آلمانها به سکولاریسم میگن زکولاریسم. به سیبیل هم میگن زیبیل. اما گولته نام خانوادگی یه زیبیل خانومه که بخش آسیای دوی چه وله را "سرپرستی" میفرمایند، اونم طوری که "وله" ربطی به ول و خل و چل و چه و چه معمولی نداشته باشه.
"دوی چه وله" یه چیزیه مثل رادیو زمانه (!) معروف خومون (!). یعنی فارسی هم بلده. منتهی حقوق امثال زیبیل گولته و آفتابه بیارای شکر شیرین گفتار ایشونو مالیات دهنده های آلمانی میدن که اندر رابطه با خرپول های حکومت آخوندی ما رکورد واردات و صادرات و این جور چیزا رو ماشالا تو دنیا شیکستن و هزار ماشالا پاشم واستادن که از لحاظ فرهنگی(!) و حقوق بشری(!) "جبران" هم بکنن ... برامون کنفرانس(!) برلین و جشنواره (!) دور و نزدیک و چه و چه راه بندازن... که جدیدترین و در عین حال بامزه ترین این کارای فرهنگی(!) و حقوق بشری(!) یه شاهکار "سکولاریستی(!)" است به "سرپرستی" گولته؛ مزین به "شرکت" شخص شخیص حاج آقا "ی-مثلت-بیق"!
اندر کرامات نزول اجلال حاج آقا "ی-مثلت-بیق" به آلمان ، همین بس که مقدمتا "فرصتی دست داده است" (به لفظ دوی چه وله سیبیل گولته) تا "پیرامون مسائل بینالمللی و داخلی ایران با او به گفتگو بنشینیم"!
این "فرصت" فی الواقع اون چنون طلاییه که نتایج مفصل "نشستن به گفتگو" طوری با یک تیتر سیبیل گولته ای غلط انداز به زیور درج آراسته شده که برق از چشممون فواره میزنه:
"ابراهیم یزدی: ما معتقد به جدایی نهاد دین از نهاد دولت هستیم"!
این به گفتگو "نشستن" به هر حال مفیده. خیلی "مفید". بر منکرش لعنت. اما تا اونجا که به ما مربوط میشه، مشخص میکنه که 3کولاریسمدونی سیبیل گولته دوی چه وله یه چیزیه عمیق و داغ و تماشایی مثل سیرک. یه چیزی که تیر آهن اول توش گم میشه و البته بعد ذوب میشه. هر چی که هس، پروستات معروف حاج آقا ی-مثلت-بیق متاسفانه به "گفتگونشستگان" اجازه غلطای زیادی نمیده و بعله برون مفصلشون اندر "اعتقاد" به امکان خواستگاری دسته جمعی اصول شماره 1و 2 و 3 و 4و 5و 24 و 27 121و چه و چه قانون (!) اساسی حکومت آخوندی از "جدایی نهاد دین از نهاد دولت" یه چیزو ( حد اقل به گفتگونشستگان) خرفهم می کنه:
"میدانید که سکولاریسم تعریف مانع و جامع ندارد"!
"فرصت" گرانبهای مستفیض شدن تمام و کمال از این تبلیغات پراکنی سکولاریستی (!) حضرات به معرض گذاشته میشود تا مبادا خدای نخواسته از معجزات اسباب کشی بعضی از امام زاده های قانون (!) اساسی"خانه پدری" بی خبر بمونیم.
اما پیشایش به حضرات دویچه وله ای هاج و واج مانده در هفتخوان آخوندی "تعریف (!) مانع (!) و جامع (!) سکولاریسم" لامصب و به همه حقوق بگیران رادیوهای "فارسی زبان" متخصص در سرگرم کردن و گمراه کردن "شنوندگان عزیز"، پیشنهاد میشود هر چه زودتر به بندهای سه گانه اصل سوم قانون اساسی آلمان مراجعه بفرمایند؛ چرا که بلغور نکردن "رادیویی" اصل سوم قانون اساسی آلمان ، برای گذشتن از هفت تا پل صراط بحث شیرین "جدایی نهاد (!) اعتقادات رنگ و وارنگ دینی از نهاد اداره یک کشور" کافیه و... واللا به خدا مستحب هم هس!
Artikel 3
(1) Alle Menschen sind vor dem Gesetz gleich
(2) Männer und Frauen sind gleichberechtigt
(3) Niemand darf wegen seines Geschlechtes, seiner Abstammung, seiner Rasse, seiner Sprache, seiner Heimat und Herkunft, seines Glaubens, seiner religiösen oder politischen Anschauungen benachteiligt oder bevorzugt werden
اصل سوم قانون اساسی آلمان
1- همه افراد در مقابل قانون برابرند.
2- مردان و زنان حقوق متساوي دارند.
3- مجاز نیست که هيچ فردی، به مناسبت جنسیتش، خانواده اش، نژادش، زبانش، زادگاهش، اعتقاداتش ، دیدگاههای مذهبي يا سياسيش، به طور مثبت یا منفی مورد تبعیض قرار گیرد.