Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links

اهميت شرايط عراق در حال حاضر و پیشبرد جبهه همبستگي ملی

گفتگو با عبدي هزارخاني، مسئول بخش سیاسی حزب سبزهاي ايران

آرش شمس: آقاي عبدي هزارخاني تحليل شما از رويدادهاي هفته اخير در مورد ايران چيست؟

عبدي هزارخاني: اول از همه بگذاريد موضوعي را مشخص كنم كه براي بسياري سوال برانگيز شده است و آن دادن اهميت بيش از اندازه به وقايع جاري در عراق است‏، به اندازه اي كه مسائل ديگر را براي ما تحت الشعاع قرار داده است. اهميت شرايط عراق و تحت الشعاع قرار گرفتن تمامي رويدادهاي داخلي در ايران كاملا واقعي است. اگر دقت كرده باشيد، از قبل از آغاز حمله نيروهاي آمريكا- انگليس به عراق، در زماني كه ديگر مشخص شده بود جنگ يك پديده غير قابل بازگشت است، ما تقريبا تمامي آنتنهاي خود را حول اين موضوع چرخاندیم. البته اين تنها ما نبوديم و بسياري ديگر كه اهميت موضوع عراق را درك مي كردند، اين كار را كردند. چرا که تحولی در همسایگی کشورمان در جریان بود که اهمیت بسیار داشت و دارد. شعاع این تحولات بدون شک کشور ما را  نیز در آینده تحت تاثیر قرار خواهد داد. مردم در داخل ایران نیز چشمشان به عراق بوده و وقایع را لحظه به لحظه دنبال می کردند.  دیگر نه دعواهای دوجناح رژیم برای کسی جالب بود و نه مثلا مرخصی رفتن آقاجری و دعواهای درون مجلس آخوندی. خود رژیم و افرادش نیز از بالا تا پایین چهار تا چشم دیگر هم قرض کرده و به عراق و تحولاتش نگاه می کردند. همین وزیر خارجه رژیم دو روز پیش در باکو گفت که مهمترین مسئله رژیم وضعیت عراق است.

آرش شمس: و اما روند رویدادها به کدام سو می رود؟

عبدی هزارخانی: با عرض معذرت یک مورد دیگر را نیز باید روشن کنم که مربوط به این سوال می شود. قبل از آغاز جنگ در عراق ما نیز همصدا با هر وجدان آگاه دیگر در سراسر جهان با آن مخالف بودیم. این بدیهی است که قلب هر انسانی واقعی از جنگ و بمباران و کشته شدن کودک و بزرگسال به درد بیاید. تازه ما که سبز هم هستیم و ذاتا مخالف با جنگ و ویرانی و کشتار. اما جنگ در عراق همانطور که دیدیم علیرغم خواست اکثریت مردم جهان بالاخره شروع شد و ادامه یافت و اکنون ما در همسایگی کشورمان با یک واقعیت مشخص یعنی حضور نیروهای آمریکایی مواجه هستیم. آنچه که ما اکنون شاهد آنیم یک تغییر و تحول اساسی است که نه تنها در خاور میانه بلکه در سراسر جهان در حال شکل گیری است. باید به این واقعیت توجه کنیم که اگر خط و

مشی آمریکا در دهه های گذشته حفظ وضع موجودStatus quo

در نقاط مختلف بود، این روند اکنون به سیاست تغییر و تحول مبدل  گشته است. بنابراین ما اکنون در برابر این انتخاب قرار گرفته ایم که از این واقعیات چگونه می توانیم به نفع ملت و کشورمان استفاده کنیم. نکته دیگری که این تحولات را برای کشور ما با اهمیت ساخته بود، حضور متشکل ترین جریان اپوزسیون ایران یعنی مجاهدین خلق در عراق بود که دل نگرانی های بسیاری را برای همه ایجاد کرد. هول و التهاب از آغاز جنگ تا سرنگونی رژیم عراق و سپس حمله وحشیانه رژیم حاکم بر ایران به مجاهدین همه و همه تا نقطه چرخش اوضاع یعنی آتش بس و توافق میان فرماندهی نیروهای آمریکا و مجاهدین خلق، نفس همه را در سینه حبس کرده بود. رژیم پیش از آغاز جنگ مدام خواهان بمباران و نابودی مجاهدین توسط آمریکا بود. خواستی که انگلستان وعده آن را به رژیم می داد و مژدگانی طلب می کرد. این موضوع اتفاق نیافتاد و این چرخش صحنه را عوض کرد.

آرش شمس: اما مجاهدین توسط آمریکا بمباران شدند.

عبدی هزارخانی: به آن موضوع هم می رسیم. اما این چرخش صحنه مخالفان واقعی رژیم را خوشحال کرد و پشتیبانان رژیم را عمیقا سوزاند. برای درک سوزش پشتیبانان رژیم کافی است که گزارشهای مغرضانه بی بی سی را بخوانید. البته رژیم دست خودش را خیلی زود رو کرد و تحرکاتش در عراق اعم از وارد کردن نیروهای نظامی و اطلاعاتی تا تحریکات شیعیان در مراسم اربعین و غیره، در این چرخش بی تاثیر نبود. دو مقاله مهم در نیویورک تایمز و واشنگتن پست در هفته گذشته بدرستی به تهدیدات رژیم در عراق اشاره کرد و سیاستمداران آمریکا را برای چاره جویی فراخواند. پس از آن هم چند هشدار و تذکر و تهدید از سوی مقامات کاخ سفید و وزارت دفاع و خارجه آمریکا به ایران داده شد. دیر یا زود همه خواهند دانست نه تنها عراق بلکه منطقه با وجود رژیم حاکم بر ایران روی آرامش و صلح را نخواهد دید و صلحی ما بین فلسطینی ها و اسرائیل هرگز بوجود نخواهد آمد مگر رژیم کنونی در ایران بالکل سقوط کرده و یک حکومت عرفی و دمکراتیک بوجود بیاید. رژیم آخوندی هم در عرض این مدت ثابت کرده که اصلاح پذیر نیست و همه چه در داخل و چه در خارج از شرق تا غرب عالم به این رسیده اند که تغییر این رژیم در جهت مثبت غیر ممکن است. میز چرخیده است. رژیم این را خوب درک کرده است. از الان به بعد اگر تغییر عجیب غریبی در صحنه بوجود نیاید، طرفداران رژیم باید تنها شاهد دست و پا زدنهای بی نتیجه آخوندها در سقوط محتومشان باشند.

در مورد بمباران مجاهدین قضیه چندین بعد دارد. فرماندهی آمریکا می گوید که برای مطمئن شدن از عدم تهدید از جانب مجاهدین و برای بی خطر کردن آنان دست بدین کار زده است. احتمال دیگر این است که آمریکا نمی خواست که مجاهدین توان پریدن به درون خاک ایران را داشته باشند و از این طریق این پیام را رساندند که موافق شلوغی صحنه در ایران، زمانی که هنوز مسئله عراق به جایی نرسیده، نیستند. این احتمال هم هست که می خواستند مجاهدین و ارتش آزادیبخش را آزمایش کنند که آیا با چند بمب جا خواهند زد یا نه؟ این اپوزسیون ایرانی که خیلی سر و صدا کرده بود آیا با یک دو حمله و چندین بمب متواری می شوند و پی کارشان میروند؟ اگر چنین است که بهتر است بروند. اما مجاهدین ثابت کردند که ریشه دار تر از آن هستند که جا بزنند حتی زمانی که در خاک خودشان هم نیستند. سینه زنی و قمه زنی در کربلا و بی گدار زدن رژیم در خاک عراق، کشته شدن آخوند طرفدار آمریکا در نجف و بسیاری از مسائل دیگر همراه با خویشتنداری مجاهدین و تیز هوشی رهبری مجاهدین در مذاکره، میز را کاملا چرخاند.

آرش شمس: بنابراین با این فرضیات دیگر مشکلی نباید وجود داشته باشد و همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.

عبدی هزارخانی: من اساسا منظورم چنین نبوده که همه چیز روبراه است. هنوز که هنوز است جنگ است و هزار احتمال پیش بینی نشده. هنوز خطرات بسیاری در کمین یک راه حل مردمی و دمکراتیک برای آینده ایران وجود دارد. این تنها یک تند پیچ سخت و مشکل بود که در این مرحله اصلی ترین نیروی اپوزسیون کنونی رژیم توانست از آن بگذرد اما این دلیل تمام شدن ماجرا نیست. آمریکا برای رسیدن به اهداف خود در عراق و خاور میانه اینقدر خرج و ریسک نکرده که یک مشت آخوند طرفدار ایران در این کشور به قدرت برسند. از آن سو نیزآمریکا برای خوشایند و نفع مردم ایران آخوندهای حاکم بر ایران را محدود نخواهد کرد. بستن قرارداد با اپوزسیون پیشرو ایران نیز قطعا بخاطر گل روی مردم نیست. هر طرفی در این میان نفع و سود خود را دنبال می کند. این دیگر به عهده اپوزسیون پیشرو و مترقی ایرانی است که برای بلوکه کردن ورود نیروهای طرفدار آمریکا در راه حل آینده ایران زودتر دست بجنبانند و جبهه همبستگی ملی و مترقی را پی ریزی کنند. این تنها ضمانت مصونیت یک آلترناتیو و راه حل دمکراتیک و پیشرو برای آینده ایران است.

آرش شمس: به نظر شما چشم انداز جبهه همبستگی چیست؟

عبدی هزارخانی: حملات رژیم به مجاهدین یک چیز را به اثبات رساند و آن همدلی و صداقت مجموعه اپوزسیون رژیم در برابر تهدید آخوندهای حاکم بود. اکثریت قریب به اتفاق نیروهای اپوزسیون نشان دادند که علیرغم هرگونه اختلاف ایدئولوژیک، سلیقه، مسلک و مرام در زمان حمله رژیم به یک عضو مجموعه، از خود عکس العمل نشان می دهند و پشت به پشت یکدیگر می ایستند. این پشتیبانی ها و حمایتها از مجاهدین و بیانیه های محکومیت رژیم غرور آفرین بود. این واقعه چشم انداز جبهه همبستگی را بصورت عملی فرسنگها به جلو برد. جدا از عده ای قلیل که می خواستند از آب گل آلود ماهی گرفته و با اما و اگرهای ناچسب انتقام خود را از رهبری مجاهدین بگیرند، در مجموع نیروهای اپوزسیون با هر اندازه و در حد توان خود زمینه ایجاد جبهه همبستگی را به جلو بردند. البته ترتیب دهندگان تظاهرات حمایت از مجاهدین و محکومیت رژیم در شهرهای مختلف نتوانستند آنچنان که باید و شاید از جو ایجاد شده استفاده کرده و زمینه های بوجود آمده جبهه همبستگی را بسط و گسترش دهند. این انتقاد به برگزار کنندگان اجتماعات و تظاهرات وارد است که تغییر شرایط را ندیدند و صرفا مانند گذشته به برگزاری تظاهرات معمول پرداختند. این گردهمایی ها و تظاهرات در سراسر جهان فرصتی بود تا همگام با برداشتن قدمهای بزرگ در عراق توسط رهبری مجاهدین بر علیه رژیم، در خارج کشور نیز زمینه های چیدن گل سیاسی قضیه، فراهم گردد. مجاهدین نباید شک کنند که پادزهر برچسب ناچسب تروریست بر آنان، ابجاد جبهه همبستگی ملی است.

1382/2/8