كريم قصيم
سئوال: آقاي قصيم, مقامات رژيم از 2500 مورد فوت در اثر آلودگي شديد هواي تهران صحبت مي كنند. رقم تكان دهند اي است. اين فاجعه ناشي از چيست؟
جواب: اگر فشرده و تلگرافي مي خواهيدبايد بگم عمدتاً ناشي از توليد و عرضه بنزين كثيف و زيراستاندارد داخل. چيزي كه مطبوعات رژيم اسمش را گذاشته اند ”شبه بنزين”, ولي من اصطلاح مردمي بنزين آخوندي را ترجيح مي دم. ولي همين عامل فني ي فاجعه خودش دست پخت عامل سياسي يعني سياستهاي رژيم خامنه اي/ دولت احمدي نژاداست.
اجازه بديد كمي بيشتر توضيح بدم. اين بنزين آخوندي محصول يك طرح اضطراري است كه دولت براي مقابله با تحريمها تنظيم كرده بود و كار اجرايي طرح را زوركي انداخت گردن واحدهاي پتروشيمي كه اصلاً امكان پالايش ندارند. فقط چيزي به نام «خوراك بنزين» توليد كرده اند و براي پالايش بعدي تحويل پالايشگاهها داده اند. دولت براي همين ”شاهكار” هم خيلي هم به خودش دسته گل داده كه گويا خودكفا شده اند. با عرضه اين اشغال به بازار مصرف خودروها مملكت را به يك فاجعه انساني انداخته اند. حالا فراتر از يك ماهست كه آلودگي هواي تهران – و براي اولين بار همه شهرهاي بزرگ و پر اتومبيل- به حدّ يك بحران بي سابقه و فراتر از ركورد جهاني رسيده و بلاي جان مردم شده است. رقمهاي رسمي مرگ و مير را هم قطعاً بايد ضريب زد, اين تجربه سه دهه اخير است كه رقمهاي بيماران و مرگ و مير آلودگي هوا از زبان مقامات رژيم با واقعيت مكتوب در بيمارستانها و مطبها, در پزشكي قانوني بيمارستانها اساساً متفاومت بوده است. ما اين مسأله را بارها در انتشارات كميسيوني راجع به آلودگي هوا نشان داده ايم. اما خود همين رقمهاي دولتي هم مبيّن يك فاجعه انساني است. جنايت مشخص , آلت قتاله هم همين بنزين آخوندي ودودگاز شديداً سمي آنست.
س: مگر رژيم نمي تواند بنزين آلوده و پالايش نيافته را كه شركتهاي پتروشيمي توليد مي كنند, يعني همان «ماده بنزين» را بدهد پالايشگاهها پالايش كنند و بعد تحويل بازار دهد؟
ج: خير, چون ايران ازامکانات پالايشگاهي مدرن و لازم برای توليد بنزين استاندارد برخوردار نيست. تكنولوژيهاي مربوطه از كار افتاده اند يا اصلاً وجود نداشته اند. اين واقعيتي است كه قبلا در سطح كارشناسي روشن بود و اهل فنّ نيز به موقع هشدار داده بودند, اكنون مردم شهرهاي بزرگ ايران به رأي العين متوجه شده اند , مطبوعات خود رژيم اشاره دارند و شماري از نمايندگان مجلس ارتجاع هم بر زبان آورده اند. بنزين آخوندي به گفته و نوشته آدمهاي خودشان اصلاً به درد موتور اتومبيل و ترافيك شهري نمي خورد, به شدت آلاينده است و دودگازش تراكم شديد گازهاي سمي است, غلظت شديدي از منواكسيد كربن , گازهاي گوگردي, ذرات معلق سمي, تركيبهاي نيتروژن و بسياري ديگر مواد سرطانزا....
س: يك مسأله ديگر, درسالهاي پيش زمستان كه مي شد خطر آلودگي هواي تهران در روزها و هفته هاي خاصي بالا مي رفت, مي گفتند به دليل مسأله وارونگي لايه هاي جوّ شهريّ. امسال چي ؟ بعضي از دولتيها و رسانه هاشان به اين پارامتر اشاره مي كنند. نظرشما؟
ج : وارونگي لايه هاي هواي شهر تهران در زمستان بسيار سرد و ناگهاني , يا به اصطلاح حبس شدن آلودگيها در سطوح پاييني, هميشه در شرايط فقدان باد و حركت جوّ شهري , يك عامل فرعي تشديد آلودگي هواي تهران و ديگر شهرهاي سردبوده. ولي امسال اصل مسأله ,يعني عامل اصلي ايجاد كننده آلودگي مرگبار اساساً چيز ديگري است و براي همين است كه اين بحران وحشتناك نه تنها در تهران, بلكه همزمان در ديگر شهرها هم پيدا شده و باقي مانده. درشهرهاي سرد همچون در شهرهاي نسبتاً گرم . در تبريز سرد و در اهواز گرم در همه شهرهايي كه شمار كثير خودرو در حركت اند بحران هست. در اصفهان, مشهد, كرج و .. كارشناسان هم زود متوجه شدند اين درجه از آلودگي قطعاً مربوط به وارونگي هوا نيست. در اهواز كه وارونگي و حبس هواي گرم زير هواي سرد نداريم. ولي بحران در آن جا هم به جان مردم افتاده است.
س: رژيم در هفته هاي اخير مدعي است يك سري كارهايي انجام داده كه كارشناسان مي گويند اصلاً مؤثر واقع نشده, چرا؟
ج: بله, با اقدامات معمولي چون خواباندن بخشي از ترافيك و تعطيلي مدارس و غيره هم گره باز نشد. چون عامل اصلي آلودگي يعني مصرف همان بنزين آخوندي ادامه دارد. همين است كه در همه شهرهاي بحرانزده مشترك است, يعني بحران مربوط به مصرف خودروهاست و بنزيني كه امسال براي اولين بار مصرف مي شود, همين بنزين آخوندي زير استاندارد كه هم به تكنولوژي خودروها صدمه مي زند و هم دود گازش جان مردم را مي گيرد. شماري از مطبوعات داخل هم به اصل مسأله اشاره محتاطانه كرده اند و از «شبه بنزين» نوشته اند .
س: از برخي طرحهاي عجيب و غريب هم نام برده اند؟
ج: بله , همراه با جنحال تبليغاتي و شيادي, مثل طرح آبپاشي از بالاي چترسياه آلودگيها توسط چند هواپيما, حالا هم مي خواهند اين جا و آن جاي شهر دستگاههاي تهويه بگذاره, آنهم در فضاي باز. خوب, اين كارها يا نتيجه نداره يا حتي مثل آبپاشي از بالا خطرهاي مضاعف مثل باران اسيدي ايجاد مي كند. وانگهي در يك شهر بسيار بزرگ به وسعت 750 كيلومترمربع كه نمي شود با آبپاشي چند مخزن هواپيما از بالا هوا را شكاف و شستشو داد. اينها بازي و نمايش احمدي نژادي است. از همان جنس مديريت دنياست. نوعي شيّادي و دريدگي در حضيض. مي بينيم كه تااين لحظه بحران آلودگي ادامه دارد و كماكان بلاي جان مردم شده است. هواي فوق العاده سمّي و كشنده كماكان گلوي مردم تهران و ديگر شهرها را مي فشارد و قرباني مي گيرد, چون عامل اصلي بحران يعني همان بنزين زيراستاندارد آخوندي همين طور توليد و عرضه مي شود. مرگ و مير و تشديد انواع مسموميت و سرطانزايي نيز ادامه دارد. اينست زندگي روزمره مردم ستمديده ايران تحت لواي خامنه اي و خونتاي جنايتكارسپاه و بسيج. سرمايه هاي كشور و ملت را يا در دستگاههاي سركوب يا در غزه و لبنان و عراق و آفريقا و ... خرج مي كنند و براي رفع مشكلات مزمن داخلي كه در دوران حكومت خودشان به وجود آمده, يا شدت و حدّت يافته, سرمايه لازم را اختصاص نمي دهند, جنون اتمي را به جايي كشانده اند كه حتي قادر به توليد بنزين مورد نياز مردم نيستند در حالي كه ملت روي درياي نفت و گاز نشسته است. بايد بگويم تا اين رژيم قرون وسطايي سر كار است, بحرانها و فلاكتهاي ملي به صور مختلف ادامه خواهد داشت.