ارتجاعی برای بقاء خود دارد. استفاده از ابزار مذهب قدرت بیشتری به رژیم کنونی ایران در مقایسه با حکومتهای فاشیستی که از ناسیونالیسم به عنوان ابزاری برای برانگیختن مردم استفاده می کنند، می دهد. این رژیم برای گسترش نفوذ خود به بمب اتمی نیاز دارد. اگر رژیم حاکم بر ایران به تسلیحات هسته ای دست یابد، در استفاده از آن، چه به عنوان تهدید و یا سلاح واقعی تردید نمی کند و لشگرکشی آشکار خود را آغاز می کند. برای مقابله با فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران باید جبهه گسترده ای از نیروهای داخلی و بین المللی را گرد آورد. در این مسیر، از هر آنچه که به محدود کردن جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی منجر می شود، باید پرهیزشود. موضع جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی در مورد مذهب بسیار حساس است. این جبهه نه مذهبی باید باشد و نه ضد مذهبی. سکولاریته بهترین موضعی است که می تواند توسط اکثریت مردم ایران (چه مذهبی و یا غیر مذهبی) که خواهان سرنگونی رژیم هستند، مورد قبول واقع شود. بهترین تضمین برای جلوگیری از پرداختن بیشترین هزینه از کیسه مردم، قرار گرفتن جبهه مشترک ضد فاشیسم مذهبی در راس تلاشهای هماهنگ بین المللی برای تغییر رژیم ایران است. این اپوزیسیون ایران است که می تواند شرایط خود را در این تقابل حاد میان رژیم و جامعه جهانی برای جلوگیری از فجایع بیشتر تحمیل کند. تردیدها را کنار بگذاریم و هشیارانه در جهت تشکیل جبهه مشترک بر علیه فاشیسم مذهبی حاکم بکوشیم. 29 اسفند
1384
|