|
رورت
تغییر(سرنگونی)
فاشیسم مذهبی
از هر طریق ممکن
کیوان
کابلی
ما در ایران با یک حکومت دیکتاتوری متعارف از انواع شناخته شده تاکنونی مواجه نیستیم. حاکمیت سیاسی در ایران تنها ارتجاعی نیست. جمهوری اسلامی فقط یک حکومت بنیادگرای اسلامی و دیکتاتوری مذهبی معمول نیست. دستگاه نظری و عملی حکومت ایران فاشیستی است. ما با یک فاشسیسم مذهبی مواجه هستیم. این رژیم حتی یک نظام فاشیستی معمول (موسولینی- هیتلری)هم نیست بلکه یک حکومت فاشیستی مذهبی است. پدیده جمهوری اسلامی در قرن بیست و یکم نیرویی فاشییستی و بشدت سازماندهی شده در مرکز، همراه با گروههای متفاوت کوچک و بزرگ در اطرافش به صورت اقمار بنیادگرایی، چه در داخل و چه در خارج از ایران است که بر امواج ذهنیت مذهبی عقب مانده ترین اقشار جوامع خاور میانه سوار است. برای مقابله با رژیم حاکم بر ایران باید پدیده فاشیسم، آنهم از نوع مذهبی اش را شناخت و مورد ارزیابی قرار داد. چرا رژیم حاکم بر ایران یک دیکتاتوری نرمال نیست؟ زیرا عملکردها و کارکردهایش ورای یک دیکتاتوری متعارف است. این رژیم تنها برای اعمال حاکمیتش به سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام بسنده نمی کند. در زندان مغز زندانیان را با پخش قرآن می جود و روح و جسم فرزند و همسر زندانی سیاسی و معترض خیابانی، اعم از کارگر یا دانشجو را با پنجه بکس و خنجر و نعره مضروب می کند. این رژیمی است که در دانشگاه و محل کار مرده می آورد تا دفن کند و بزور هم که شده چهار تا استخوان که معلوم نیست از کجا آورده، دفن می کند. بوی تعفن به معنای دقیق کلمه را باید در همه جا پخش کند والا نمی تواند به پیشروی اش ادامه دهد. فاشیسم مذهبی تنها "ان جی او" ها را سرکوب نمی کند بلکه "ان جی او" حضرت عباس درست می کند. فاشیسم مذهبی بدون پیشروی نمی تواند ادامه بقا دهد. از اینرو باید با مرده و نوای قرآن و روضه و حسینیه و سینه زنی اعصاب و روان همه را در محل کار و زندگی خرد کند تا زمینه را برای پیشروی های آینده فراهم سازد. چرا رژیم حاکم بر ایران تنها یک حکومت ارتجاعی و بنیادگرای اسلامی معمول نیست؟ زیرا دستگاه پاسدار- آخوندی حاکم بر ایران نشان داده با نمونه خلافت ملا عمر و طالبان در افغانستان متفاوت است. حاکمان ایران به دلایل تاریخی و مذهبی (شیعه گری) که در حوصله این مطلب نیست از قدرت انعطاف پذیری نسبت به مدلهای طالبان، اخوان المسلمین و نمونه های مشابه در خاور میانه برخوردارند. انعطاف پذیری نه به معنای تحمل و تولرانس، بلکه به عنوان استفاده از تقیه، دجالگری و پشتک و وارو زدن در مقاطع مختلف برای حفظ خود و پیشروی. این رژیم برای حفظ خود و پیشبرد امورش حاضر به دست زدن به هر اقدامی است، از مذاکره با شیطان بزرگ و کوچک گرفته تا حتی منفجر کردن قبر امام حسین در کربلا. حکومت طالبان در افغانستان یک حکومت بنیادگرای اسلامی و دیکتاتوری مذهبی بود که در یک شرایط تاریخی با حمایت مالی عربستان و حمایت لجیستیکی پاکستان به قدرت رسید و در طول مدت حکومتش نیز خط نسبتا مشخصی که از یک حکومت بنیادگرای اسلامی انتظار می رفت، ادامه داد تا به پایان رسید. در حکومت طالبان سورپریز مشاهده نمی شود. خط مشی همان است که اعلام می شود: احکام اسلامی، قطع دست و پا و اعدام در ملاء عام و کیسه و گونی گذاشتن بر سر زنان. اما رژیم فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران سراسر اعمال غیر منتظره است که گاه همه اقدامات داخلی یا خارجی اش از قبل نقشه کشی نشده و بیشتر از ذات دجالگری اش تراوش می شود. این فاشیسم مذهبی گاه برای منافعش به آنچیزی که می گوید عمل نمی کند و یا اعمال و سیاستهایی را پیش می برد که انتظارش نمی رود و کاملا خلاف اصول و احکامش است. چرا فاشیسم مذهبی حاکم با انواع کلاسیک فاشیسم یا نازیسم تفاوت دارد؟ زیرا فاشیسم از نوع کلاسیک آن بر امواج احساسات بشدت ناسیونالیستی و عقده های تاریخی وطن پرستانه مردم سوار می شدند، حال آنکه فاشیسم مذهبی حاکم از اندیشه های مذهبی و اسلامی مردم در ایران و خاور میانه سوء استفاده کرده و می کند. استفاده از احساسات مذهبی بسیار خطرناک تر از احساسات ناسیونالیستی است. در سیستم ناسیونال شوینیستی، حاکمان و رهبران باید از منطق و استدلالات زمینی و اینجهانی استفاده کرده و احساسات را تحریک کنند اما در دستگاه مذهبی و ولایت، سردمداران اساسا احتیاجی به منطق و استدلال زمینی و علمی ندارند. در عالم حقه بازی آخوندی، چاه جمکران به عنوان سر پل ارتباطی با مهدی موعود بکار می رود و مشکل اساسی و حیاتی رساندن پیام عاشقان مهدی در اقصی نقاط جهان و جای دادن نامه های بسیار زیاد در چاه کوچک جمکران است. فاشیسم مذهبی بسیار آسان تر می تواند بمبگذار انتحاری تربیت کند، تا مدلهای کلاسیک و ناسیونالییستی. با نشان دادن اسب سفید در میدان جنگ، فاشیسم مذهبی روح و روان رهرو را به آتش می کشد و در شب قدر و مراسم روضه و نوحه خوانی و سینه زنی با گذاشتن قرآن بر سر معتقد متعصب، همان اندک قدرت استدلال را از شخص می گیرد و جنگجو تربیت می کند. در زمینه سرکوب و نقض حقوق انسانها، ذهنیت و عملکرد فاشیسم مذهبی بسیار فاجعه بار تر از فاشیسم از نوع ناسیونالیستی است. اگر هیتلر تنها کمونیستها را اعدام می کرد و یهودی و نژاد غیر خودی را در کوره های آدم سوزی می انداخت، فاشیسم مذهبی هرآنکه سد راهش شود از دم تیغ می گذراند. تیغ فاشیسم مذهبی تنها گلوی بهایی را نمی درد، بلکه شیعه و مسیحی و یهودی، کرد و فارس و عرب و بلوچ را قتل عام می کند. در اندیشه فاشیسم مذهبی استثناء و خودی وجود ندارد. برای رسیدن به هدف، پدر و برادر و خواهر و مادر و فرزند را می توان شکنجه و اعدام کرد. فاشیسم مذهبی هیچ مرزی را به رسمیت نمی شناسد. اگر در نمونه های کلاسیک ما شاهد گذاردن جاسوس در محل کار و تجمع و فعالیت مردم توسط دستگاه اطلاعاتی حاکم هستیم، در نمونه فاشیسم مذهبی علاوه بر نمونه های کلاسیک می بینیم که در امور تربیتی مدارس کودکان را به جاسوس تبدیل می کنند تا گزارش اعمال اطاق خواب پدر و مادر خود را بدهند. وجوه مشترک فاشیسم کلاسیک و فاشیسم مذهبی در کشورگشایی و تسخیر جهان از طریق دستیابی به قدرت و بمب اتم است. صدور تروریسم و بنیادگرایی و انقلاب به خارج برای فاشیسم مذهبی حیاتی است. از همین رو فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران باید با تکیه بر قدرت اتمی دست به پیشروی اساسی بزند. فاشیسم مذهبی اشتباه فاشیسم کلاسیک و نازیسم را نمی کند. قبل از دستیابی به بمب اتمی، آشکارا لشگرکشی نمی کند. فاشیسم مذهبی به شدت بدنبال تسلیحات هسته ای است تا راهش را باز کند و تا رسیدن به بمب اتم از پای نمی نشیند. خصیصه کشورگشایی و صدور بنیادگرایی و تروریسم، اهرم اصلی فاشیسم مذهبی است که بدون دسترسی به بمب اتم و تکیه بر قدرت تسلیحات هسته ای بطور کامل امکانپذیر نیست. خطرات و فجایعی را که فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران می تواند برای انسانها، نه فقط برای ایرانیان بلکه در سراسر کره زمین و برای جهانیان، ایجاد کند اساسا قابل مقایسه با آنچه که در دهه 30 و 40 قرن گذشته اتفاق افتاد، نیست. |