به مناسبت سالمرگ ِ روح الاهریمن، ابَر جنایتکار نایرانی معاصر، خمینی ِ کج نهاد »
م.ساقی
دیدگانم تو را نمی دیدند
ترا که قدمهایت تاریکی و مرگ آفرید
و ردای مؤمنت! بیداد را بر من آوار کرد
تویی که با روز روشن سبزه ها جنگیدی
و سفره ی بی نان و لبخند ما
دستاورد ولایت تو است
تویی که لحظه ها را نمی فهمیدی
و جنون را می زیستی
تویی که قلبها را به هیاهو برآمدی
و اندیشه ی ابرآلودت
آغاز نور و رقص پروانه ها را تاب نیاورد
تویی که حُجره ی منزوی قلبت ویرانه ای نامبارک بود
و خشم نانجیب کردارت
تپش میلیونها قلب را متلاشی و مسموم کرد
"تویی که در جستجوی "بهشت
عشق را بر نطع نشاندی
و زندگی را مصلوب کردی
تویی که تیغ و درفش جلادت
سینه ی "آزادی" را به دیوار زندانها دوخت
تویی که صلح را جیغ می کشیدی
و جنگ را نماز می بردی
تویی که نعره های جنون آمیزت
پرواز کبوترها را به یغما برد
و بازیگوشی خرگوش ها را ویران نمود
تویی که برآمدی و کُشتی و سوزاندی
تویی که بریدی و شوریدی و دریدی
تویی که نظام اهریمنی ات ز "نفرت" و "خون" قوام گرفت
تویی که خلافت شومت"جمهوری اسلامی" نام گرفت
!!با توأم ای امام
ای فتنه ی مجسم
ای خرافه و نیرنگ
ای امام کینه و سنگسار
ای گرسنگی و رنج
ای سلطنت سرکوب و یأس
ای تجاوز و ترفند
ای امام آدمخوار
ای امام عالم سوز
!دیدی
دیدی چسان بر شانه های خلق
،برآمدی و فرجام کار
ویران شدی و سوختی با لعنت و نفرین روزگار
با توأم ای امام ویرانی
ای قاتل نوجوانان کار و مدرسه
ای قاتل کودکان خنده و شادی
"ای قاتل پیر و جوان "آزادی
!!با توأم ای امام
.
6.11.2008 .