Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links

گفتگو با کيوان کابلي مسئول تشکيلات حزب سبزهاي ايران در باره مسائل روز:

پاسداريزه شدن رژيم، پيروزي مجاهدين خلق، اعتصاب غذاي قهرمانان در زنجير

آرش شمس: آقاي کابلي رژيم آخوندي کاملا به سوي ميليتاريزه شدن پيش رفته. همه ابزار قدرت از مجلس گرفته تا راديو تلوزيون و فرودگاه و غيره در اختيار پاسداران قرار گرفته. آيا اين به معني تثبيت و قدر قدرتي رژيم محسوب مي شود؟

کيوان کابلي: همانطور که اشاره کرديد رژيم بعد از يکدست کردن خود و خلاصي از دست يکسري خودي خرده گير که فقط در حد غر زدن نقش ايفا مي کردند و البته لقب اصلاح طلب را هم يدک مي کشيدند، هر چه بيشتر به سمت نظامي کردن خودش پيش رفته است. بقول معروف رژيم پاسداريزه شده است. رژيم احتياج هم پيدا نکرد که تا نمايش انتخاباتي رياست جمهوري خودش صبر کند چونکه خاتمي موقتا نقش رئيس جمهور يک رژيم پاسداريزه را ايفا مي کند تا زمانيکه ولايتي يا شخص ديگري بيايد. اما در مورد سوالتان، خير. ميليتاريزه شدن يک رژيم هميشه به معني ضعف کامل حکومت است چرا که آنقدر در پيشبرد امور احساس ناتواني مي کند که مجبور مي شود شمشير را از رو ببندد و به قلع و قمع علني بپردازد. اتفاقا پاسداريزه شدن رژيم به معني ضعف کامل است. هيچوقت رژيم تا کنون اينقدر عاجز و درمانده نبوده است. به ظاهر آرام جامعه نگاه نکنيد. در بطن جامعه قلياني برپا است. اين جوشش نيازمند سرباز کردن است. هيچ سوپاپ اطميناني هم در چشم انداز نيست تا جلوي اين آتشفشان را بگيرد. دلهره، همه سران و دست اندرکاران رژيم را گرفته. خودشان مي دانند. (رژيم) اداي مدل چين را در مي آورد والا خودشان مي دانند که نه ساختار سياسي حکومتي مناسبي مثل چين دارند، نه اقتصاد سالم و قدرتمندي مثل چين وجود دارد. در سال گذشته رژيم فقط از منافع افزايش قيمت نفت و مازاد درآمد سود برده بود والا حتي با قيمت سابق نفت هم اين اقتصاد سرپا نبود. دستگاه سرکوبگر و اطلاعاتي رژيم هم مانند پالايشگاههايش در حال نشت کردن و خود اطلاعاتي ها و فرماندهي سپاه هم مي دانند که نيروهايشان در حال ريزش است. اينها فقط مسائل داخلي است. در سطح جهاني که رژيم نسبت به سال گذشته بسيار بسيار وضعش بدتر شده است.

آرش شمس: به مسائل خارجي اشاره کرديد. خبر مربوط به روشن شدن وضعيت حقوقي مجاهدين خلق را نيز در همين رابطه ارزيابي مي کنيد؟

کيوان کابلي: کاملا. رژيم به لحاظ سياست خارجي طي چند ماه گذشته ضربات سهمگيني دريافت کرده است. هيچوقت تاکنون رابطه اتحاديه اروپا با رژيم اينقدر خراب نبوده است. جريان رسيدگي به پرونده خانم زيبا کاظمي رژيم يک افتضاح و آبروريزي تمام عيار براي رژيم بود و دولت کانادا به يمن پوشش خبري وسيع وسائل ارتباط جمعي اين کشور مجبور به اتخاذ سياستهاي شديد شده که در هفته هاي آينده شديدتر هم خواهد شد. البته بايد ديد که وزير امور خارجه جديد مي تواند حداقلها را براي افکار عمومي کانادا برآورده کند يا خير؟

آمريکا هم طي يکسال گذشته به اين واقعيت رسيد که به هيچ وجه نمي تواند با رژيم فاشيستي مذهبي حاکم بر ايران حتي وارد مذاکره بشود چه رسد به توافق. روشن شدن وضعيت حقوقي مجاهدين خلق بي شک مفهومي بسيار عميق براي رژيم در بر دارد. رژيمي که از آغاز جنگ تا کنون مرتب درخواست تحويل نيروهاي مجاهدين مستقر در عراق را از آمريکا و شوراي حکومتي عراق داشت الان يکباره با اين واقعيت روبرو شده که نه تنها معامله اي در کار نيست بلکه مجاهدين بصورت متمرکز در عراق باقي خواهند ماند. اين به معناي پنبه شدن تمامي رشته ها، دسيسه ها و سرمايه گذاري هاي رژيم بر روي عوامل داخلي اش از قبيل چلبي و حلبي در عراق تا اعزام پاسدار و اطلاعاتي و غيره است. معني ديگر اين قضيه بسته شدن راه هرگونه معامله در آينده است. ديگر بده بستان با رژيم مشکل ميشود. هرچه است درخواست تبعيت رژيم از غرب است. اين رژيم بايد بطور يکطرفه عوامل القاعده را تحويل دهد و در جريان پروژه هسته اي تسليم شود. جايزه اي هم براي اين کارها وجود ندارد. اين را بايد به فال نيک گرفت چرا که ضربه اي کاري بر رژيم بود.

آرش شمس: برخي در سطح اپوزسيون از اين موضوع خوشحال نيستند و مطرح مي کنند که اين يک کنار آمدن با امپرياليسم است.

کيوان کابلي: من با شما در اين مورد موافق نيستم. فکر نمي کنم کسي اپوزسيون واقعي رژيم باشد و از اين موضوع خوشحال نشود. فکرش را بکنيد ما يک اپوزسيون بر عليه رژيم داريم که بزرگترين نيروي درون اين اپوزسيون که متشکل ترين و سازمانيافته ترينش هم هست، موفق شده نه تنها خودش را در تند باد حوادث که وافعا مربوط به او هم نبوده حفظ کند، بلکه حضورش را به همان صورت متمرکز و متشکل نگاه دارد. خوب حالا ما به عنوان بخشي از اپوزسيون آيا نبايد از اينکه رژيم در اين جريان سرش به سنگ خورده و يک نيروي اپوزسيون به پيروزي دست يافته خوشحال باشيم. اگر واقعا ضد رژيم هستيم، نمي توانيم حتي بي تفاوت باشيم چه رسد آنطرف فضيه. اگر دشمن مشترک همه ما و مردم ايران رژيم است، حتما بايد ريگي در کفش داشته باشيم که از پيشروي نيروي پيشرو درون اپوزسيون ناراحت شويم. آخر در نهايت اين نيروي اپوزسيون، پيشرو در همان جهتي است که ما و بفيه افراد و جريانات اپوزسيون واقعي حرکت مي کنيم و همان هدفي را دنبال مي کند که مخالفين واقعي رژيم بدنبالش هستند، يعني سرنگوني رژيم فاشيستي ضد بشري، ضد ملي و ضد محيط زيستي حاکم بر ايران. کجاي فهم اين موضوع مشکل است؟

در مورد برخي شعارهاي ضد امپرياليستي و غيره هم در گفتگوي قبلي با خود شما مفصلا توضيح دادم. به اعتقاد من ضرورت دوران کنوني، مبارزه با بنيادگرايي اسلامي است و لاغير. جاده خاکي هايي که در اين مسير مطرح مي شود اگر براي پيشبرد سياستهاي خاصي که تنها نفعش به کيسه رژيم ريخته ميشود، نباشد، قطعا از خام خيالي و گير کردن ذهني تئوريزه کنندگانش در دوران جنگ سرد است. به اعتقاد من مشکل و خطر اساسي براي منطقه و جهان در حال حاضر بنياد گرايي اسلامي است. حالا اين را هم قبول نداريم باشد، براي کشورمان ايران که اين موضوع صادق است. ما ايرانيها که اکنون مشکل خطرات يک جامعه کاپيتاليستي نداريم. اگر خطري از جانب غرب وجود داشته باشد، آن ساخت و پاخت با رژيم است که بايد به هر وسيله مانع اش شد. ما با جامعه اي روبرو هستيم که هر روزه در آن شاهد سنگسار، شلاق، چشم در آوردن و اعدام و شکنجه و سرکوب هستيم. ما شاهد آنيم که آب آشاميدني مردم محروم جنوب تهران به نفت و هزار مرض و باکتري و ويروس آلوده مي شود که بهايش را اين مردم بدبخت بايد تا چند نسل بپردازند. آيا الان بايد آخوند و حکومت ديکتاتوري مذهبي حاکم را ول کنيم و يقه آمريکا را در عراق بچسبيم؟ اين چه تحليلي است؟ اين چه منطقي است؟ از اين لاطائلات ضد امپرياليستي تنها آخوندهاي حاکم خوشحال مي شوند. آيا الان مقتدي صدر براي مردم عراق و منطقه مناسب است يا يک حکومت سکولار؟ البته خود مردم عراق در اين مورد تصميم خواهند گرفت و قطعا آنها هم در اين مدت پيه بنياد گرايي به تنشان خورده اما براي ما ايرانيها آيا قدرت گرفتن يک رژيم بنياد گراي اسلامي در عراق خوب است؟ آيا اين موضوع براي رژيم حاکم بر ايران تنفسگاه و سکوي پرش ايجاد نمي کند. ديگر مگر مي شود جلوي آخوند جنايتکاري که مثلا سياستهايش در عراق پيش رفته را در داخل کشور گرفت؟ اين در مورد آنهاييکه که مي گويند اين حق ايران است که به تکنولوژي هسته اي دست پيدا کند هم صادق است. آخر مگر يک حکومت متعارف در ايران است که چنين حرفي زده مي شود. بماند که ما با تکنولوژي هسته اي براي يک رژيم متعارف هم مخالفيم. يک چاقوي ميوه خوري در دست آخوندها خطرناک است چه رسد به بمب اتمي. رژيم بايد در کل خلع سلاح شود هم هسته اي و هم غير هسته اي. با چه احساس مسئوليتي اين حرفها زده مي شود؟ اگر مي خواهيد مبارزه ضد امپرياليستي کنيد برويد دنبال رژيم و القاعده. اولي سفارتش را اشغال کرد و دومي ساختمانهاي نيويورک را با هواپيما منفجر کرد. مطمئن باشيد با اين شعارها در عقب صف آنها قرار خواهيد گرفت.

در ضمن ما بايد خوشحال باشيم که نيروي اپوزسيون توانسته افرادش را بطور متمرکز حفظ کند. البته که رژيم مي خواهد نيروهاي مخالفش پراکنده باشند چونکه کارايي شان کم مي شود اگر در اين معادله مجاهدين موفق مي شدند حتي 100 يا 200 نفر هم بطور متمرکز در آنجا نگاه دارند، باز هم يک پيروزي بود و ما به عنوان يکي از نيروهاي درون اپوزسيون بايد خوشحال مي شديم. حالا که اوضاع به اين صورت رقم خورده که البته همينطوري هم بدست نيامده و محصول کار شبانه روزي يکسال گذشته اين عزيزان بوده، بايد که خوشحال بود و به آنها تبريک گفت.

آرش شمس: طي هفته هاي گذشته يک اعتصاب غذاي بزرگ در اوين در جريان بود و پريروز به پايان رسيد. صحبتها و دسته بندي هايي در جريان اين اعتصاب بوجود آمد که رژيم براي لوث کردن ماجرا به آن دامن مي زد.

کيوان کابلي: بله همانطور که گفتيد اين اعتصاب غذا در اوين توسط زندانيان سياسي قهرمان خيلي بزرگ بود و در حد يک حماسه. اعتصاب کنندگان به مقصود خود که جلب توجه جهانيان به سرکوب و شکنجه و کشتار در ايران است، رسيدند. رژيم به اين قضيه تنها دامن نزد، بلکه ماجراهاي اطلاعيه دادن يک دسته و خانواده هاي برخي از آنان عليه ديگران را خودش بوجود آورد. همانطور که گفتم اين رژيم يک ديکتاتوري متعارف از انواع تجربه شده در سطح جهاني نيست. اين رژيمي است که براي بقاي خود هيچ پرنسيبي را حتي در دستگاه اعلام شده خودش هم رعايت نمي کند. اين رژيمي است که با روح و روان خانواده هاي زندانيان در بند، بطور شبانه روز بازي مي کند. شکنجه در اين رژيم فقط کابل خوردن و قپاني و سوزانده شدن نيست. شکنجه هاي رواني که بر زندانيان و خانواده هايشان بطور مداوم اعمال مي شود، در تاريخ نظير ندارد. تازه به تمامي اينها افاضات افرادي نظير عمادالدين باقي را هم اضافه کنيم که براي زير سوال بردن عمل قهرمانانه زندانيان سياسي، اعتصاب را غير سياسي اعلام مي کند و رژيم هم از آن استفاده مي کند. ابعاد پيچيدگي پيشبرد چنين حرکتي را درک ميکنيد؟.

ما همانطور که قبلا هم اعلام کرديم از همه زندانيان سياسي در رژيم جمهوري اسلامي حمايت مي کنيم. اين نوع ترفندهاي رژيم را بايد خنثي کرد. براي همين منظور است که به عقيده من رهبري جنبش سرنگوني طلب در خارج از مرزهاي ايران قرار دارد. رژيم نگذاشته و نمي گذارد که در داخل شکل بگيرد. پليدي رژيم در حدي بوده که نگذاشته هيچ جرياني که بتواند رهبري جنبش سرنگوني رژيم را به پيش برد، در داخل شکل بگيرد.

در هر صورت بايد به اين قهرمانان در زنجير که با اعتصابشان افکار عمومي جهانيان را از آنچه که در ايران مي گذرد، باخبر کردند، درود بفرستيم.

آرش شمس: آقاي کابلي با تشکر از شما.

کيوان کابلي: من هم از شما متشکرم.

توضيح: اين مطلب با مختصر تغييراتي از گفتار به نوشتار تبديل شده است.

5 مرداد 1383