|
پروژه
هاي اتمي پاشنه
آشيل رژيم
گفتگو با عبدي هزارخاني مسئول بخش سياسي حزب سبرهاي ايران آرش شمس: آقاي هزارخاني به نظر شما ضرب الاجل آژانس بين المللي انرژي اتمي به ايران تا چه حد مي تواند بر روي رژيم تاثير بگذارد؟ عبدي هزارخاني: به نظر من پروژه هاي اتمي رژيم و درگيري اش با اتحاديه اروپا، کانادا، آمريکا و ساير کشورهاي ديگر پاشنه آشيل رژيم است. اين مرحله در حيات رژيم را مي شود با آغاز دوراني تشبيه کرد که عراق براي سلاحهاي کشتار همگاني اش تحت فشار قرار گرفته بود. البته با چندين تفاوت فاحش. يکي اينکه سلاحهاي کشتار همگاني در عراق نبود، يا لااقل به آن صورت که ادعا مي شد نبود درصورتيکه در ايران واقعا وجود دارد. دومين تفاوت اينست که در جريان عراق، آمريکا و انگليس طرف حساب عراق بودند ولي در رويارويي با پروژه هاي اتمي رژيم تقريبا تمامي کشورهاي غربي. به همين خاطر هم ضرب الاجل از سوي آمريکا داده نشد و کل کشورهاي عضو آژانس پشت اين مسئله رفتند. تاثيرش بر رژيم اينست که ديگر آخوندها نمي توانند از ضعف آمريکا در عراق استفاده کنند و دنيا را گول بزنند که ما هم يک قرباني ديگر آمريکا هستيم. اتحاديه اروپا اين ترفند رژيم را دريافت و به آمريکا فشار آورد که بصورت انفرادي برخورد نکند. آرش شمس: برخي از حاميان رژيم در مورد پروژه هاي اتمي رژيم شک و ترديد را دامن مي زنند. در اين مورد نظر شما چيست؟ عبدي هزارخاني: شک و ترديد در مورد موضوعي که خود رژيم به آن اعتراف مي کند ديگر از آن حرفهاست. پس از آنکه مجاهدين خلق جزييات سايتهاي نطنز و اراک و سپس چند محل ديگر در اطراف تهران را افشاء کردند، تازه شست غرب خبردار شد که آخوندها در ايران تا چه حد به دستيابي به سلاحهاي اتمي نزديک هستند. تا قبل از آن غربي ها مي دانستند که رژيم دارد کارهايي مي کند و ماهواره هاشان روي بوشهر تمرکز داشت. رژيم هم گاه گداري براي رد گم کني بوشهر را روي آنتن مي فرستاد، غافل از آنکه آخوندها در دو سايت کاملا مخفي نطنز و اراک بسرعت در حال پيشروي هستند. افشاي اين دو سايت و سپس سايتهاي ديگر در رابطه با پروژه هاي ميکربي و شيميايي توسط مجاهدين خلق، يک ضربه استراتژيک به رژيم بود. شايد بتوان گفت بزرگتر از حمله فروغ جاويدان. شايد هم اين موضوع همان فروغ 2 بود که رژيم از آن وحشت داشت. در هر صورت پس از افشاي پروژه هاي رژيم، خاتمي سريع دويد پشت دوربين و گفت که بله ما در راه رسيدن به تکنولوژي هستيم ولي اينها براي مقاصد صلح آميز است. تازه جهان فهميد که يک مشت آخوند چه کلاهي سر آنها گذاشته و چقدر قضيه خطرناک است. آنهائيکه باز هم شک دارند گزارشهاي ناقص البرادعي را که با کارشکني رژيم در ديدارش از ايران مواجه شد، را مطالعه کنند. البرادعي گفت ما رد مواد راديو اکتيوتيه را در چند محل پيدا کرديم. باز هم مي توان شک و شبهه اي داشت؟ آرش شمس: موضع حزب سبزها در اين مورد چيست؟ عبدي هزارخاني: فکر مي کنم که موضع ما کاملا روشن باشد. اساسا يکي از دلايل بوجود آمدن حزب سبزهاي ايران نگراني ازدستيابي رژيم حاکم بر ايران به سلاحهاي هسته اي بود. ما هم در برنامه مان و هم در چندين اطلاعيه اول خود در سال 78 آشکارا نسبت به اين موضوع اخطار داديم که يکي از آنها در اعتراض به صدور تکنولوژي هسته اي از سوي کانادا به رژيم بود. در يکي ديگر از اطلاعيه ها به تاريخ 28 مهر 1378 دقيقا بر حسب اطلاعاتي که بدست آورده بوديم اعلام کرديم که پس از کودتاي مشرف در پاکستان، رژيم از حکومت جديد اين کشور در قبال حمايت از پرويز مشرف قول گرفته که تکنولوژي هسته اي دريافت کند. جالب اينجاست که همين دو هفته پيش تازه مطبوعات غربي اعلام کردند که پاکستان به رژيم ايران در اين زمينه کمک کرده است. موضع ما در قبال دستيابي به سلاحهاي هسته اي کاملا روشن است. اما حتي در مورد تکنولوژي هسته اي نيز ما از همان ابتدا اعلام کرديم که اساسا کشور ما احتياجي به تکنولوژي هسته اي ندارد. اين تنها يک پوشش است براي مقاصد جنگ طلبانه و تروريستي بنيادگرايان اسلامي حاکم بر ايران. براي ايجاد برق و استفاده هاي ديگر، صدها راه بهتر و کم خرج تر وجود دارد که محيط زيست را هم به خطر نمي اندازد. شنيده ام که تعدادي از مثلا روشنفکران در خارج از کشور گفته اند که داشتن تکنولوژي هسته اي حق ايران است و شايد اين تنها راهي باشد که جلوي لشگر کشي آمريکا به ايران را مي گيرد. ببينيد که اين تاريک انديشان که البته بعيد نيست که پولهاي طيب و طاهر وزارت اطلاعات رژيم عامل افاضاتشان باشد، چقدر پرت مي گويند. بگذاريد همينقدر را بگويم که دستيابي آخوندها به تکنولوژي هسته اي بزرگترين فاجعه قرن 21 خواهد بود که اولين قربانيانش مردم خود ايران هستند. کمترين خطر آن آلودگي محيط زيست مردم ايران به مواد راديو اکتيو است و احتياج به توضيح بيشتر نيست. جدا از آن، اين رژيم يک رژيم متعارف نيست که بالفرض در کنوانسيونهاي بين المللي آرام و قرار بگيرد. آخوندها در راس يک رژيمي قرار دارند که تروريسم از اصلي ترين پايه هاي آن است. فقط فکر اينکه ممکن است روزي اين رژيم به سلاح اتمي دست يابد، بايد خواب را هر روزه از چشم تمام مردم جهان دور کند. البته فکر مي کنم کشورهاي ديگر اکنون به اين خطر واقف هستند و اين ضرب الاجل نيز در همين رابطه است. آرش شمس: از کجا معلوم که رژيم باز هم نتواند کشورهاي ديگر و آژانس را گول بزند؟ عبدي هزارخاني: فکر مي کنم شرايط داخلي ايران و بين المللي از آن مرحله گذشته است که رژيم بتواند دوباره گمراهي ايجاد کند. اگر تا چند سال پيش خاتمي با گفتگوي تمدنها و عباي سفيد و لبخند و چند تا شعار مي توانست دنيا را گول بزند، اکنون همه در داخل و خارج ايران به اين رسيده اند که اصلاحات قلابي شکست خورده است. اوضاع به صورتي درآمده است که تروريستهاي رژيم در گوشه و کنار جهان دارند دستگير مي شوند و رژيم حتي در مقابل دولت فخيمه بصورت آشکار از ديپلماسي هفت تير کشي استفاده مي کند. مجموع اينها به من مي گويد که رژيم وضعش خرابتر از آن است که بتواند کسي را بفريبد. در داخل خود رژيم هم که شرايط بطرف قبضه شدن بيشتر در دست جناح حاکم پيش مي رود. مجلس ششم هم بدون انجام کوچکترين کاري عمرش به سر آمده است و ريغ رحمت را دارد سر مي کشد. خاتمي هم که سال آينده دوره اش تمام است. البته از همين حالا کارش تمام شده اما بصورت رسمي رژيم مجبور است خود را بيشتر جمع کند و اين همان چيزيست که مواضع جهان خارج را بيشتر عليه شان خصمانه مي کند. راهي براي رژيم متصور نيست. به فرض هم که بخواهد از طريق گردن گذاشتن به درخواستهاي آژانس وانمود کند که حاضر به همکاري است. در اين مورد يکي از همين ايران گيتي ها، آقاي هوشنگ امير احمدي که بسيار براي ايجاد رابطه ميان آمريکا و رژيم تلاش مي کند در مصاحبه با راديو فردا به درستي گفت که اگر ايران شرط آژانس را بپذيرد، فردا آنها زير زمين حرم امام رضا را نيز جستجو مي کنند. اين آقاي دلسوز آخوندها بدرستي نگراني آخوندها را ابراز ميکند. خود رژيم که خوب مي داند چون پروژه هاي هسته اش واقعي است اگر پاي بازرسان باز شود، همه چيز بالا مي آيد بنابراين نمي تواند پاي پذيرش اين موضوع برود. آرش شمس: با تشکر از شما براي شرکت در اين مصاحبه عبدي هزارخاني: متشکرم |