« حقایقی در باره لابی جمهوری اسلامی در آمریکا -قسمت دوم | Main | مردم شيراز به استقبال چهارشنبه سوري رفتند. »

رابطه جنبش زنان با جنبش اجتماعی اخیر مردم ایران

میترا یوسفی(مبارز کوچک) دانش آموخته مهندسی مکانیک ، وبلاگ نویس و فعال اجتماعی
متن سخنرانی که در مراسم بزرگداشت "هشتم مارس" که به همت کانون پناهندگان سیاسی در برلین برگزار شد:

در سرزمینی زیسته ام که خشونت و تبعیض ، لباس قانون به تن می کند؛ مردان را در برابر زنان و زنان را در برابر زنان می نشاند و آنچه در گفتمان جامعه بازتولید می شود همان خشونت و تبعیض است؛ تبعیض قانونی، فرهنگ می شود؛ از پستوی خانه ها بیرون می جهد و فضای جامعه را مسموم می کند.
در یک چنین مختصاتی ، جنبش مدرنی در ایران پا گرفت ؛ جنبشی مدرن و مدنی در پیوند با خواستهای زنان و نه تنها محدود به آن . اما این نقطه ی شروع نبود... نقطه آغاز، حضور همیشگی زنان بود در تمام حرکتهای اجتماعی : زنان در جنبش تنباکو،مشروطیت،ملی کردن صنعت نفت و جنبش ضد استعماری و ضد دیکتاتوری پنجاه و هفت حضور فعال داشته اند اما جنبش مدرنی که موسوم به جنبش زنان است دارای المانهایی ست که آن را از حرکتهای پیشین متمایز می سازد : زنانی که در سالهای اخیر تحت عنوان کمپین ها و فروم های زنان متشکل شده اند :
1- خواستگاه طبقاتی مشخصی را دنبال نمی کنند و خواستهایشان مجموعه ای ست از مطالبات فرهنگی ، حقوقی، قانونی، هویتی.
2- خواست های فراگیری را دنبال می کنند و آرمان مشخص شان آن است که ستم جنسیتی و سلسله مراتب جنسیتی از میان برود.
3- این جنبش مدنی دارای بعد سیاسی بسیار قوی است و مشخصآ دولتی مرد سالار را به چالش می کشد.
4- تشکیلات ثبت شده و هویت حقوقی مشخص نداشته و جنبشی بدون هسته مشخص و رهبری متمرکز است.
- چند شاخه ای ست و شامل گروههای مستقل و خود بنیاد است که در یک شهر یا مکان مشخص مستقر نیستند زیرا که جنسیت با نژاد ، قومیت، طبقه و.. تلاقی پیدا کرده و خود این ها از عوامل تبعیض اند ( به عنوان مثال: کمپین یک میلیون امضا، تهران محور نبوده است)
- سیال و انعطاف پذیر است
- در قالب مناسبات دموکراتیک و به صورت شبکه ای کار می کند
المان های بالا در کلیت خود شباهت بسیاری با جنبش فراگیر مردم ایران دارد و شاید پر بیراه نباشد اگر بگوییم که حضور زنان با تجربه ی کار شبکه ای و افقی با ماهیت متکثر خود در جنبش مردم ایران تاثیرات متعادل کننده و مثبت زیادی دارد.
در واقع زنان ، جنبشِ خود را "مستقل از هر توع سیاست مبتنی بر هویت" پیش بردند؛ آنها بی آنکه ادعا کنند تنها زنان می توانند زنان را بفهمند ( تاکید افراطی بر صنفی بودن مطالبات زنان، نوعی سیاست زدایی از امر سیاسی ست )، به کمک امر بیرونی که اینجا "قانون های حقوقی " بود، وضعیت خود را برای عموم جامعه قابل فهم کردند و گفتند : همه می توانند آن بی عدالتی که بر ما می رود را درک کنند و از همه ی آن چیزی آغاز کردند که زنان جامعه در روزمره ی خود با آن دست به گریبان بودند ( مانند حق طلاق، ارث، دیه،سنگسارو...)و از این طریق، "گفتمان ضد تبعیض" را توده ای کردند.
با توجه به یک چنین تلاش همه جانبه ای برای حساس کردن جامعه نسبت به تبعیض رواداشته شده از طرف نظم حاکم، امروز دیگر شبح حضور زنان در صحنه ی نبرد ، خواب حاکمان مسلط را می آشوبد.
حتی بسیاری از جان زنانه ی جنبش سخن می گویند و مسیر های خلاق آن را با جنبش 1968 فرانسه مقایسه می کنند و باور دارند که جنبش نوین مردم ایران در پیوند با جنبش زنان ، میل زیادی به ساخت شکنی و باز تعریف روابط پیشین دارد. (به عنوان مثال: روسری سر کردن مردان در حمایت از حجاب اختیاری )
جنبش زنان که در تمام این سالها با خلاقیت و هوشمندی، از هر فرصتی برای طرح مطالبات و مخاطب قرار دادن جامعه و توده ای کردن مطالباتش بهره جسته، در برهه ای که مردم ایران برای خواستهای برابری طلبانه و آزادی خواهانه شان به میدان آمده اند، باز هم زنان اند که در صحنه حضور دارند و باور دارند که خواستهای برابری خواهانه زنان، صرفآ متکی بر خواستگاه جنسیتی نیست که در سپهر اجتماعی، صنفی شده باشد و در درون خود، مازاد سیاسی و حتی انسانی حمل می کند و چه با مشی اصلاح طلبانه و محافظه کارانه و چه با مشی رادیکال فمینیستی ، در منطق هم ارزی با حرکتهای کلی اجتماع برای رهایی همگانی به مثابه آرمان جمعی "آزادی و برابری" قرار گرفته است.
امروز این جنبش وارد عرصه ی نمادین اجتماعی - سیاسی شده است در خیابانها حضور دارد،کافی ست تصاویر ذهنی مان را مرور کنیم : آن دختری که سنگ در دست دارد، یا آن دیگری که دستش را سپر کرده است یا ندایی که روی زمین به خون می غلطد و حتی ورای آنها از دل مادران صلح ، مجموعه ی مادران عزادار شکل می گیرد که جنبش مردم را حمایت و تقویت می کند در حالیکه با مادر بودن و عزادار بودن توامان خود حاشیه امن ایجاد کرده است...
بی گمان جنبش نوین مردم ایران به هیچ وجه ماهیتی ایستا نداشته و تجربه ی زیست چند ماهه اش خود گواه فراز و فرودهای بی شمارش و تغییرات کیفی درونی اش است ؛ و این چنین است که جنبش کم کم از فاز سلبی وارد فاز ایجابی می شود مطالبات خود را مطرح می کند . و طرح مطالبات زنان ، کارگران، و سایر اقشار و گروههای درون جنبش امری ضروری و حیاتی به نظر می رسد.خواستهای برابری جنسیتی ، تغییر قانون ، تغییر ساختار اجتماعی - سیاسی و ... همچنان خواستهای این جنبش است که برای دنبال کردنشان در مسیر جنبش نوین مردم ایران باید روشهای نو تر و کاربردی تر و موثر تری به کار برد.

پانوشت : بی گمان زمانی که زنجیرهای بی پایان بردگی در هم شکسته شوند ، مجالی برای زندگی خواهد بود // روز زن بر همه ی آنها که رویای زیست در جهانی عاری از تبعیض را در سر می پرورانند، مبارک باد.
پانوشت 2 : سفر به برلین و صحبت کردن در آن جمع برایم تجربه ای بود و رخدادی که معادلات زندگیم را تغییر داد... نقطه می گذارم برای این فصل زندگی ام.

نظر دهید

حق ويرايش نظرات برای حزب سبزهای ایران محفوظ است. وفقط نظریات بی‌ارتباط با موضوع پاک می‌شوند.

اگر فونت فارسی در کامپيوتر خود نصب نکرده ايد،اينجا را کليک کنيد و به فارسی بنويسيد.