تحولات عراق و ارزش استراتژیک اشرف

خرداد ۳۰, ۱۳۹۳

ashrafعبدی هزارخانی، ۳۰ خرداد ۱۳۹۳

تصرف شهر موصل در شمال عراق توسط گروههای سنی مذهب که در میان آنان گروههای تندرو مانند داعش نیز حضور دارند، صحنه سیاسی عراق را دستخوش تحولات جدی کرده است . این تحولات و نوسانات بی سابقه سیاسی در عراق  تاثیر مستقیم بر منافع ملی و سرنوشت مردم ایران، اپوزسیون جمهوری اسلامی و همچنین رژیم حاکم بر ایران دارد.

تحلیل ۳۰ صفحه ای مرکز پژوهشهای مجلس حکایت از آن دارد که رژیم ولایت فقیه بشدت از تحولات جاری در عراق وحشت زده شده و ناآرامی در مرزهای غربی و بی ثباتی در عراق را تهدیدی علیه امنیت نظام و سیاستهای منطقه ای اش ارزیابی می کند. بدون تردید، هر آنچه که تمامیت جمهوری اسلامی را تهدید کند، می بایست مورد توجه اپوزسیون جدی رژیم که هدفش تغییر حکومت است، قرار گیرد.

کشورهای غربی و بویژه آمریکا که با چشم انداز تجزیه عراق، گسترش بحران های منطقه ای و رشد افراطی گری مواجه شده اند، با پریشانی و دست بستگی، ناظر تحولات اند و اهرم های تأثیر گذاری خود را از دست داده اند.

اولین اشتباه آمریکا حمله به عراق بود که با خطای استراتژیک مهلک تر یعنی واگذاری عراق به گروههای وابسته به رژیم ایران ادامه یافت. دولت جرج بوش و سپس اوباما، به موازات عقب نشینی در برابر رژیم در عراق، به فشار و سرکوب مجاهدین روی آوردند که خلع سلاح آنها شروع شد، با چشم بستن بر کشتار ساکنان اشرف ادامه یافت و سرانجام با درخواست رژیم برای تخلیه قرارگاه به انتها رسید.

همزمان با فشار رژیم به آمریکا برای سرکوب مجاهدین، وزارت اطلاعات و لابی های جمهوری اسلامی کارزار هماهنگی در همین راستا براه انداختند که از سال ۲۰۰۸ ببعد، با کارگردانی نایاک در واشنگتن و مآموران رژیم در اروپا اوج گرفت.

اگر آمریکا مجاهدین را خلع سلاح نکرده بود و در شرائط کنونی شهر اشرف و ارتش مجاهدین در مناطق سنی نشین که از کنترل رژیم ایران و نوری الماکی خارج شده اند قرار داشت، چشم انداز جدیدی در برابر آنان و مجموعه اپوزیسیون گشوده میشد. اهمیت استراتژیک حفظ اشرف اکنون که صحنه سیاسی عراق در حال تغییر است، بیش از پیش برای آنانیکه واقعا خواستار سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی هستند مشخص می شود.

قبل از حمله آمریکا به عراق و تسلط دولت وابسته به رژیم در بغداد، این کشور تنها نقطه ای در مجاورت ایران بود که به مخالفان رژیم ایران اجازه فعالیت میداد و بسیاری از گروههای با گرایشات مختلف نیز از این امکان بهره گرفته اند. پس از سقوط شاه از همان ابتدای سرکوب مخالفان در اوایل دهه ۶۰،  کشور عراق هم در منطقه شمال و کردستان و هم در مناطق دیگر پایگاههای اپوزسیون جمهوری اسلامی را در خود جای داده بود.  اصولا رژیم ولایت فقیه به طرق مختلف نارضایتی خود را در طول سه دهه گذشته از حضور گروههای مطرح مخالف در عراق به نمایش می گذاشت.

سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ به مثابه یک هدیه آسمانی از طرف جرج بوش به رژیم ایران بود. حتی نوشیدن جام زهر و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نتوانست خیال رژیم را از حضور گروههای سیاسی و مسلح در مرزهای غربی آسوده کند.

وجود یک خاک آزاد در جوار کشور و اجازه استفاده از آن بر علیه حکومت دیکتاتوری همواره یکی از پارامترهای اصلی در تاریخ انقلابات جهان بوده است. آنچه که رژیم طی سالیان گذشته با ایجاد کارزار خانوادهای مجاهدین در برابر قرارگاه اشرف توسط وزارت اطلاعات  و پشتیبانی لابی خارج از کشورش در شیطان سازی از سازمانیافته ترین نیروی مخالفش انجام داده بود در حقیقت پاسخی به یکی از دعدغه های اصلی اش بود. وزارت اطلاعات به صورت مستقیم و غیر مستقیم موفق شد اعضای جدا شده و مساله دار مجاهدین و بعضا اعضای سابق شورا به کار گیرد و با راه اندازی طومارها، نوشتن رساله های ۲۰۰ صفحه ای و بکار گیری رسانه های استعماری مانند تلوزیون صدای آمریکا، بی بی سی، رادیو فردا و … به بازتاب این شیطان سازی از مجاهدین خلق دامن زند.

به موازات این اقدامات، نیروی تروریستی قدس سپاه پاسداران یک دم از حملات موشکی و خمپاره باران اشرف باز نایستاد و در جوار این حملات کمپین های نجات اعضاء و هواداران مجاهدین در رسانه های اجتماعی را نیز دامن زد. متاسفانه چه بسا بسیار از افراد نادان از موضع دلسوزی برای اعضای مجاهدین در  این دام افتادند تا اینکه رژیم موفق شد با ضربه نهایی و قتل عام ۵۲ تن از بالاترین کادرهای مجاهدین اشرف را به تعطیلی موقت بکشاند. و همه این ماجراها با مخالفت جامعه جهانی و آمریکا روبرو نشد. در این میان همانگونه که گفته شد لابی رژیم و در راس آن نایاک به رهبری تریتا پارسی همان خط وزارت اطلاعات را در واشتنگتن به پیش برد.

وجود مالکی دو بار در راس حکومت عراق، خیر و برکات استراتژیک دیگری نیر برای رژیم به همراه داشت. راه مواصلاتی به سوریه و ایجاد خط ارتباطی میان تهران، بغداد، دمشق و حزب الله لبنان از جمله این برکات بود که توانست رژیم اسد را هر چند موقت از سقوط حتمی نجات دهد و دخالتهای منطقه ای رژیم را وسعت بخشد. اکنون این خط ارتباطی با وجود از دست دادن مناطق تحت تسلط گروهها سنی در عراق قطع شده است و این موضوع بدون شک ضربه ای اساسی برای رژیم است. بیهود نبود که رفسنجانی در دیدار با بحرالعلوم به صراحت از تهدید آنارشی موجود در سوریه ابراز نگرانی کرده بود و آنرا به عنوان یک تهدید ارزیابی کرده بود.

رفسنجانی در این دیدار گفته بود: ” الان گروه‌های مسلح زیادی در سوریه هستند که تحت هیچ فرمانی نیستند. انسان نگران می‌شود که اگر مساله سوریه تمام شود اینها به سمت عراق بیایند…. من می‌دانم الان وضع عراق به گونه‌ای نیست که شما بتوانید کاری بکنید؛ حالا غیردولتی چرا. اگر شخصیت‌های عراق وارد میدان شوند و با معارضین مذاکره کنند بخش خصوصی است. یک راه‌ حلی پیدا کنید. برای آینده بسیار مهم است. سوریه نباید طوری باشد که راه شما و ما بسته باشد. ما باید سوریه را داشته باشیم. از لبنان تا اینجا اگر این رشته پاره شود اتفاقات بدی می افتد.”

تحولات عراق با سرعت به پیش می رود. نیروهای جدی سرنگونی طلب باید از گذشته درس بگیرند و مترصد استفاده از شرایط جدید در عراق شوند.  اوضاع بر علیه رژیم در عراق برهم خورده است و بدون شک ولی فقیه نتیجه این تغییر توازن قوا را در سوریه حس خواهد کرد.

Share Button

Tags: , , , , , ,

One Response to تحولات عراق و ارزش استراتژیک اشرف

  1. arman
    تیر ۲, ۱۳۹۳ at ۳:۰۵ ب.ظ

    dorood bar shoma aghaye hezarkhani

پرسش و پاسخ

.نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد

* بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند

*


× 6 = fifty four