Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links

مصاحبه با دکتر کاظم موسوی زاده در مورد نتایج کنفرانس شورای مرکزی حزب سبزهای ایران در باره نمایش انتخاباتی دوره نهم ریاست جمهوری رژیم آخوندی

سایت ایران سبز: آقای دکتر موسوی زاده، لطفا درباره اهمیت و جریان تعیین نامزد های نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم از سوی جناحها و باندهای رژیم آخوندی توضیح دهید.

با سلام و تشکر از شما برای این فرصت و گفتگو. بله، برای رژیم جمهوری اسلامی ناقض حقوق بشر که بعد از 26 سال حاکمیت در ایران در شرایط کنونی زیر فشارهای اعتراضات گسترده و فزاینده مردم، جوانان و دانشجویان آزادیخواه قرار دارد، و از سوی دیگر سیاستهای بنیادگرای مذهبی و تروریستی در عراق وهم چنین نقشه های پنهانی آخوندها برای دستیابی به بمب اتمی در انظار جهانی کاملا برملاشده است، طبیعتا راه ادامه سیاستهای مذاکره و مماشات حامیان غربی این رژیم نیز تنگ و تنگ تر می شود. بنابراین برای آخوندهای حاکم بر ایران با توجه به ابعاد بحرانهای فوق و برگزاری یک چنین نمایشی با کشاندن هر چه بیشتر مردم پای صندوقهای رای برای جلوه گری و مشروعیت داشتن نظام بسیار پر اهمیت و سرنوشت ساز است. ولیکن در نقطه مقابل باید گفت که برای اکثریت مردم ایران این انتخابات فرمایشی در مقایسه با دیگر دوره ها مثل انتخابات شهر و روستا، مجلس و ریاست جمهوری نظام در گذشته، اساسا از ارزش و اهمیت چندانی برخوردار نیست. و میتوان از هم اکنون به جرات گفت که انتخابات مسخره ریاست جمهوری دوره نهم این رژیم با تحریم قاطع و گسترده مردم ایران روبرو شده است. حتی دانشجویان و جوانان در جریان اعتراضات هر روزه در سراسر کشور، خواهان برهم زده شدن خیمه شب بازی انتخابات قلابی و رسواشده رژیم جنایتکار هستند. و اما موضوع جریان معرفی و تعیین نامزد کاندیداهای باصطلاح انتخاباتی جناحهای رژیم نیز بسیار خنده آور است و حاکی از تفرقه، اختلاف و درگیریهای آشکار بین جناحها و باندهای سهیم در قدرت درنظام جمهوری اسلامی می باشد. و بلحاظ سیاسی و استراتژیک بر عدم رفرم پذیری و اصلاح ناپذیری و در نتیجه بن بست و شکست تمام عیارکلیت دستگاه ولایت فقیه حاکم بر ایران دلالت دارد.

داستان از این قرار است کهابتدا بدستور ولی فقیه علی خامنه ای که بخوبی بر اوضاع داخلی و بین المللی شکننده نظام واقف است، تحت ریاست آخوند ناطق نوری، محمد باهنر و محسن عسگر اولادی، شورایی موسوم به هماهنگی برای تعیین کاندیداهای اصولگرایان و آبادگران تشکیل شد. از همان ابتدا کار این شورا جنگ و جدلهای بسیار بر سر بحث و گزینه نهایی میان نامزدهای ریاست جمهوری این جناح، یعنی احمد توکلی، محسن رضایی، محمد لاریجانی، احمدی نژاد و قالیباف و بر سر اینکه مشاور رهبری علی ولایتی بیاید یا نیاید، بوجود آمد. در این میان رفسنجانی هم با طمع بر صندلی ریاست جمهوری این دوره، پاتک هایی مبنی بر طولانی شدن تصمیم گیری های این شورا و عدم صلاحیت های کاندیداهای جناح غالب می زد. اگر یادتان باشد، شخص حداد عادل رئیس مجلس پاسدار آخوندی نیز بین این اختلافات میانجیگری می کرد. مبنی بر اینکه رفسنجانی باید صبر کند، زیرا هنوز دود سیاه از دودکش شورای هماهنگی بیرون می آید. میدانید که این دودسیاه هرگز به دود سفید تبدیل نشد. احمد توکلی نیز حتی با کنار کشیدن خود از صحنه رقابتها، نتوانست مانع حضور رفسنجانی بنفع خامنه ای و به وحدت رسیدن کاندیداهای باند غالب رژیم با یکدیگر شود.

البته طیف گروههای وابسته به جناح موسوم به اصلاحات به سردمداری خاتمی و یا جبهه مشارکت نیز وضعیتشان بهتر از باند مقابل نبود. ابتدا با وارد کردن آخوند کروبی به صحنه، هم چنین معین و مهر علیزاده، ولیکن دراصل چشم امید خودشان را به رضایت دادن کاندیداتوری میر حسین موسوی برای این جناح دوخته بودند. شخص موسویکه مورد اعتماد ولی فقیه و پل ارتباطی با خامنه ای است می توانست پیشروی کاندیداهای باند غالب را در مقابل این جناح تا اندازه ای سد کند. می دانید که از میر حسین هم آبی برای این جماعت رسوا و آبروباخته گرم نشد و او که بخوبی می دانست که سرنوشت این نمایشات، شکست است، با انتشار بیانیه ای، ورود ش به صحنه انتخابات را نادرست و علیه منافع و مصالح نظام و رهبری پیش بینی و ارزیابی نمود. خب تمامی این وقایع تضادها و ریخت و پاشهای درون جناحهای رژیم در شرایط حاد و پیچیده سیاسی کنونی برای نظام، حاکی از اینست که کل دستگاه رژیم جمهوری اسلامی برای برون رفت از بحران همه جانبه و فزاینده، اساسا برنامه و سازو کارهای جدیدی در چنته ندارد. می داند نه مورد اعتماد مردم است و نه دیگر توان ادامه حکومت دارد. در حقیقت اوضاع رژیم کاملا قمر در عقرب است.

سایت ایران سبز: آقای دکتر موسوی زاده، وارد شدن رفسنجانی به میدان رقابتی با بیانیه ای همراه بود. دلایل و محورهای این بیانیه چیست؟

بله، جنایت و خیانت شخص رفسنجانی بهمراه خامنه ای و خاتمی علیه مردم ایران درعرض 26 سال گذشتهبرهمگان روشن است. فرد رفسنجانی بواقع مورد تنفر مردم ایران است و حتی در درون باندهای غالب و غیر غالب رژیم نیز بیشتر از آقا 30 ارزش ندارد. با این وجود رفسنجانی تصمیم دارد که خود را به ولی فقیه تحمیل نماید.

میدانید آخوند رفسنجانی که در نقش ملیجک خمینی جنایتکار قرار داشت، پس از خمینی قصد تصرف مقام ولایت فقیه نظام را در سر داشت. اما تنها مانعی که بر سر این راه وجود داشت و هم چنان موجود است، رنگ سفید عمامه اوست که بدین لحاظ پست رهبری را به حریف متقابل، سید عمامه سیاه خامنه ای باخت، و بعنوان مقام دوم نظام ولایت فقیه تبدیل شد. در واقع شخص رفسنجانی رهبری خامنه ای را اساسا قبول ندارد و خودش را همه کاره و نجات دهنده کشتی در حال غرق نظام می داند. مضمون اصلی کل بیانیه آخوند رفسنجانی که البته در این زمان کوتاه فرصت خواندن و تجزیه و تحلیل آن وجود ندارد، چیزی جز این نیست که، مقام ریاست جمهوری متعلق به من است، من باید وارد شوم و اگر به من رای ندهید، نظام چه بلحاظ اختلافات و ریزش نیروهای درونی و چه بلحاظ فشارهای بیرونی (یعنی داخلی و بین المللی) در شرایط بس بحرانی و خطیر قرار دارد و گرنه بسرعت سرنگون و دود خواهیم شد. رفسنجانی جنایتکار در دیدار جمعی از نمایندگان مجلس در تاریخ 4/3/84 به نقل از خبرگزاری رژیم (فارس)با ژست گرفتن های مسخره متواضعانه اذعان می کند که تا آخرین لحظات برای حضور در انتخابات تردید داشتم و تمایل داشتم افراد دیگری عهده دار مسئولیت ریاست جمهوری شوند، اما شرایطی که وجود داشت، حضور در انتخابات را بر من تکلیف کرد.

سایت ایران سبز: آقای دکتر موسوی زاده، استراتژی سیاستهای ریاست جمهوری آتیه نظام و یا رفسنجانی چگونه است؟

ببنید هر کدام از این پاسداران جنایتکار، رفسنجانی - و یا حتی معین هم که حکم حکومتی ولی فقیه را قبول کرده است، در چارچوب قانون اساسی و نظام ولایت فقیه رئیس جمهور قلابی دوره نهم شوند، آب از آب تکان نخواهد نخورد. استراتژی بدون تغییر و همیشگی نظام اینست که، سرکوب و اختناق و نقض حقوق بشر مردم ایران توسط هر چه بیشتر پاسداریزه کردن ساختارهای ارگانها، مجلس و دولت و نظام آخوندی ادامه و تشدید گردد. رئیس جمهور آینده نیز با اتکا به خط مشی کنونی رهبر مبنی بر سیاست اصولگرایانه اصلاحات در رژیم، سعی بر این دارد که در ادامه سیاست ریاکارانه اصلاحات و گفتگوی تمدنهای خاتمی جلاد را با شعار تعدیل و خصوصی سازی اقتصادی و غیره برای جلب حمایت سیاسی و مالی شیطان بزرگ وادامه همکاری و مماشات کشورهای اروپایی و مجامع اقتصادی بین المللی با این رژیم به منظور حفظ و بقای نظام ولایت فقیه دنبال و عملی نماید. در این رژیم امکان برگشت به عقب و رفتن به مسیری جدید هرگز وجود ندارد. و بخاطر همین هم است که حزب سبزهای ایران معتقد است که مشارکت هر جریان و گروه سیاسی با هر منطق و دلیلی هم که عنوان گردد، در نمایش انتخاباتی ارتجاع، تایید مستقیم جنایتهای رژیم مذهبی-فاشیستی است. و با این حرکت چه بخواهد و چه نخواهد رژیم پاسدار- آخوندی را در دستیابی به بمب اتمی و برای پیشبرد سیاستهای دخالت در عراق، صدور بنیادگرایی دینی و تروریسم در منطقه و جهان و تحت فشار قرار دادن اپوزیسیون سرنگونی خواه دستش را گرفته و به رژیم کمک رسانی می کند.

سایت ایران سبز: آقای دکتر موسوی زاده، چرا رژیم امکان برگشت به عقب و چشم انداز رفتن به مسیر جدیدی ندارد. جریاناتی هستند که هنوز پتانسیل تحول و تغییراتی در چارچوب قانون اساسی و حمایت از برخی کاندیداهای انتخابات دوره نهم نظام جمهوری اسلامی را می بینند؟

البته آنچه که بنظر من آقای یزدی و نهضت آزادی، و دیگر میانه بازان یا نمی بینند و یا می بینند و غرض و مرضی دارند، و بیان نمی کنند، مسیری است که رژیم بعنوان یک سیستم پاسداریزه در حال عبور از آن است، حال چه معین، رفسنجانی و یا هر کس دیگر رئیس جمهور شود. باید بدانند که از مدتها پیش و هم اکنون سپاه و پاسداران و رهبری اش به عنوان باندهای مافیایی بیشترین قدرت را در رژیم قبضه کرده اند و در حال پیشروی برای تمامیت آن هستند که با وجود کاندیداهای پاسداران جنایتکاری چون لاریجانی، قالیباف، رضایی و احمدی نژاد، قصد در دست گرفتن کل سیستم را دارند. این رژیم تماما پاسداریزه شده حتی بیشترین قدرت را از دست نهاد سنتی روحانیت هم در آنجایی که اختلاف منافع پیدا می کند، خارج می سازد. سپاه و ارگانهای سرکوبگر نظام در حال حاضر تنها خامنه ای را به عنوان سمبلی از روحانیت و پسمانده خمینی در پیش دارد و الا قدرت روحانیت و بازار و جناح عسگر اولادی و غیره رفته رفته تماما با همه نهادهایش به باندهای پاسداران منتقل می شود. این رژیم پاسداریزه شده و رئیس جمهور آینده آن یک چیز را خوب می فهمد که باید برای تضمین بقای رژیم و عدم سرنگونی و دفع فشارهای خارجی به سلاحهای اتمی دسترسی پیدا کند و بهمراه آن اپوزیسیون محوری مجاهدین را نیز متلاشی کند و یا حداقل سعی و تلاش نماید در لیست تروریستی حامیان غربی خود نگه دارد. و بهمین منظور هم چهار نعل به آنسو می رود و هرچه بخواهند از کیسه مردم و ملت ما باج می دهند. در این مسیر از همه ابزارها هم استفاده می کنند. از رهبر گرفته تا خاتمی و رفسنجانی و آقای یوشکا فیشر وزیر خارجه آلمان و غیره. و اگر ما واقعیات را نبینیم و حول مباحثی چون شرکت و یا عدم شرکت و یا جانبداری پنهان و یا آشکار در این انتخابات مفتضح از جناحهای ضد مردمی رژیم جمع شویم، خواه ناخواه در میدان رژیم جنایتکار وارد خواهیم شد.

سایت ایران سبز: دکتر موسوی زاده پذیرفتن حکم حکومتی خامنه ای توسط معین چه تاثیری در روند انتخابات می گذارد؟

پذیرفتن حکم حکومتی ولی فقیه توسط معین هیچ تاثیری در تحریم یکپارچه مردم ندارد. این تصمیم معین و جبهه مشارکت تنها تعدادی توده- اکثریتی و میانه باز در اروپا را که پس از رد صلاحیت شدن معین شعار تحریم را دادند، دوباره به جبهه بخشی از رژیم می کشاند که در عمل تاثیری در اوضاع نمی دهد. احیانا چند مقاله در لزوم شرکت در فرآیند اصلاحات در این روزنامه و آن سایت اینترنتی خواهیم دید که هیچ تغییری در عدم شرکت اکثریت مطلق مردم نمی دهد. سیاست تحریم کامل و گسترده نمایش انتخاباتی توسط مردم اینبار دقیقا منطبق با سیاست اپوزسیون سرنگونی طلب است. نکته جالب فقط اینجاست که شرایط بشدت رادیکال در جامعه، معین را مجبور کرده است که در اطلاعیه پذیرفتن حکم حکومتی ولی فقیه، بسیار رادیکال ظاهر شود. گفته های معین به مراتب انتقادی تر و رادیکال تر از خاتمی در 2 خرداد 8 سال پیش است. این بخاطر رادیکال تر بودن معین از خاتمی نیست، بخاطر وضعیت به شدت بحرانی و انفجاری جامعه است که به معین تحمیل می کند که بیشتر به جناح حاکم بتوپد تا بتواند حرفهایش را کمی جذاب تر کند. والا حتی اگر در حد همان حرفهای خاتمی بماند، افراد ستاد انتخاباتی خودش هم برایش تره خورد نمی کنند چه رسد به رویای آوردن رای در انتخابات. مردم ایران خواستار سرنگونی تمامیت این رژیم هستند و شرایط برای عملی شدن این خواسته روز به روز واقعی تر می شود. بنابراین معین باید شعارهای خود را یکی دو پله پایین تر از سطح سرنگونی نگاه دارد والا حرفهایش می شود مثل سبزعلی رضایی و قالیباف و کروبی و رفسنجانی.

8 خرداد 1384