|
در باره رفراندم کيوان کابلي مقوله رفراندم شايد موضوع تازه اي در ادبيات سياسي ايرانيان نباشد. 12 فروردين 1358 نخستين آشنايي مردم ايران با پديده رفراندم بود. در آنزمان روح الله خميني در ترفندي به غايت ضد دمکراتيک نوع حکومت پس از سرنگوني شاه را که مي بايست توسط نمايندگان مردم در مجلس موسسان معين گردد را از طريق رفراندم به اصطلاح جامه قانوني پوشاند. خميني مجلس موسساني را که علاوه بر نوع حکومت همچنين مي بايست قانون اساسي و باقي قوانين بنيادين نظام جديد پس از انقلاب را مشخص کند، يکسره ناديده گرفت و در مقابل، مجلس خبرگان متشکل از آخوندهاي حامي خود را معرفي کرد. خميني قدم به قدم تمامي اقداماتي که مي بايد در يک روند دمکراتيک راي مردم را در حکومت مردم بر مردم در نظر بگيرد زير پا گذاشت و با طرح رفراندم و سپس مجلس خبرگان بر همه آرزوهاي انقلاب خط باطل کشيد. در رفراندم 12 فروردين مردم در برابر يک سوال قرار گرفتند. جمهوري اسلامي آري يا نه؟ و بدين ترتيب همه آرزوهاي انقلاب ضد سلطنتي رنگ باخت. رفراندم در معني لغوي خود به معني رجوع به آراء مردم براي تصويب يا رد يک طرح، موضوع يا ماده مشخص است. اساسا رفراندم را نبايد با انتخابات آزاد مقايسه کرد. رفراندم در برابر انتخابات آزاد ويژگي دمکراتيک به مراتب پايين تري دارد. در انتخابات آزاد احزاب و جريانات طرحها و برنامه ها و کانديداهاي خود را به راي مردم مي گذارند اما در رفراندم نظر پرسي تنها در مورد موضوع مشخصي است که معمولا پاسخ به آن آري يا نه است. اما چرا در شرايطي رفراندم مي تواند راه گذار و عبور از بن بست سياسي يا اجتماعي باشد؟ بحث رفراندم در شرايط کنوني و اين مقطع زماني، از حساسيت زيادي برخوردار است. بحث نقض خقوق بشر توسط رژيم حاکم بر ايران به درجات زيادي در سطح بين المللي مطرح شده است. اعمال و کارنامه تروريستي رژيم حاکم ديگر توسط شرکاي تجاري و کشورهاي خارجي نمي تواند ناديده گرفته شود. پروژه هاي هسته اي رژيم پس از افشاي سايتهاي نطنز و اراک زنگهاي خطر را در منطقه و در ميان کشورهايي که تاکنون چشمان خود را بر نقض حقوق بشر و اعمال تروريستي رژيم در داخل و خارج از مرزهاي ايران مي بستند، به صدا درآورده است. در يک کلام مشروعيت رژيم ملايان که سالهاست نزد مردم ايران از بين رفته است، نزد افکار عمومي جهانيان و بخصوص دولتها و حکمرانان ديگر کشورها به زير سوال رفته است. از سوي ديگر آچمز ايجاد شده در صحنه سياسي ايران مابين رژيم و مردم و اصرار جهان غرب که تاکنون نقشي بازدارنده در مبارزات مردم ايران از طريق ايجاد مانع براي اپوزسيون و ياري رساندن به رژيم داشته است، مبني بر حل مسالمت آميز تغيير شرايط است. عامل تاثير گذاري خارجي بر سرنوشت تغيير از ديکتاتوري مذهبي به دمکراسي در ايران طي سالهاي گذشته بسيار قوي بوده و قابل چشم پوشي نيست. بحث رفراندم از سوي نيروهاي دمکراتيک و مترقي در شرايط کنوني قابل مطالعه و بررسي است. رفراندم طرح شده از سوي چنين نيروهايي با شعار رفراندم از سوي بخشهايي از رژيم در داخل حاکميت و بخشي از اپوزسيون مجامله کار که تا کنون عملا در سرفصلهاي تحولات اجتماعي آب به آسياب رژيم حاکم ريخته اند، بسيار متفاوت است. از همين رو روشن شدن تئوريک بحث رفراندم از سوي اپوزسيون واقعي رژيم در مقابل بديلهاي قلابي آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. قبل از پرداختن به موارد مشخص در بحث رفراندم که ديدگاههاي گوناگون را از يکديگر متمايز مي سازد، بايد کمي راجع به تغيير مواضع بخشي از جبهه دوم خرداد و آنانيکه هنوز به اصلاحات در چارچوب رژيم کنوني معتقدند، پرداخت. پس از بن بست کامل آنچه که پس از خرداد 1376 تحت نام جبهه دوم خرداد ناميده شد، افرادي از درون همين خط عملا به ضرورت عبور از خاتمي و چارچوب مشخص اصلاح طلبي در مجموعه 2 خرداد رسيدند. اين افراد پس از شکست علني 2 خرداد به همراهي نه چندان آشکار جرياناتي از قبيل ملي- مذهبي و حتي نهضت آزادي در زمان کنوني با آنکه شعار بن بست "حماسه 2 خرداد" را سر مي دهند اما هدف و مقصود کوتاه مدت خود را در تعيين تکليف مجلس هفتم مي بينند. بر همين اساس اين باصطلاح اصلاح طلبان عبور کرده از 2 خرداد که هنوز بر شعار اصلاحات در درون رژيم تاکيد مي کنند، در زمان کنوني از شعار رفراندم براي آزمايش جناح غالب درون رژيم و چانه زني استفاده مي کنند. اين افراد در اين جا و آنجا، اسمي از رفراندم به ميان مي آورند اما بدون آنکه مشخص کنند منظورشان از رفراندم چيست. در چند روز گذشته نيز برخي از چهره هاي عبور کرده از خاتمي اما هنوز معتقد به اصلاحات در برخي از سخنرانيهاي اينترنتي خود دخالت و نظارت خارجي را بر رفراندم رد کرده اند. چهره هاي ملي- مذهبي نيز در روزهاي اخير عملا از پاسخگويي در مقابل سوال تحريم انتخابات هفتم مجلس شانه خالي کرده اند. طيف معتقد به اصلاحات از درون رژيم هنوز منتظر گرفتن امتياز از جناح مقابل براي عبور دادن کانديداهاي خود از زير تيغ نظارت استصوابي شوراي نگهبان است. به ميزاني که جناح حاکم در درون رژيم وعده و وعيد امتياز در نمايش انتخاباتي مجلس هفتم را بدهد، به همان اندازه ملي- مذهبي ها و معتقدان به اصلاحات از درون رژيم نيز از بکار بردن شعار رفراندم پرهيز مي کنند. در مجموع نکات زير مي تواند به شفافيت بحث رفراندم از سوي نيروها و جريانات دمکراتيک و مترقي در مقابل آنچه که تحت عنوان رفراندم يا همه پرسي از سوي بخشي از رژيم طرح مي شود، کمک کند. 1- موضوع رفراندم بود يا نبود رژيم کنوني حاکم بر ايران است. بنابراين ماده مورد پرسش در رفراندم چنين خواهد بود: جمهوري اسلامي،آري يا نه؟ (يا هر نام مناسب ديگر در مورد رژيم- بحث بر سر نام نيست.) مباحث انحرافي در طرح رفراندم براي برداشتن نظارت استصوابي و يا اختيارات رئيس جمهور رژيم نامشروع آخوندي و يا هر موضوع ديگري غير از تماميت رژيم، کاملا انحرافي و کاملا در خدمت رژيم ديکتاتوري مذهبي خواهد بود. 2- نظارت سازمان ملل متحد و ديگر ارگانهاي بين المللي از ضرورتهاي برگزاري رفراندم براي تعيين تکليف براي بود و نبود رژيم است. طرح عدم دخالت خارجي و يا سازمان ملل از سوي بخشي از اصلاح طلبان شکست خورده که شايد خود را به ظاهر با شعار رفراندم همراه نشان مي دهند، بدين منظور است که در دعواي خودي ها از رقيب امتياز بگيرند. تاکيد بر اين نکته که رژيم حاکم بر ايران به هيچ وجه صلاحيت برگزاري رفراندم سالم را ندارد، از الزامات طرح اين شعار است. 3- شعار رفراندم به خاطر خصلت مسالمت آميز، عملي و دمکراتيک آن در ميان اقشار، طبقات و نيروهاي مختلف جاذبه دارد. شايد بتوان شعار رفراندم را به عنوان يک مخرج مشترک و به عنوان پايين ترين سطح مطالبات نيروها و جريانات با در نظر گرفتن نکات بالا، به حساب آورد. با توجه به ويژگي همگاني شعار رفراندم بايد به اين نکته حساس و کوچک توجه داشت که اگرچه در پيش کشيدن طرح رفراندم در ميان اقشار و جريانات گوناگون نوعي همراهي و همدلي براي هدفي معين که همانا برگزاري رفراندم است، بوجود مي آيد، اما اين همگامي نبايد به معني تشکيل ائتلاف و يا جبهه با مضموني که در پيشنهاد جبهه همبستگي وجود داشت، تعبير گردد. اتفاقا به همين دليل اين همراهي که ائتلاف يا جبهه مشخص ميان نيروهاي معين نيست، عاملي براي گستردگي هر چه بيشتر مي شود و موانع و مشکلات پيوستن هر آنکس که در طرد رژيم جدي است، را از ميان مي برد. 4- شعار رفراندم حتي با مضمون تغيير رژيم تحت نظارت ارگانهاي بين المللي به خودي خود و بدون اقدامات مشخص به پيش نمي رود و مسئله اي در بن بست کنوني حل نمي کند. بايد آگاه بود که اين طرح زماني عملي خواهد شد که توسط جمعي مسئول که مي تواند شامل نمايندگان اقشار و نيروهاي گوناگون باشد، بصورت کاملا سيستماتيک و هدفمند و با مديريتي مدرن و جدي هدايت شود. چندين سال است که اين شعار ( اگرچه نه به صورت تيز و مشخص بر عليه رژيم) در سطح جامعه و بخشي از اپوزسيون وجود داشته است. آنچه که مي تواند اين طرح را مادي کند و همچون ابزاري موثر بطرف ديکتاتوري حاکم بر ايران بکار رود، همانا کار جمعي، دقيق، حساب شده و سيستماتيک است. 5- در هماهنگي و همراهي درعملي کردن فشار براي برگزاري رفراندم بر عليه رژيم بايد از گروه گرايي و سوء استفاده از طرح اين شعار براي مقاصد حزبي و گروهي کاملا خودداري شود. براي اين منظور شورا و يا کميته حمايت از برگزاري رفراندم در نقاط مختلف مي بايد با آيين نامه هاي داخلي و سازماندهي مشخص فقط و فقط در رابطه با طرح رفراندم و جلب حمايت افکار عمومي ايراني و خارجي فعال شود. 6- نشان دادن عدم مشروعيت رژيم حاکم بر ايران نزد افکار عمومي جهانيان و دول خارجي يکي از مقاصد اصلي طرح شعار رفراندم است. بنابراين شورا و يا کميته حمايت از برگزاري رفراندم در ايران که در نقاط مختلف جهان تشکيل مي شود، بصورتي سيستماتيک بايد فشار را ابتدا از پايين و افکار عمومي آغاز کرده و سپس آنرا به بالا و دولتهاي مختلف جهان منتقل کند. هدف نهايي اين قسمت از کار يعني درگير کردن دول غربي و سازمان ملل اين خواهد بود که نشان دهد اگر رژيم ادعاي مشروعيت مي کند بايد به خواست اکثريت قاطع ايرانيان پاسخ دهد و برگزاري رفراندم را تحت نظارت ملل متحد بپذيرد. در غير اينصورت شامل فشارهاي يکپارچه بين المللي قرار گيرد. 7- بر اثر ساليان متمادي حکومت ديکتاتوري مذهبي، اختلاف و چند دستگي ميان ايرانيان بوجود آمده است. اتفاقا رژيم ملايان در دامن زدن به اين اختلافات از روشهاي کاملا حساب شده استفاده کرده است. شعار حمايت از رفراندم براي تعيين بود و نبود رژيم، براي اولين بار بستر و فرصتي ايجاد مي کند که همه ايرانيان آزاديخواه بتوانند در آن مسير با يکديگر بصورت متحد فعاليت کنند. بدون شک با وارد شدن عملي در طرح حمايت از رفراندم براي بود و نبود رژيم تحت نظارت ملل متحد، نکات بيشتري بصورت شفافتر روشن مي شوند. 16 آبان 1382 |