|
گلوباليزاسيون (جهاني شدن) از يک ديدگاه اکولوژيکي مصاحبه با دکتر واندانا شيوا اين مصاحبه توسط بيل مويرز برنامه ساز" اکنون" از شبکه پي بي اس در تاريخ 5 سپتامبر 2003 انجام شده است.. مترجم: آرش شمس بيل مويرز: منظورتان از گلوباليزاسيون چيست؟ دکتر شيوا: منظور قوانيني است که در سازمان تجارت جهاني نوشته شده است. اينها قوانيني هستند که مي گويد شما نمي توانيد راجع به سياستهاي کشاورزي خود تصميم بگيريد. شما نمي توانيد تصميم بگيريد که چارچوب مالياتي تان چگونه باشد. نمي توانيد سياستهايي تعيين کنيد که از طريق آنها مردم غذا داشته باشند. اين قوانين نمي گذارد که مردم در کشورتان شغل داشته باشند. اين بازار است که تصميمها خواهد گرفت و بازار به نفع قوانين تجارتي که نامتعادل و غير عادلانه است خواهد بود. بيل موير: چه کساني آن قوانين را مي نويسند؟ دکتر شيوا: متاسفانه اين دولتها نيستند که آنها را تنظيم مي کنند، حتي اگرچه که آن دولتها عضو سازمان تجارت جهاني باشند. قوانين سازمان تجارت جهاني توسط کمپاني هاي بزرگ نوشته مي شود. چهار مورد جديد به تجارت اضافه شده که هرگز در گذشته در اين محدوده نبودند: کشاورزي، دارايي هاي فکري، خدمات و سرمايه گذاري. هر چهار اين موارد در توافق عمومي براي تجارت و ماليات در نشست اوروگوئه گنجانده شدند. هر کدام اين قراردادها توسط يکسري از کمپاني ها بوجود آمد. قرارداد کشاورزي توسط بيزينس هاي کشاورزي درست شد. قرارداد در مورد داراييهاي فکري توسط صنايع دارويي، صنايع بيوتکنولوژي و نمايش بوجود آمد. قرارداد خدمات توسط موسسات مالي، بانکها بالا آمد. حالا هم کمپاني هاي آب مي خواهند قرارداد تجارت آب را در تجارت بگنجانند. هنگامي که من هفته گذشته در تهري( مرکز يکي از مناطق هند) بودم، اوضاع تهيه آب گنجه خيلي خراب بود. بيل مويرز: اين يک پروژه توسط کمپاني بزرگ فرانسوي بنام سوئز است... دکتر شيوا: سوئز اين بزرگترين کمپاني آب مي خواهد که گنجه را خصوصي کند. يک صد هزار نفر از مردم در اثر آن مجبور به جابجايي مي شوند. زنان شروع به صحبت راجع به اين موضوع مي کنند که خودکشي کنند. زيرا آنها ديگر نمي توانند از آب استفاده کنند . از اين صحبت مي شود که همه پولها و ثروت عمومي به جيب اين پروژه هاي بزرگ سرازير مي شود. بنابراين نه تنها محلات از آب محروم مي شوند بلکه آنها از سرمايه گذاري براي رساندن آب به روستاهاشان که خشک است نيز محروم ميشوند. خوب ما زناني دارينم که خود را به درون گنجه مي اندازند زيرا اکنون گنجه بجاي آنکه مادر آنان باشد، قبر آنان است. بطريقي اين سيستمي است که فقيرها را بي چيز تر مي کند. کوکا کولا در جنوب هند. من در روز زمين آنجا بودم و يک سال اعتراض را به همراه زنان قبايل جشنن گرفتيم. اين زنان در مقابل کوکا کولا که روزانه 5/1 ميليون ليتر آب را براي درست کردن بطري آب بنام هندوستان ميکشند، مبارزه مي کنند. اما کوکا کولا به پر کردن بطري ها آب کار خود را ادامه مي دهد. جالب اينجاست که در شعاع دو مايلي همه مخازن و چاهها خشک هستند. زنان به هيچ آب آشاميدني دسترسي ندارند. اين آن ارمغاني است که ازش صحبت مي کنند. بيل مويرز: شما مي گوييد که توده گسترده مردم از آبي که براي زندگي کردن دارند محروم ميشوند. آيا اين نکته اي است که مي گوييد؟ دکتر شيوا: دقيقا. زنان در مناطق از آب محروم ميشوند در حالي که هر قطره گنجه به جايي مي رود که فروخته شود. خوب گلوباليزاسيون منابعي را که براي حيات ضروري است تبديل به اجناس قابل فروش مي کند. بيل مويرز: بحثي در جريان است که مي گويد آب دارد به شدت ناياب مي شود و تنها بازار مي تواند تعيين کند که آب چگونه پخش شود. شما ظاهرا با اين موضوع مخالفيد. دکتر شيوا: من با آن مخالفم زيرا که من يک دانشمندي هستم که مي دانم آب در طبيعت توليد مي شود و نه در بازار. بازار تنها مي تواند آب را به مناطقي بفرستد که پول در آنجاست. معمولا اين بدين معني است که آنهائيکه منابع آب را از طريق آلودگي و سوء استفاده نابود کرده اند، اکنون جواز جديدي براي اين کار مي گيرند. اين پاداشي براي حفاظت نيست. اين پاداشي براي سوء استفاده از آن است. و پرونده کوکا کولا در"کرالا" مثال خوبي است. آنجا اين کمپاني براي بردن آب کار مي کند و نه براي حفاظت از آن. آنجا آب را خشک مي کنند و در جايي که لزومي ندارد، قحطي آب ايجاد مي کنند. بيل مويرز: آيا آب را براي اينکه بفروشند مي برند؟ دکتر شيوا: بله، براي اينکه درون شيشه کنند و بفروشند. خوب آبي که در محلات مجاني بود اکنون به قيمت هر بطري چندين روپيه بفروش مي رسد. بيل مويرز: اما آيا آنها نبايد... دکتر شيوا: آنها هرگز به صورت قانوني مسئله را حل نکردند. قانون ما در مورد قبايل مي گويد که خود قبايل بالاترين مرجع قانونگذاري در مورد مسائل حقوقي هستند. در اين مورد خود مناطق بايد اجازه را به کمپاني ها بدهند. بيل مويرز: دولت هند بايد يک پاي قضيه باشد، اينطور نيست؟ نمي شود که يک کمپاني بيايد و شروع به هر اقدامي که مي خواهد بکند فقط به اين خاطر که هندوستان کشور دمکراسي است. آن مردم توسط افرادي در پارلمان نمايندگي مي شوند و کشور شما يک عضو سازمان تجارت جهاني است. خوب چطور مي شود؟ لطفا يک مثال بزنيد. دکتر شيوا: نحوه اي که عمل مي شود به اين صورت است که هر کشور و هر دولتي که اين قوانين را برقرار کرده اند، انتخابات را باختند و هر حزب اپوزسيوني که مخالف اين کمپاني ها بوده، در انتخابات پيروز شده است. اما هنگامي که آنها به قدرت مي رسند بر عکس آنچه تصور مي شود، دستانشان توسط اين قوانين بسته است. هنگامي که يک کشور عضو مي شود ديگر مجبور است که کل قوانين را رعايت کند. کمپاني هايي نظير کوکا کولا، کارجيل، مونسانتوس، سوئز- ويوينديز متکي به نخبگان محلي مي شوند. نخبگاني که به نوبه خود از نابود شدن زندگي مردم خودشان سود مي برند. اينطور نيست که نخبگان هندي به نخبگان جهان نمي پيوندند. جهاني شدن به عثيده من شراکت نخبگان در استثمار مردم و بر عليه خواستهاي دمکراتيک مردم است. بيل مويرز: درست اوايل همين هفته من بصورت اتفاقي گزارشي از يک کمپاني در نيويورک خواندم که مي گفت فساد در هندوستان در بالاترين درجه خود طي دوران اخير رسيده است. به اين صورت که در بعضي ايالات در حقيقت کمتر از 3/1 بودجه اختصاصي براي بهبود اوضاع به مسائلي که از ابتدا براي آن در نظر گرفته شده بود، مي رسد. در دهلي نو، پايتخت هندوستان، 20 درصد اعضاي پارلمان گذشته خلاف کاري جدي دارند. 40 درصد کمکهاي انبار شده براي خشکسالي در بازار سياه بفروش مي رسد. منظورم اينست که اين چهره بسيار وحشتناکي از آنجه در کشور شما در جريان است به نمايش مي گذارد. دکتر شيوا: و اين مسئله بسيار بدتر هم شده، توسط پولهايي که کمپاني هاي خارجي مي آورند. در دهه پيش هر سياستمداراي در هند بايد براي بدست آوردن پول تبليغات براي انتخابات به در خانه هاي مردم مي رفت. و با اين پيش فرض که پايه مالي انتخابات، پايه سياسي دولت است. اما مي دانيد امروزه لم دادن اصطلاحي است که به رشوه هاي کمپاني ها مي گويند. در پرونده "ان ران" واقعيات فساد مشخص بود. اما اين واقعيت که "ان ران" به همراه " بک تل" به هند آمد تا کارخانه برپا کنند، کمتر افشاء شد. اين کمپاني ها بودجه اي داشتند به نام آموزش سياسي که در دادگاه هند مشخص شد که آن پولها براي رشوه بوده است. خوب آموزش سياسي نام جديدي براي رشوه خواري و فساد شد. و درجه آن بسيار متفاوت است. دو روپيه در مقابل دو ميليارد و ميزان فسادي که مي شود گسترانيد بسيار وسيع است. بيل مويرز: آيا بزرگترين دمکراسي جهان در خطر است؟ دکتر شيوا: به عقيده من همه دمکراسي هاي جهان در خطر قرار دارند. و تز مشخص من اينست که اين خطر با تجارت آزاد و گلوباليزاسيون مرتبط است. بيل مويرز: چطور؟ زيرا اکثر مردمي که در اين کشور پشتيبان آزاد سازي تجارت هستند خلاف اين را مي گويند. آنها مي گويند گلوباليزاسيون عقايد جديد را مي آورد. عقايد جديد ثروت مي آورد و سپس همه اينها براي يک کشور تکنولوژي و پيشرفت به همراه دارد. بنابراين ثروت همگاني براي خوشبختي ايجاد مي شود. شما درست برعکس آنها مي گوييد. دکتر شيوا: خوب اگر گلوباليزاسيون بر اساس تصميمات دمکراتيک و از پايه بوجود مي آمد، مي توانست آزادي بيشتر بينابيني ايجاد کند. اما گلوباليزاسيون به اين نحوي که اکنون شکل گرفته، تحت قوانين تجاري و تحت سازمان تجارت جهاني، بانک جهاني و صندوق بين المللي پول، اساسا ثروت توليد نمي کند. از اين طريق دارايي فقرا گرفته ميشود و در دست کمپاني هاي بين المللي قرار مي گيرد و در پي اش فقط نا امني باقي مي ماند. بعلاوه تصميماتي که تحت عنوان سيستم ملي مي گرفتيم، اعم از تصميمات در مورد دارايي هاي فکري، تصميم در مورد آب، کشاورزي، و اينکه چه محصولاتي بکاريم و اينکه محصولات را در چه قيمتي بفروشيم، همه اينها درست يا غلط اکنون از کنترل کشور خارج مي شود و به عهده سازمان تجارت جهاني يا کمپاني هاي بين المللي قرار مي گيرد. بيل مويرز: شما خيلي جنجالي هستيد. من يکي از مطالب منتقدين شما را که البته بسيار به معلومات علمي شما احترام مي گذارد، را مي خواندم. او مي گفت: " نظر دکتر شيوا راجع به غرب مربوط به دوران طلايي ما قبل صنعتي است که روستاييان در يک هماهنگي جادويي ايده آليستي با طبيعت قرار دارند." آيا او نظرات شما را دقيق بيان مي کند؟ دکتر شيوا: نه. به هيچ وجه. زيرا که نقطه ورود من به مسائل از زاويه يک فيزيکدان است. آيا اينکه من امروز درگير تحقيقات اکولوژيک هستم و يا اينکه فعال و مبارز بر عليه جهاني شدنم و يا براي صلح مي جنگم بخاطر اين واقعيت امروزه روز است. يک واقعيت کاملا معاصر که بر طبق آن روستاييان نمي توانند گذران زندگي کنند. من راجع به گذشته ايده آليستي صحبت نمي کنم. من راجع به واقعيت بي رحم امروز صحبت مي کنم که در آن مردم سخت کوش از زندگي محروم مي شوند. من راجع به امروزي حرف مي زنم که در آن رود گنجه که متعلق به همه است دارد به تملک يک کمپاني در مي آيد و امروز آن زنان از رود پرآب "کرلا" بهره اي نمي برند. اين گذشته ايده آليستي براي من نيست. اين خشونت امروز است که من براي آن يک راه حل غير خشنونت آميز جستجو مي کنم. بيل مويرز: من مي دانم که شما در هند جنجالي هستيد زيرا در مقابل دولت و قدرتهاي موجود مي ايستيد. اما در اين کشور جنجالي هستيد زيرا مردم مي گويند شما فلسفه اي بوجود آورديد که تماما مخالف قوانين ماست. مخالف حق مالکيت است. که شما مي خواهيد اگر نه کمونيسم، يک نوع سوسياليسم خلق کنيد. آيا بين آنجه که شما براي هند موعظه مي کنيد و دنياي مدرن توافقي وجود دارد؟ دکتر شيوا: اين جالب است که هميشه راههايي که با آنها مخالفت مي شود، بين دو قطب تمرکز دولتي و شيوه کنترل بازار است. هرگز جايي براي دمکراسي غير متمرکز براي مناطق در ديد آنهايي که شما ميگوييد مرا متهم مي کنند باقي نمي ماند. محدوده خواستهاي من فراتر از سيستم کنترل دولتي و سيستم کنترل بازار است. بحث بر سر شيوه اي است که مناطق بتوانند در باره رودخانه اي خود، خودشان نصميم بگيرند. و اينکه چطور از جنگلهاي خود حفاظت کنند و چه محصولاتي را رشد دهند. و من فکر مي کنم آمريکا تصور باطل عميقي نسبت به چگونگي ساختن جامعه بر دوش انسانها دارد. جداسازي مي تواند زمينه اسکلت ساختمان را فراهم بياورد. من فکر مي کنم آنچه که ما نياز داريم اينست که مناطق را به هم نزديک کنيم. مسائل مشترک را به عنوان قدم بعدي انساني گرد هم بياوريم. نه تنها در هند. بلکه در آمريکا و انگلستان. در آنصورت ما يک جهان صلح آميز خواهيم داشت. بيل مويرز: من مي دانم که شما چنين اعتقادي نداريد که همه چيز در غرب منفي است زيرا خود شما در يک دانشگاه کانادايي درس خوانده ايد. فکر مي کنم همانجا شما تحصيلات عالي خود را به پايان رسانديد، اينطور نيست؟ دکتر شيوا: من هرگز نگفته ام که غرب بد است. من در مورد استعمار غربي صحبت کردم که سعي دارد خود را به صورت آزاد کننده نشان دهد که غير واقعي است. من هرگز عليه رابطه ميان انسانها و کشورها نبوده ام. من هرگز بر عليه انترناسيوناليسم نبوده ام. من راجع به دمکراسي در روي زمين صحبت مي کنم، در باره همه ما که مي توانيم شهروندان اين کره خاکي باشيم. و ما به يک گلوباليزاسيوني احتياج داريم که بر اساس اين بوجود بيايد که هر کشوري اختيار دار خودش باشد. مناطق بتوانند براي خودشان تصميم بگيرند. اين گلوباليزاسيون موجود سعي ميکند از طريق نابودي پي و بناي ساختمان، يک سقف ايجاد کند. در اين مورد ترس وجود دارد زيرا که ساختمان اشتباهي ساخته شده است. اين ساختمان فرو خواهد ريخت. حتي ميشود گفت که پيشاپيش فرو ريخته است. دليلي وجود ندارد که تجارت جهاني وجود نداشته باشد. دليلي وجود ندارد که ارتباط ميان ملل وجود نداشته باشد. دليلي نيست که دمکراسي بين المللي وجود نداشته باشد. اما اگر دمکراسي ملي و محلي برقرار باشد، دمکراسي جهاني، دمکراسي واقعي مي شود. بيل مويرز: دکتر شيوا با تشکر از حضورتان در برنامه" اکنون." دکتر شيوا: متشکرم بيل. |