|
انتخابات 30 ژانویه و راه حل استراتژیک بحران عراق یک هفته به انتخابات 30 ژانویه در عراق باقی مانده است. با آنکه شرایط موجود همه حکایت از آن دارد که راهی بجز تعویق برگزاری انتخابات نیست، اما دولت موقت عراق و نیروهای ائتلاف مکررا بر برگزاری انتخابات در موعد مقرر تاکید می کنند. در صورت برگزاری انتخابات به هر طریق و شکل، با تعداد اندکی از رای دهندگان به علت جو رعب و وحشت و یا انتخاباتی بدون حضور بیش از 20 درصد از جمعیت سنی مذهب این کشور، مشروعیت اولین انتخابات در دوره پس از صدام حسین شدیدا به زیر سوال خواهد رفت. وقایع ناظر بر تحولات عراق در رابطه با انتخابات 30 ژانویه بدرستی در سخن سیاسی روز 26 دی آقای کابلی به نقش و خواسته رژیم جمهوری اسلامی اشاره شده است، اما در آن سخنی از مسیر ثبات در کشور عراق و راه حل برون رفت از معضل کنونی و شرایط به شدت پیچیده این کشور به میان نیامده است. در این مطلب سعی شده تا آنجا که ممکن است تصویر بزرگتر و دقیقتری از واقعیات جاری در عراق ارائه شود. مشکل اصلی در شرایط حاضر برای دولت موقت و نیروهای ائتلاف، شرکت و یا عدم شرکت گروههای سنی مذهب این کشور در انتخابات 30 ژانویه نیست، اگرچه این موضوعی بسیار قابل توجه است. آنچه که بحران کنونی در عراق را در مسیر بن بست نگاه می دارد، نقش و حضور همه جانبه رژیم جمهوری اسلامی در عرصه تاخت و تاز در این کشور است. آخوندهای حاکم بر ایران که از دیرباز چشم طمع برای یک کشور شیعه عربی در همسایگی غربی دوخته بودند، اکنون با تمام قوا در جهت واقعیت بخشیدن به رویاهای خود می کوشند. به زعم آخوندهای مرتجع ایرانی حتی اگر این کشور شیعه، بخش تکه شده ای از کشور عراق باشد، باز هم غنیمت است. بنابراین اولین خواست رژیم ایران ادامه هرج و مرج و ناارامی و در صورت عدم تسلط بر تمامی کشور عراق، تجزیه عراق و جدا کردن بخش اکثریت شیعه این کشور می باشد. جنبه منفی تجزیه عراق برای رژیم ایران، کردستان این کشور است که تهدیدی بالقوه برای به تشنج کشیدن کردستان ایران خواهد بود که در این صورت رژیم مجبور است با نفوذ در احزاب کردی و خریدن افراد بیشتری در رهبری احزاب سنتی کرد عراقی، با این معضل، مقابله کند. در هر صورت برای رژیم آخوندی، مزایای یک کشور شیعه عربی بر جوانب منفی یک کردستان مستقل در همسایگی غربی می چربد. آنچه که وزیر دفاع عراق و دیگر مقامات عراقی هر روزه در مورد دخالتهای گسترده رژیم جمهوری اسلامی در عراق فریاد می زنند، کاملا واقعی است و حتی در بعضی از موارد، اولیای امور در عراق به خوبی به نقش مخرب تروریستهای حاکم بر ایران واقف نیستند. در این میان آمریکا و انگلیس که با اشغال عراق در مدت نزدیک به دو سال در ناتوانی چشمگیرشان در عملی کردن حتی بخشی از قولهای داده شده خود در اوایل جنگ، اکنون چشم به برگزاری یک انتخابات سراسری تحت هر شرایطی و شکلی چشم دوخته اند. دو احتمال تا 30 ژانویه قابل بررسی است. یکی اینکه مقامات دولت موقت و نیروهای ائتلاف انتخابات را به تعویق بیاندازند و دیگر اینکه انتخابات با وجود عدم تامین امنیت کامل و پذیرفتن ریسک چندین بمب گذاری در اینجا و آنجا و شرکت نه چندان گسترده مردم و عدم حضور بیشتر گروههای سنی مذهب، به هر حال برگزار شود. در صورت تعویق انتخابات، گروههای فشار برای بی ثباتی عراق، وزارت اطلاعات رژیم آخوندی و ولی فقیه به یک پیروزی نسبی دست یافته و می توانند به دنیا نشان دهند که آمریکا و انگلیس با وجود سرنگون ساختن صدام پس از یکسال و نیم قادر به کوچکترین اقدامی جهت عادی کردن اوضاع نیستند. در صورت تعویق، برگزاری انتخابات در زمان دیگری در آینده برای نیروهای ائتلاف بسیار مشکل تر خواهد بود. در فرض دوم و در صورت برگزاری انتخابات در موعد تعیین شده، در فردای 30 ژانویه رژیم جمهوری اسلامی همچنان حضور خواهد داشت و به توطئه های گسترده خود به شدت ادامه خواهد داد. آنچه برخی ها بگونه ای خوشبینانه می پندارند که در صورت برگزاری انتخابات، رژیم بنیاد گرای حاکم بر ایران جا خواهد زد و دست از دخالت در امور عراق بر خواهد داشت، خیال خامی بیش نیست. رژیم آخوندی در صورت قرار گرفتن کلیت کشور عراق تحت کنترل شیعیان این کشور، باز هم دست از آشوب طلبی بر نخواهد داشت. این ذات و ماهیت سیاست آخوندی است که در بحران می تواند تنفس کند. بنابراین راه برون رفت از بحران کنونی عراق نه برگزاری انتخابات موفقیت آمیز در عراق است و نه دستگیری ابومصعب زرقاوی است. تنها راه نجات مردم عراق و منطقه و خروج سریعتر نیروهای ائتلاف، سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است. این واقعیتی است که طرفین درگیر در صحنه عراق نمی توانند از آن روی بگردانند. راه حل خلاصی مردم عراق از وضع پر تشنج کنونی و راه حل خروج آبرومندانه آمریکا از منطقه تنها و تنها تغییر رژیم بنیادگرای اسلامی بصورت به زیر کشیده شدن آخوندها از مسند قدرت در ایران است. البته این به زیر کشیده شدن رژیم در ایران تنها توسط مردم ایران عملی است. هرگونه دخالت نظامی آمریکا در ایران، راه را برای آشوب طلبی آخوندها هموارتر می کند. در مسیر حل بحران عراق، آمریکا تنها می تواند با فشار بر روی رژیم ایران از طرق مختلف راه سرنگونی رژیم بدست مردم ایران را فراهم کند. خارج ساختن نام مجاهدین خلق از لیست تروریستی یک اقدام شوکه کننده و بزرگترین فشاری است که آمریکا می تواند در حال حاضر به رژیم ایران وارد سازد. این اقدام بدون شک و بلافاصله با عقب نشینی آخوندها علیرغم هارت و پورت های ظاهری اولیه روبرو خواهد شد. وجود مجاهدین خلق در کشور عراق جبهه نبرد رژیم و اپوزسیون را از داخل کشور به مرزهای غربی کشانده است. رویارویی مجاهدین و رژیم آخوندی در عراق یکی از حادترین و حساسترین لحضات تاریخ تقابل اپوزسیون در برابر رژیم است. رژیم با تمام قوا سعی در خریدن عناصر عراقی و نفوذ در اماکن مذهبی شیعی و تبلغ سیاستهای خود و در نهایت بدست گرفتن رهبری شیعیان در عراق را دارد و در مقابل مجاهدین خلق با کار گسترده اجتماعی در میان آگاه ترین اقشار شیعه و سنی عراقی، چنگ در چنگ رژیم بنیاد گرای اسلامی حاکم بر ایران انداخته است. در آمدن نام مجاهدین از لیست تروریستی یک ضربه بزرگ به رژیم نه تنها به لحاظ بین المللی است بلکه ضربه کاری به وزارت اطلاعات رژیم و سپاه پاسداران در عراق است. در این میان منافع اتحادیه اروپا در بحران جاری عراق بسیار از آمریکا بدور نیست. اروپای متحد اگرچه که خواهان متوقف شدن بلند پروازی های آمریکا در عراق است و تا آنجا که امکان دارد به عدم پیشرفت نقشه های پنتاگون چشم دوخته است، اما در مقابل، کشورهای اروپایی می دانند که پیروزی بنیادگرایان اسلامی شیعه در عراق، کابوس خود آنان نیزخواهد بود چرا که این کشورها به لحاظ جغرافیایی بیشتر از آمریکا در تیررس مرتجعان خاورمیانه قرار دارند. نتیجه اینکه راه حل بحران کنونی در عراق، در وهله اول از مسیر سرنگونی رژیم آخوندی توسط مردم ایران و سپس خروج نیروهای خارجی از این کشور و در انتها، برگزاری انتخابات تحت نظارت سازمان ملل می گذرد. نبود هر کدام از این سه عنصر آنهم به ترتیب مشخص، یعنی اول سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، دوم خروج آمریکا و انگلیس و سوم برگزاری انتخابات آزاد تحت نظارت ملل متحد، تنها اوضاع را در کشور عراق بحرانی تر می کند. قدم اول برای سرنگونی رژیم ایران نیز فشار غیرنظامی توسط غرب بر آخوندهای حاکم بر ایران است. برداشتن برچسب تروریستی از روی اپوزسیون ایران مقدمه فشارهای واقعی است که کارکرد ملموس دارد و تعادل قوا میان مردم و رژیم حاکم در ایران را به سود مردم ایران، عراق و غرب برهم می زند. حمید سمندر، مشاور شورای مرکزی حزب سبزهای ایران 4 بهمن 1383 |