« | Main | شام غریبان در صدا و سیما »

بىاختيار دستهايم را به شکل پيروزى در آوردم و بالا بردم

يكى از شاهدان صحنه گزارش زير را ارسال كرده است كه عينأ آورده مىشود:
در خيابان انقلاب سيل جمعيت به سمت ميدان فردوسى سرازير بود. هرجا شعار مىداديم، انسجام بيشتر مىشد. بهترين شعارها شعار ”اين ماه ماه خونه، يزيد سرنگونه“ بود. نيروهاى ويژه حمله کردند و ما را تا تالار وحدت عقب راندند. اما ما با ”“ هو ”كردن، آنها را به عقب رانديم. ناگهان روى پل بسيجيهاى موتورسوار را ديديم که با اسلحه به سمتمان آمدند و شليک کردند. يک بسيجى موتورسوار که تعادلش را از ديدن جمعيت از دست داده بود به زمين خورد. موتورش را آتش زديم تا از گاز اشکآور در امان باشيم و خودش را هم کتک زديم. شعار اين لحظه اين بود:“ توله سگهاى رهبر ”!. يک نفر مىگفت که در چهارراه وليعصر مردم نيروهاى ويژه را خلع سلاح کردهاند و بچهها از تعداد بيشتر ما و کمتر بودن بسيجيها مىگفتند که… در همين بين ناگهان بسيجيها و نيروهاى ويژه کنار کشيدند و تعداد زيادى موتورسوار دو ترکه نيروى ويژه به سمت ما حمله کردند. همين طور که به داخل كوچههاى فرعى فرار مىکرديم، لحظهاى به عقب برگشتم و ديدم که يک مأمور ويژه مردى ميانسال را گرفته و روى زمين خوابانده. فقط يک راه مانده بود: به سمت مأمور دويدم و فرياد زدم:“ ولش کن!“که ديدم مأمور فرار کرد. بىاختيار دستهايم را به شکل پيروزى در آوردم و بالا بردم.

نظر دهید

حق ويرايش نظرات برای حزب سبزهای ایران محفوظ است. وفقط نظریات بی‌ارتباط با موضوع پاک می‌شوند.

اگر فونت فارسی در کامپيوتر خود نصب نکرده ايد،اينجا را کليک کنيد و به فارسی بنويسيد.