Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links

مصاحبه با کیوان کابلی در مورد شرایط جدید

سایت ایران سبز: آقای کابلی همانطور که حزب سبزها از قبل در مورد روند پاسداریزه شدن هشدار داده بود، پاسدار احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور جدید رژیم معرفی شد. آیا رژیم نمی توانست از حضور رفسنجانی در فریفتن جهان خارج بخصوص بازگذاشتن دست اروپاییها برای ادامه سیاست مماشات، استفاده کند؟ این تغییر در قوه مجریه رژیم را چگونه می بینید؟

کیوان کابلی: بله رژیم در ادامه خط پاسداریزه کردن خود، بالاجبارمی بایست به این سمت پیش برود. همانطور که ذکر کردید، سوالاتی برای بسیاری پیش می آید که چرا رژیم همچون دوره خاتمی از کسی که بتواند بهانه ادامه سیاست مماشات را به سیاست گذاران اروپایی و بعضا آمریکایی بدهد، استفاده نکرد. من تحلیلهایی مانند تحلیل  حزب سبزهای ایران را در اینجا و آنجا می بینم، اما در تحلیلهایی که به روند استیلای پاسداران بر تمامیت رژیم می پردازند، حلقه مفقوده و نکته کلیدی وجود دارد که از دیدگان پنهان است. توجه داشته باشید که رژیم کنونی پس از انتخابات که به عقیده من باید به صورت دیگری نسبت به قبل از انتخابات نگاه کرد، اساسا این تغییر را از روی هوا و هوس و احساسات و یا بازگشت به دوران خط امام سابق یا غیره انجام نداد. اینها درجه حماقتشان از درجه جنایتکاریشان کمتر است. این خط سیری طبیعی ومنطقی در راستای سیاست رژیم بود، چرا؟ برای اینکه رژیم پاسداران مصصم بوده و هست که پروژه هسته ای خود را به پیش ببرد و اکنون خود را برای چالش اصلی در این مسیر آماده می کند. پس از اینکه برنامه هسته ای رژیم که سالها مخفیانه در جریان بود، توسط مجاهدین خلق افشا شد، پاسداران تصمیم گرفتند که به این پروژه شتاب بدهند. موفقیت برنامه هسته ای رژیم، مسئله بود و نبودش است. و برای همین منظور خود را برای رویارویی نهایی برای تحمیل کردن خود به باشگاه اتمی جهانی آماده می کند. اگر خاتمی در دورانی که هنوز برنامه هسته ای رژیم لو نرفته و افشا نشده بود، می توانست با مانورهای آخوند خوب، آخوند بد، همه را بفریبد و رژیم از این قضیه سود می برد، پس از برملا شدن پروژه هسته ای، دیگر موضوع این نیست که با اروپاییها رابطه اقتصادی وجود داشته باشد یا نه؟ موضوع اینست که رژیم بتواند در دوران جدید و تحمیل کردن خود در باشگاه اتمی جهانی در درونش سوراخ نداشته باشد. احتمالا در ماههای آینده رژیم پاسداران بنیادگرا اسلامی اعلام می کند که پروژه هسته ای اش تکمیل شده و یا بمب اتم را در اختیار دارد. اساسا روی کار آمدن احمدی نژاد و در اختیار گرفتن قوه مجریه و وزارت خارجه توسط پاسداران در این مقطع برای انجام چنین پروژه ای است. این یک شرایط کاملا جدید است که رژیم اگر شده تا پای جنگ هم به پیش خواهد رفت. رژیم البته در این مسیر از پوئن های مثبت بین المللی برای خود، مانند نفت بشکه ای 60 دلار و عوارض منفی حمله آمریکا و انگلیس به عراق، چه به لحاظ بین المللی و چه داخلی سود می برد.

سایت ایران سبز: منظورتان از نگاه تازه به رژیم نسبت به گذشته چیست؟

کیوان کابلی: به اعتقاد من پس از نمایش انتخاباتی اخیر، رژیم را دیگر نمی توان رژیم آخوندی نامید. اکنون باید اینها را رژیم نظامیان بنیادگرای اسلامی نامید. پاسداران که خود را نگاه دارنده و حافظ رژیم می دانند، به تدریج کنترل اوضاع را از دست آخوندهای سنتی که می توانستند با گشادبازی های خود در زمینه های مختلف منجمله مدیریت و سرکوب سیستماتیک ضعف داشته باشند، درآورد. به اعتقاد من پاسداران به عبای خامنه ای چنگ نزدند بلکه این خامنه ای بود که شرایط تغییر یابنده را درک کرد و از یکطرف با باز کردن راه برای این تغییر، راه پاسداران را برای گرفتن تمامیت کنترل هموار کرد و از طرفی خود را در راس هرم و در درون بازی نگاه داشت. در حقیقت این خامنه ای است که اکنون به مجموعه سپاه آویزان است و در این مسیر،از یکسو با رفسنجانی که همیشه ولایت فقیهی را سزاوار خود میدانست و بقول دکتر کاظم موسوی زاده تنها رنگ سیاه عمامه باعث بالا آمدن خامنه ای شده بود، تصویه حساب کرد و از سوی دیگر رقبای نادان خود در روحانیت را نیز رها کرد. اگر شنیده باشید، در جریان همین نمایش انتخاباتی چند تن از آخوندها و آیت الله های سنتی و معروف مانند جوادی آملی به صورت فیزیکی توسط پاسدارها و لباس شخصی ها کتک خوردند و خامنه ای تنها شاهد این قضایا بود و نه دستور دهنده اش. این دیگر جناح خامنه ای نیست که بعنوان جناح حاکم باید آنر ارزیابی کرد بلکه کنترل در دست سپاه پاسداران است و از خامنه ای بعنوان سمبل روحانیت استفاده می کند. سپاه در ادامه سیاستهای خود هر مانعی اعم از روحانیت آخوندی و سنتی و یا موتلفه و بازار و غیره را از سر راه بر می دارد. البته در صورت تحمیل کردن خود به باشگاه جهانی، اگر بتواند این برنامه را پیش ببرد، قطعا شرایط تغییر خواهد کرد و ممکن است  شاهد اشکال جدیدی از رژیم در آن مرحله باشیم.

قدم بعدی سپاه، تحت کنترل قرار دادن وزارت اطلاعات و منطبق کردن این دستگاه با مجموعه رژیم پاسداریزه شده است که در دوران خاتمی کمی توسط جناح مقابل، از دستش خارج شده بود. اکنون سپاه دوباره دار و دسته سعید امامی را بر راس وزارت اطلاعات می نشاند و یا شاید در درون قوه قضاییه نیز تغییراتی بدهد و آن را کاملا پاسداریزه کند و احتمال قرار گرفتن مرتضوی بجای شاهرودی بعید نیست.

ادامه