Contact the Green PartyFarsi linksFarsi newsFarsi platformEnglish home pageFarsi statementsFarsi home pageEnglish newsEnglish statementsEnglish platformEnglish links

گزارشي از وضعيت جنگلها در رژيم ملايان

ما به جنگل خيانت كرديم

صداي‌ اره‌ موتوري‌ اعصاب‌ جنگل‌ را خرد كرده‌ است‌. درختان‌ يكي‌يكي‌ به‌ خاك‌ مي‌افتند. همين‌ چند روزه‌ 65 هكتار جنگل‌ تخريب‌ شده‌اند اما حكايت‌ همچنان‌ باقي‌ است‌. از »جواهردشت‌« حرف‌ مي‌زنم‌. كوهستاني‌ كه‌ ديگر زيبا نيست‌. كوهستاني‌ كه‌ ديگر طراوت‌ گذشته‌ خود را به‌ ياد نمي‌آورد. اگر گذرت‌ به‌ جواهردشت‌ افتاد، ديگر بوي‌ جنگل‌هاي‌ باران‌خورده‌ را نخواهي‌ شنيد. همه‌ جا بوي‌ نيستي‌ مي‌دهد. وانت‌بارها تابوت‌ جنگل‌ را حمل‌ مي‌كنند. جواهردشت‌ ديگر دشت‌ جواهر نيست‌. جنازه‌يي‌ بي‌نام‌ و نشان‌ است‌ كه‌ در دشت‌ بي‌ترحم‌ شمال‌ افتاده‌ است‌.

****

همه‌ چيز از يك‌ بهانه‌ »مدرن‌« شروع‌ شد. عقلاي‌ قوم‌ نشستند و گفتند و برخاستند و نتيجه‌ اين‌ شد كه‌ مدرنيته‌ »جاده‌« مي‌خواهد و در هزاره‌ سوم‌ ميلادي‌ بسيار زشت‌ و ناپسند است‌ كه‌ »جواهردشت‌« جاده‌ نداشته‌ باشد. طرفداران‌ محيط‌ زيست‌ فرياد زدند كه‌ اين‌ روستا »جاده‌يي‌« دارد كه‌ از سر 500 سكنه‌اش‌ هم‌ زيادي‌ است‌!) باور كنيد كه‌ در رقم‌ ذكر شده‌ اشتباه‌ نشده‌ است‌. اين‌ »ده‌« در خوش‌بينانه‌ترين‌ حالت‌ ممكن‌ 500نفر جمعيت‌ دارد( اما بالاخره‌ فرياد سبز طرفداران‌ طبيعت‌ در جيغ‌ و داد اره‌ موتوري‌ها گم‌ شد و به‌ قيمت‌ نابودي‌ ده‌ها هكتار جنگل‌ جاده‌ دوم‌ هم‌ ساخته‌ شد و هيچكس‌ به‌ غارتگران‌ چوب‌هاي‌ جنگلي‌ نگفت‌ بالاي‌ چشم‌تان‌ ابرو است‌.
جواهردشت‌ بزودي‌ به‌ رويا خواهد پيوست‌. افسانه‌يي‌ كه‌ شايد حتي‌ به‌ كتاب‌هاي‌ درسي‌ كودكان‌ سرزمين‌ من‌ راه‌ پيدا كند. بچه‌هاي‌ عزيز! بنويسيد: اينجا جواهردشت‌ بود. نقطه‌ سرخط‌. جواهردشت‌ درخت‌ ندارد. نقطه‌ سر خط‌.جواهردشت‌ دو جاده‌ دارد. نقطه‌ سرخط‌. درخت‌، حرف‌ كمي‌ نيست‌ ما نمي‌فهميم‌!

****

اگر طاقت‌ ديدن‌ جان‌كندن‌ جنگل‌ را در خود مي‌بينيد سري‌ به‌ جنگل‌هاي‌ نيمه‌جان‌ بزنيد و حلقه‌هاي‌ تنه‌ بريده‌ درختان‌ را بشماريد. آن‌ وقت‌ حتما متوجه‌ ضربه‌هاي‌ جبران‌ناپذيري‌ كه‌ به‌ جنگل‌ها وارد شده‌ خواهيد شد. بطور متوسط‌ روزانه‌ 10 هكتار از جنگل‌هاي‌ ايران‌ نابود مي‌شود. اين‌ نابودي‌ به‌ بهانه‌هاي‌ عجيبي‌ صورت‌ مي‌گيرد. هيچكس‌ با توسعه‌ مخالفتي‌ ندارد اما توسعه‌ به‌ هر قيمتي‌ نمي‌ارزد. جاده‌هايي‌ كه‌ از دل‌ جنگل‌ها مي‌گذرند به‌ مرور زمان‌ جنگل‌ را به‌ كلي‌ نابود مي‌كنند. زمين‌هاي‌ حاشيه‌ جاده‌ها از چشم‌ تيزبين‌ فرصت‌طلبان‌ و سودجويان‌ پنهان‌ نمي‌ماند. بعد از قتل‌عام‌ جنگل‌ همه‌ مشكلات‌ با پرداخت‌ جريمه‌يي‌ ناچيز حل‌ مي‌شود و ديگر كسي‌ براي‌ درختان‌ بي‌جان‌ دل‌ نمي‌سوزاند. درختان‌ به‌ مبلمان‌هاي‌ شيك‌ مبدل‌ مي‌شوند تا ما روي‌ آنها بنشينيم‌ و پا روي‌ پا بيندازيم‌ و به‌ هزاره‌ سوم‌ خوشامد بگوييم‌. ريه‌هاي‌ تنفسي‌ زمين‌ را قطع‌ مي‌كنيم‌ و با ماسك‌هاي‌ سفيد در خيابان‌هاي‌ دودآلود شهر پرسه‌ مي‌زنيم‌ و به‌ زمين‌ و زمان‌ ناسزا مي‌گوييم‌.

****

فاجعه‌ بزرگ‌ انساني‌ در راه‌ است‌. شهرهاي‌ شمالي‌ دست‌ خود را به‌ علامت‌ تسليم‌ بالا برده‌اند. ديگر بازي‌ تمام‌ شد. ما تقاص‌ قتل‌عام‌ جنگل‌ را پس‌ خواهيم‌ داد. سيل‌ زمين‌هاي‌ خالي‌ از درخت‌ را درمي‌نوردد و به‌ خانه‌هاي‌ ما مي‌آيد. همه‌ چيز را نابود مي‌كند و با خود مي‌برد. شاپور محمديان‌ قاسم‌آبادي‌ كارشناس‌ جنگل‌ها و مراتع‌ مي‌گويد: »به‌ هم‌ ريختن‌ اكوسيستم‌ طبيعي‌ جنگل‌هاي‌ شمال‌ از تدبير به‌ دور است‌.
متاسفانه‌ بسياري‌ از تخريب‌ها با مجوزهاي‌ قانوني‌ صورت‌ مي‌گيرد. ما آنقدر به‌ جنگلها خيانت‌ كرده‌ايم‌ كه‌ ديگر حق‌ قطع‌ كردن‌ يك‌ درخت‌ را هم‌ نداريم‌. با قطع‌ بي‌رويه‌ درختان‌ جنگلي‌ در درازمدت‌ حكايت‌ دير رسيدن‌، بهتر از هرگز نرسيدن‌ است‌، تكرار خواهد شد. يعني‌ ساختن‌ جاده‌ توجيه‌ عقلاني‌ براي‌ تخريب‌ جنگل‌ نيست‌.«
چند سال‌ ديگر براي‌ »كاشتن‌« خيلي‌ دير است‌. اره‌موتوري‌ها را خاموش‌ كنيد وگرنه‌ »هوا« مي‌ايستد. از همين‌ امروز به‌ كودكان‌ خود كاشت‌ نهال‌ بياموزيم‌. تا اسفند خيلي‌ راه‌ است‌. همين‌ امروز براي‌ همه‌ كودكان‌ فردا نهال‌ بكاريم‌ تا »هوا« نايستد.

****

يكي‌ از كارخانه‌داران‌ چوب‌بري‌، صنعت‌ چوب‌ را سودآورترين‌ تجارت‌ مي‌داند و مي‌افزايد: ما چاه‌ را پاي‌ دريا كنده‌ايم‌. جنگل‌ها تا دلتان‌ بخواهد درخت‌ دارد!
اين‌ كارخانه‌دار با اشاره‌ به‌ اين‌ نكته‌ كه‌ درخت‌ به‌ اصطلاح‌ »دورريز« ندارد مي‌گويد: ما حتي‌ از اضافات‌ درخت‌ هم‌ براي‌ توليد پوشال‌ مورد نياز مرغداري‌ها و گاوداري‌ها استفاده‌ مي‌كنيم‌ و آنچه‌ را كه‌ باقي‌ مي‌ماند مي‌سوزانيم‌ و زغال‌ حاصل‌ از آن‌ را هم‌ مي‌فروشيم‌! مي‌پرسم‌ اين‌همه‌ چوب‌ را از كجا مي‌آوريد* با دستش‌ به‌ نقطه‌ نامعلومي‌ اشاره‌ مي‌كند و مي‌گويد: از دلال‌ها مي‌خريم‌. خودشان‌ مي‌گويند كارشان‌ قانوني‌ است‌. اما من‌ گمان‌ نمي‌كنم‌ اجازه‌ قطع‌ اين‌ همه‌ درخت‌ را داشته‌ باشند. به‌ هر حال‌ من‌ به‌ خلافكاري‌ آنها كاري‌ ندارم‌. من‌ فقط‌ خريدارم‌!
كارخانه‌دار خودش‌ را فقط‌ يك‌ خريدار مي‌داند. اما اودانسته‌ يا ندانسته‌ شريك‌ جرم‌ است‌ . اسم‌ ديگر دلال‌ هم‌ قاچاق‌فروش‌ است‌. اما انگار مسوولان‌ بنا به‌ دلايلي‌ با اين‌ قاچاق‌فروشها كاري‌ ندارند. قاچاقچي‌هاي‌ چوب‌ ديگر از بيراهه‌ نمي‌آيند.
غارتگران‌ با خيال‌ راحت‌ و آسوده‌ در روشنايي‌ روز جنگل‌ها را به‌ يغما مي‌برند و از هيچكس‌ نمي‌ترسند.

****

اينجا يك‌ روز جواهردشت‌ بود. نگيني‌ سبز در انگشتر كوهستان‌ زيباي‌ شمال‌! حالا عقلاي‌ قوم‌ آمده‌اند ابرويش‌ را درست‌ كنند اما زده‌اند چشمش‌ را هم‌ كور كرده‌اند.
جواهردشت‌ حالا دو جاده‌ دارد اما ديگر زيبا نيست‌. شايد چند سال‌ ديگر آموزگاري‌ براي‌ فرزند شما اينطوري‌ ديكته‌ بگويد: جواهر دشت‌ كارخانه‌ پفك‌ دارد، نقطه‌ سر خط‌. جواهر دشت‌ جنگل‌ ندارد، نقطه‌ سرخط‌. ما به‌ جواهردشت‌ خيانت‌ كرديم‌

اعتماد 26 تير 1382