همزمان با اولين روز تابستان 86 گروهي از دوستداران طبيعت در مراسمي كه به ابتكار انجمن كوهنوردان ايران و با حمايت گروه كوهنوري سايپا ترتيب داده شده بود
با حضور در دشت شقايق پارک ملي لار به حفاظت از شقايقهاي وحشي تاکيد کردند.
اين مراسم كه شامل گفتوگوي چهرهبهچهره با گردشگران در مورد اهميت و ارزش شقايقها، پخش بولتنهايي ويژه كودكان و بزرگسالان، پذيرايي از گردشگران، پيشنهاد خروج اتومبيلها از عرصههاي طبيعي و جمعآوري زباله بود، با استقبال و واكنش مثبت مردم و گردشگران روبهرو شد.
چيدن گلها از جمله موارد موردنظر در گفتوگوها بود. چيدن گل يا به عبارتي حذف اندام زايشي گياه، با ايجاد اختلال در امر تجديد حيات، باعث به خطر افتادن استمرار و بقاي نسل گياه ميشود و خوشبختانه بايد گفت بيش از 70 درصد خانوادههاي حاضر در منطقه به اين امر توجه داشته و از چيدن گلها خودداري ميكردند و سايرين نيز تقريبا قريب به اتفاق با توضيحات ارائهشده كاملا قانع شده و شايد به نوعي، نكات فراموششدهاي را به ياد ميآوردند.
اما با اين وجود موضوعي كه توسط دوستاني كه سالهاي پيش در مراسم مشابه حاضر بودند و همچنين توسط بسياري از گردشگران حاضر در منطقه تاكيد ميشد، كاهش تعداد و تراكم سال به سال شقايقها بود. مهمترين علت اين موضوع را بهويژه در دشت، ميتوان به حضور متراكم گردشگران و اتومبيلها در منطقه نسبت داد.
متاسفانه نابودي خاك و پوشش گياهي زير چرخ اتومبيلها كه بيهيچ ضابطهاي در جايجاي منطقه به چشم ميخورند، كمپينگ و جمعيت زياد بازديدكنندهها باعث شده تا رويشگاه پيوسته سابق به حالت لكهلكه درآمده و در خود لكهها نيز استمرار حضور انسانها، لگدمال شدن پوشش گياهي و كاهش تراكم گلها را در پي داشته باشد.
تلاش كوهنوردان در مسدود كردن مدخل دشت و خارج ساختن اتومبيلهاي موجود، بهدليل تعداد بسيار بالاي اتومبيلها، چندان كارساز نشد چه بسا با شرايط موجود نميتوان از گردشگراني كه در نقطهاي مستقر شدهاند توقع داشت خودرو خود را به چندصد متر دورتر منتقل كنند.
و اينجاست که مسووليت مديريت محيطزيست مطرح ميشود تا با تدابيري مثلا مسدود كردن راههاي سوارهرو، ورود به دشت پيش از حضور گردشگران و ايجاد كريدور عبور با مصالح طبيعي مثلا سنگچين بدون سيمان در فصل مناسب و با نهايت دقت و ظرافت، كارگران توجيهشده و آموزشديده و نظارت ويژه حتي استفاده از نيروهاي داوطلب NGOها از تخريب عرصه جلوگيري كنند.
البته منظور از مديريت بههيچوجه اجراي طرحهاي بهاصطلاح گردشگري و دخالت در طبيعت نيست؛ چنين عرصه طبيعي بينظيري فقط شايسته «گردشگري طبيعت» است نه هتل و رستوران و جاده آسفالته و....
از نكات جالب كه جمعه گذشته را به يك روز بهيادماندني تبديل كرد، اين بود كه بسياري از مردم در پشت نقاب سكوتشان، درك و شعور بالايي نسبت به محيطزيست كشورشان داشتند، هنوز هم عاشقاند و همزيستي با طبيعت را ميدانند اگرچه شايد به هر دليل انديشه سبزشان را غبار گرفته؛ فقط بايد يادآوري كرد، آگاهي داد، يكي و همصدا شد.
گياه شقايق وحشي موجود در منطقه لارگونه Papaver bracteatum (با توجه به كليد شناسايي جنس Papaver، صادق مبين، 1364، رستنيهاي ايران، جلد سوم) و از خانواده Papaveraceae (خانواده شقايق) است. منطقه انتشار آن بخشهايي از ارتفاعات البرز بهويژه منطقه لار است.
اين گونه داراي خاصيت دارويي است اما بههيچوجه «خشخاش» نبوده و نبايد بهواسطه شباهت كپسولهاي آن به كپسول خشخاش، آنها را اشتباه كرد. اصولا ميوه (كپسول) تمام گونههاي خانواده Papaveraceae يا شقايق داراي چنين ريختي بوده اما اغلب كوچك يا كشيده و دراز هستند و همانند گونه موجود در دشت لار جلب توجه نميكنند. اين گياه اعتياد آور نيست.
ژان ولاگ و ژيري استودولا در كتاب خود، گياهان دارويي (ترجمه ساعد زمان، 1376) ميآورد: اين گياه داراي آلكالوئيدهاي سمي (تبائين و...) است. بدن انسان به تبائين عادت نميكند... و احتمال ايجاد اعتياد به آن كم است.
*کارشناس ارشدمنابع طبيعي