Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links

در مورد رفراندم و برخی از مسائل روز
چند سوال از عبدی هزارخانی، مسئول بخش سیاسی حزب سبزهای ایران

آرش شمس: آقای عبدی هزارخانی اینروزها برخی از جریانات مختلف شعار رفراندم را مطرح می کنند. نظرتان راجع به رفراندم چیست؟ آیا شعار رفراندم می تواند در برگیرنده مطالبات و مبارزات آزادیخواهانه مردم باشد؟

عبدی هزارخانی: آنطور که مرسوم است رفراندم به معنی نظر پرسی از مردم در مورد خواست معین، طرح مشخص و یا اجرای برنامه ای خاص است. معمولا برگزار کننده رفراندم، حکومت و دولت یا نهادهای دولتی است که در باره اجرای طرح خاص از شهروندان یک منطقه، یک شهر و یا اگر موضوع مربوط به همه افراد کشور باشد، در سطح کشوری نظر پرسی می کند. حالا افراد یا جریاناتی که شعار رفراندم را می دهند، چه خواست مشخصی دارند؟ می خواهند که نظارت استصوابی ملغی شود و یا اینکه نه، برای سر کار ماندن رژیم آخوندی نظرپرسی شود؟ اگر اولی باشد که قضیه مربوط به پنج-شش سال پیش است و اکنون موضوعیتی ندارد و یا اگر دومی باشد این افراد در حقیقت از رژیم می خواهند که برای کنار رفتن خود از مردم نظرخواهی کند. این موضوع هم فکر می کنم احتیاج به پاسخ نداشته باشد. اگر فکر می کنند که رژیم تا لحظه آخر عمرش سر سوزنی از سرکوب و شکنجه و کشتار، صدور تروریسم و دستیابی به سلاحهای کشتار همگانی دست برمی دارد، یا آخوندها را نشناخته اند و یا اینکه غرض و مرضی در کار است. طرح شعار رفراندم به صورتی که برخی ها آن را مطرح می کنند یعنی مذاکره با رژیم و به عبارتی از زیر ضرب در بردن آن و بحث و چانه زنی و زمان خریدن برای نظام آخوندی است. بحث انتخابات آزاد حرف دیگری است. انتخابات آزاد مثلا در یک شرایط مفروض که به عقیده من احتمالش نزدیک به صفر است، چیز دیگری است. اولا انتخابات آزاد به معنی آن است که همه گروهها بتوانند برای انتخابات آزادانه فعالیت کنند. برای این منظور باید گروههای اپوزسیون آزادانه در جامعه حضور داشته باشند. در این حالت فکر می کنم هر آدم عاقلی تصویری که در ذهنش نقش می بندد، جمهوری اسلامی نیست. یعنی اگر شرایط به آنجا برسد دیگر رژیم آخوندی وجود ندارد. بنابراین همانطور که ملاحظه می کنید، بحث رفراندم و انتخابات و این حرفها رویایی بیش نیست که خوشباوران به آن دل می بندند و مغرضان برایش فعالیت می کنند. البته هر آدم صلح جو وعاقلی دوست دارد چنین شرایطی بوجود بیاید. اما بیشتر اوقات واقعیت با آرزوها و مکنونات قلبی انسانها بسیار فاصله دارد.

آرش شمس: بنابراین در برابر شعار رفراندوم چه شعاری قرار می گیرد؟

عبدی هزارخانی: مردم ایران بیش از دو دهه است که خواهان آزادی و دمکراسی در جامعه هستند. رژیم آخوندی هم به عنوان سدی در برابر خواستهای مردم قرار دارد. سقوط کلیت رژیم تنها اتفاقی است که می تواند مردم را به آزادی و دمکراسی برساند. بنابراین شعار اصلی یک اپوزسیون واقعی، سقوط و سرنگونی جمهوری اسلامی است. اما نکته ناگفته ای که فکر می کنم در سوال شما وجود دارد راه رسیدن به آزادی و دمکراسی در جامعه و احیانا نوع سیستمی است که می تواند تضمین کننده مردمسالاری واقعی در جامعه باشد، است. گفتم که سقوط رژیم شروع روند برقراری دمکراسی و مردمسالاری در ایران است. آیا می شود این قدم را نادیده گرفت؟ خیر. این اولین قدم به سوی آزادی و سبزی، رفاه و آبادانی است. با ادامه حکومت آخوندی اساسا چنین بحثی منتفی است. اما سوال دیگر این است که فقط سقوط رژیم به خودی خود و به هر شکل ما را به جامعه مطلوب می رساند؟ باز هم خیر. باید در طرحها، شعارها و برنامه هایمان دقیق باشیم. باید برنامه داشته باشیم. چه نوع سیستم و نوع حکومتی ما را به برقراری دمکراسی می رساند؟ ما از نظر خودمان پاسخش را داریم ولی ما فقط بخشی از جامعه هستیم و برای برقراری دمکراسی واقعی باید آن را به مجلس موسسان منتخب مردم واگذار کنیم. مجلسی که باید قانون اساسی مترقی را به تصویب برساند و حتی نوع حکومت مورد نظر مردم را انتخاب کند. پافشاری بر مجلس موسسان پس از سقوط رژیم جمهوری اسلامی کلیدی ترین و مهمترین نکته ای است که نه تنها می تواند اکنون گروههای اپوزسیون را به یکدیگر نزدیک کند و پایه گذار جبهه همبستگی ملی شود، بلکه پایه های قرص و محکم دمکراسی را در جامعه ما پس از رژیم ملاها استوار کند. از همین رو بود که در پاسخ به طرح جبهه همبستگی ملی شورای ملی مقاومت گفتیم که صرفا دعوت از نیروهای جمهوری خواه و کلا تاکید بر نام جمهوری خواهان در طرح پیشنهادی، پیشاپیش اشاره به نوع حکومت پس از رژیم دارد. این یک تناقض است. این موضوعی است که توسط مجلس موسسان منتخب مردم پس ازسقوط  رژیم تعیین خواهد شد. از این صحبت اینطور استباط نشود که ما مخالف جمهوری هستیم یا آنکه در نظرگاه ما سیستمی دیگر اولویت دارد. نه. منظورم این است که این وظیفه این گروه یا آن گروه و حتی این یا آن جبهه نیست که نوع حکومت را تعیین کند. این بر عهده مردم و نمایندگان منتخب آنان در مجلس موسسان است. به یاد داشته باشیم که خود خمینی هم در وحشت از برگزاری مجلس موسسان، مجلس خبرگان آخوندی را مطرح کرد. این کار خمینی اولین قدم در جهت ایجاد مانع برای دمکراسی پس از انقلاب ضد سلطنتی بود. نظر پرسی مسخره جمهوری اسلامی آری یا نه را هم مردم به خوبی به یاد دارند. بنابراین اگر بخواهم خلاصه بگویم، برقراری دمکراسی در جامعه از طریق اعمال نظر مردم در سرنوشتشان میسر است و مجلس موسسان بهترین شیوه ای است که می تواند این هدف را تامین کند. برای ایجاد مجلس موسسان نیز چاره ای بجز سقوط رژیم جمهوری اسلامی در تمامیتش نیست.

آرش شمس: همانطور که می دانید دولت آمریکا طی یکی دو هفته گذشته چند موضعگیری بر علیه رژیم داشته که البته تا حدودی یکدست هم نبوده است. نظرتان در این مورد چیست؟

عبدی هزارخانی: این بحثها که اکثرا در مطبوعات غربی منتشر شده است که مثلا پنتاگون خواستار اقدامات شدید بر علیه رژیم است اما وزارت خارجه مایل به مذاکره و دادن فرصت به آخوندها است را تا به حال همه شنیده اند. به نظر من اساسا یک جنبش پیشرو و مترقی نباید چشمش به موضعگیری یک دولت خارجی باشد. البته باید شرایط جدید منطقه و نقش آمریکا را در نظر داشت اما اینکه با یک موضع سخت آمریکا بر علیه رژیم اپوزسیون بخواهد خوشحال بشود و با یک موضع به نفع رژیم، نا امید شود، اساسا درست نیست. اگر تحلیلمان بر این اساس است که آخوندها اصلاح شدنی نیستند و کلا اصلاحات واژه ای است که با آخوند و آخوندیسم فرسنگها فاصله دارد، بنابراین باید اطمینان داشته باشیم که این رژیم در چشم انداز آینده منطقه نمی تواند جایی داشته باشد. حالا بگذارید پاول و  خلیل زاد و رهروان مادلین آلبرایت و هر چه ایران گیتی در کاخ سفید است، مماشات با رژیم را تئوریزه کنند. اگر رژیم آخوندی یک روز چوب لای چرخ جریان صلح خاور میانه نگذارد و پیگیر دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی نباشد که دیگر موجودیت ندارد.  بنابراین باید عرض کنم که اولا مردم ایران خود به خوبی از پس این رژیم بر خواهند آمد. دلیل این مدعا هم این است که مردم تا به همینجا رژیم را به جایی رسانده اند که آخوندها نمایندگان رسمی و غیر رسمیشان را به دریوزگی به قول خودشان شیطان بزرگ می فرستند تا در تحولات خاور میانه در نظرشان بگیرد. رفسنجانی هم مرتبا آشکار و پنهان خود را لوس می کند که طرف اصلی مذاکره با آمریکا قرار بگیرد. فکر می کنید چرا رژیم مجبور است دست به این کارها بزند؟ برای اینکه در شرایط بسیار وخیمی قرار دارد. منظورم از اینکه مردم ایران خود از پس رژیم بر می آید، این نیست که احتیاج به کمک ندارند. هر کمکی برای خلاصی از دست رژیم آخوندی مورد استقبال مردم است اما باید در نظر بگیریم که تا به حال اگر کمکی از سوی خارجی ها بوده برای رژیم بوده است. کشورهای خارجی اگر واقعا بی طرف باشند خودش کمک بزرگی به مردم ایران است. منظور از بی طرفی اینست که اگر آنها به اپوزسیون رژیم فشار نیاورند و آنها را زیر ضرب نبرند، بزرگترین کمک به روحیه تهاجمی مردم بر علیه آخوندها و نیروهای سرکوبگرش است. قرار دادن یک نیروی اپوزسیون در لیست گروههای تروریستی دقیقا در راستای همان سیاست مادلین آلبرایت در جهت مماشات با رژیم بود. سیاست وزارت خارجه آمریکا در دولت کلینتون آشکارا در مورد رژیم شکست خورد. وزارت خارجه فعلی نیز این سیاست را دارد یدک می کشد ولی بالاخره واقعیت نشان داده که این سیاستها فقط آخوندها را بر علیه مردم ایران و حتی منافع آمریکا جری تر کرده است. دیر یا زود این سیاست تغییر می کند. همانطور که گفتم مردم ایران کار خودشان را خواهند کرد و این رژیم را با همه جناحهایش به آشغالدانی دیکتاتورهای تاریخ می فرستد، علیرغم اینکه طرفهای مختلف بخواهند یا نخواهند.

1382/3/10