|
سخن
سياسي روز 21 تير
1382
سازماندهي
براي مقابله با
انصار و اوباش
رژيم
18 تير ماه امسال يكبار ديگر ايرانيان آگاه و آزاديخواه با تظاهرات بر عليه كليت رژيم در داخل و خارج از ايران سالگرد حمله به كوي دانشگاه را بصورتي باشكوهي برگزار كردند. عليرغم تمامي تدابير امنيتي و برقراري حكومت نظامي اعلام نشده از سوي رژيم، دانشجويان و مردم دلير تهران و برخي از شهرهاي ديگر به خيابانها آمدند و سالگرد اين روز تاريخي را گرامي داشتند. طبق معمول هر ساله رژيم به اعزام دسته هاي اوباش انصار و لباس شخصي براي مقابله با مردم به خيابانها مبادرت كرد. اين دسته هاي اوباش مسلح به قمه و پنجه بكس و چماق نيز بنا بر خصلت وجودي خود به ضرب و شتم جوانان و مردم پرداخته و تا آنجا كه توانستند با بيرحمي و قصاوت در پراكندن صفوف مردم معترض به رژيم آخوندي همت گماشتند. تمركز رژيم بر روي اين دسته هاي وحشي اوباش براي مقابله با خيزش هاي اجتماعي به عنوان نقطه اتكاي نيروي اصلي سركوب، نشانه اي آشكار از درماندگي رژيم است. عليرغم ادعاي رفسنجاني در نماز جمعه پس از 18 تير امسال مبني بر اينكه هنوز رژيم از تمامي پتانسيل سركوب خود براي مهار خيزشهاي مردمي استفاده نكرده است، واقعيت چيز ديگري است. رفسنجاني ادعا مي كند كه رژيم هنوز نيروي ارتش و سپاه را در برابر اعتراضات و تظاهرات مردم بكار نگرفته است و اصولا هنوز احتياجي به ورود اين نيروها به صحنه نديده است. دلگرمي دادن رفسنجاني به نيروهاي به شدت روحيه باخته رژيم به اين طريق، تاجر ورشكسته اي را مي ماند كه با لمس آخرين اسكناسهاي خود در پشت تشك خود براي لحظاتي دلخوش مي شود. كيست كه نداند اتكاي رژيم بر نيروي لباس شخصي ها و اوباش قمه بدست، براي جلوگيري از همه گير شدن تظاهرات و پر شدن خيابانها از مردم است؟ كيست كه نداند با حضور ميليوني مردم، رژيم از هر مانوري براي سركوب در خيابانها باز مانده و روند فروپاشي بصورت تصاعدي اوج خواهد گرفت؟ نفس وجود اين گروههاي فاشيستي و فشار به عنوان ابزاري متحرك و سازماندهي شده دقيقا براي عدم اوج گيري تظاهرات و عاملي براي پراكنده كردن مردم در صحنه از طريق نمايش سبعيت و وحشي گري است. افرادي كه رفسنجاني آنان را دلسوزان نظام مي نامد و به قول رئيس مصلحت نظام براي حفاظت از كيان رژيم داوطلبانه! به صحنه مي دوند، از جنايتكارترين و قصي القلب ترين موجوداتي هستند كه گذاردن نام حيوان بر آنها توهيني بر جانوران بي زبان در اين كره خاكي است. گزارشاتي مبني بر حضور افرادي در ميان اين اوباشان كه به زباني غير از فارسي با هم حرف مي زنند به هيچ وجه افسانه سازي نيست. سالها است كه رژيم از مزدوران غير ايراني، اكثرا از افراد سپاه بدر عراقي براي سركوب خيزشهاي اجتماعي بهره مي برد. سابقه مستند وجود اين مزدوران در نيروي سركوب رژيم به 15 سال پيش بر مي گردد. در گزارشات منتشر شده از عمليات فروغ جاويدان شاهدان عيني از حضور افرادي خبر مي دادند كه به زبان عربي با يكديگر صحبت مي كردند و در بكار بردن شقاوت و اعمال جنون آميز حد و مرزي نداشتند. رفسنجاني و ديگر سران رژيم به خوبي مي دانند كه اكنون حتي روي سپاه پاسداران نيز نمي توانند به عنوان يك دستگاه سركوب يكدست حساب باز كنند. اين بدان معني نيست كه نفس وجودي سپاه پاسداران به عنوان سازمان سركوب رژيم در كنار نيروي انتظامي و بسيج، ضد مردمي نيست، بلكه اوج گيري جنبشهاي اجتماعي و دو دستگي در ميان حكومتگران لاجرم تكيه بر سپاه را به عنوان تكيه بر ستوني نااستوار، پرمخاطره كرده است. از همين روي خطر نافرماني بدنه سپاه در صحنه عمل، يعني جايي كه نيروي سركوبگر بايد بدرد و بر كف خيابان خون جاري كند، احتمالي بس نافرجام را براي حكومت ملايان تصوير مي كند. حال اين جوانان شجاع و مردم غيور هستند كه در برابر عده اي جاني و اوباش بايد آخرين سد سركوب را خرد كرده و پشت جبهه خود را كه در شرايط تظاهرات به بوق زني مشغول هستند به صف اول بكشانند. در چنين شرايطي است كه اكثريت خاموش مخالف رژيم كه هنوز به صف بوق زنان نيز نپيوستند به صحنه خواهند آمد و اجزاي كابوس ملاها را تكميل خواهند كرد. براي رسيدن به چنان مرحله اي بدون شك جوانان و دانشجويان نياز به مقابله عملي با اوباش در صحنه دارند. هنگامي كه چند تن از نيروي اوباش در صحنه و در هنگام به خاك و خون كشاندن مردم، توسط سازماندهي قبلي خلع سلاح شوند، روحيه اعتراض كنندگان به ناگهان فوران خواهد زد. البته براي اين منظور نقشه هاي از پيش كشيده شده و سازماندهي لازم و ابزار مناسب براي خلع سلاح و مقابله با اوباش به نياز مبرم جنبش كنوني مبدل مي شود. آرش شمس |