نامه سرگشاده در اعتراض به حضور احمدی نژاد در اجلاس بین المللی محیط زیست در کپنهاک

آذر ۸, ۱۳۸۸
سرکار خانم “کانی هدگارد” ریاست کنفرانس جهانی آب و هوا در کپنهاگ،
سران و نمایندگان کشورهای شرکت کننده در اجلاس،
دوستداران محیط زیست صلح و امنیت در جهان،
رونوشت به:
آقای بانکی مون دبیر کل سازمان ملل متحد،
نمایندگان و وزرای خارجه کشورهای عضو شورای امنیت ملل متحد،

امروز مردم ایران با رنگ سبز و فرهنگ دیرینه علاقمند به مظاهر طبیعت و محیط زیست در تاریخ ایرانیان برای دستیابی به آزادی در حذف رزیم جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری آن احمدی نزاد پیکار می کنند.

سبز رنگمبارزات مردم ایران مضمون برقراری دمکراسی،جمهوری جدایی دین از دولت،رفع تبعیض میان زنان و مردان و اقلیتها ی جنسی و مذهبی و عدالت اجتماعی و اقتصادی در یک ایران سرسبز و آباد عاری از جنگ وبرنامه های اتمی برای توسعه همه جانبه و پایدار را مد نظر دارد. یک چنین آرمان آزادیخواهانه و تلاش زیست محیطی که بی شک در خدمت جامعه بین المللی و مردم ایران خواهد بود، توسط جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری آن احمدی نژاد که در این اجلاس شرکت می کند، با بیرحمانه ترین شکل و شیوهای ممکن حتی در ملاء عام سرکوب می شود.

بنابراین به عنوان یک ایرانی ازمیان میلیون ها قربانی سیاست سرکوب و نقض حقوق بشر مردم و هم چنین تروریسم محیط زیست و منابع ملی اکولوژیک ایران توسط نظام فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران که بیلان آن در پی خواهد آمد، از شما می خواهم که رییس جمهور رژیم حاکم بر ایران در کنفرانس جهانی کپنهاگ را به چالش کشیده و او را محکوم نمایید. گرچه حضور چنین شخصی بدون تردید به اعتبار کنفرانسی که در پی یافتن راه حل برای مشکلات زیست محیطی جهان تلاش می کند، خدشه ای جبران ناپذیر وارد می کند.

شخص احمدی نژاد رئیس جمهور جعلی حکومتی است که در حال حاضر فاقد پایگاه مردمی می باشد. شرکت او در این کنفرانس تنها برای سو استفاده جهت سرپوش گذاشتن بر سرکوب مبارزات کنونی مردم ایران و برای تبلیغات سیاست توسعه طلبی و کشور گشایی و انکار هولاکاست و پیشبرد برنامه های اتمی تحت عنوان استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای است. وی هم چنین همانند دو دهه گذشته با حضور در کنفرانسها از یکسو جهت توجیه سیاستهای مخرب و تروریستی جمهوری اسلامی و از سوی دیگر برای جلب کمکهای مالی سازمان ملل و کشورهای غربی در زمینه محیط زیست و بکارگیری این کمکها در خدمت مقاصد ایدیولوژیک جمهوری اسلامی در سراسر دنیا به کپنهاک آمده است.

البته سیاستهای مخرب یاد شده در سی سال گذشته زیر بنای محیط زیست زندگی مردم ایران را نیز با فاجعه اسفباری روبرو نموده است. هم اکنون روند زنجیره ای آلودگیهای فزاینده محیط زیست و تاراج و انهدام منابع اکولوزیک و ذخایر معدنی نفت و گاز کشورایران با مشارکت ارگانها ی دولتی سپاه پاسداران و نزدیکان و آقازاده ها در جمهوری اسلامی به گونه ای نگران کننده است، که راه توسعه پایدار و سازندگی مدرن مورد نیاز جامعه ایران، برای نسلهای آینده را نیز محدود و مختل میکند.

میزان تولید گازهای گلخانه ای بر اثر بی برنامگی و فقدان ساختارهای قانونی حقوقی اجرایی علمی و دولتی در حاکمیت ملایان در ایران و با وجود رکود شدید تولید اقتصادی و صنعتی و نسبت به سرانه جمعیت بسرعت روبه افزایش است. بر اساس آخرین گزارش دولتی در سال ۱۹۹۴ میلادی به سازمان ملل، میزانانتشار گازهای گلخانه ای توسط ایران سالیانه ۳۵۰ میلیون تن اعلام شده است. که البته این میزان هم اکنون به بیش از ۴۵۰ میلیون تن در سال رسیده است. این میزان ایران را به عنوان چهارمین کشور تولید کننده گاز های گلخانه ای در میان کشورهای جهان بشمار قرار می دهد که بیش از ۷۵درصد این میزان نیز ناشی از مصرف بالای سوخت و انرژی بر اثر ترافیک و سوخت خانگی است. این موضوع مبین آنست که حکومت ایران فاقد ایجاد یک سیاست راهبرد ملی و برنامه های زیستمحیطی برای جلوگیری از تشدید فزاینده گازهای گلخانه ای است.

موارد زیر با نظر و مشاوره‌ی کارشناسان، فعالان و انجمن‌های هوادار محیط زیست و بر اساس تجزیه و تحلیل گزارشات مندرج از درون روزنامه های داخل و خارج کشور، اوضاع مشکلات و مسایل بحران اکولوژیک در جمهوری اسلامی بدست آمده و مستقیما اکنون مسئولیت سیاسی و اجرایی آن متوجه شخص احمدی نزاد است را ملاحظه می کنید:

الف- ضایعات محیط زیست شهری و انسانی
– آلودگی هوا ناشی از وسائل نقلیه، صنایع و کارگاههای کوچک و سنتی و همچنین فعالیتها و زندگی انسانی (بنابر گزارشات دولتی،بر اساس انباشت و غلظت آلاینده های هوا و گازهای گلخانه ای در اتمسفر هوای تهران و شهرهای بزرگ، متوسط دمای آب و هوا و زمین بطور مثال در شهر تهران ۵/۱ درجه سانتیگراد در دو دهه اخیر افزایش پیدا کرده و فصول تابستان کوتاه تر و گرمتر شده است).
– آلودگی و قحطی آب، قطع و یا جیره بندی مستمر آب آشامیدنی در شهرها.
– آلودگی ناهنجار سر و صدا ( صوتی).
– کمبود شرایط و امکانات لازم خدمات شهری همسو و همگام با افزایش سرسام آور جمعیت و حجم بسیار فشرده و متراکم زندگی در شهرها.
– گسترش بی رویه شهرها و ساخت و سازهای غیر مهندسی، بدون در نظر گرفتن استانداردهای مقاومت در برابر زلزله با علم به اینکه ۲۴ شهر بزرگ ایران و بخصوص شهر ۱۵ میلیونی تهران بر روی نقشه مناطق زلزله خیز با خطر دائمی زیاد قرار دارد
– کمبود و گرانی مسکن، ایجاد روزافزون مناطق حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ بطور نمونه تهران.
– نبود امکانات مناسب کانالیزاسیون برای جمع آوری، ‌تصفیه و دفع اصولی فاضلاب و به هدر رفتن ریزش باران و آبهای جاری سطحی.
– نبود شرایط سیستم جمع آوری و تجزیه و تفکیک اصولی و دفع مهندسی مواد زائد جامد شهری ( خانگی، خدماتی، ساختمانی، و بیمارستانها).
– کمبود شرایط و امکانات ترمیم و سالم سازی شبکه های قدیمی و فرسوده توزیع و تصفیه آب، و نیز کانالها و فاضلابهای جاری در شهرها.
– کمبود شدید سرانه فضای سبز ( پایین تر از ۵/۱ متر مربع برای هر نفر در تهران) وعدم وجود تفریحات روحی و ورزشی سالم و کافی در شهرها بخصوص برای زنان و جوانان.
– شرایط محیط زیستی بی ثبات از نظر اجتماعی اقتصادی و سیاسی به لحاظ رشد بیکاریهای آشکار و فرصتهای شغلی کاذب، فقر عمومی و اقتصادی گسترده (با وجود درآمد سالیانه ۸۰ تا ۱۰۰ میلیاردی جمهوری اسلامی از منابع فروش نفت و گاز ایران بنا بر آمارهای رژیم در شرایط کنونی بیش از ۸۰ درصد از مردم در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند)، ازدیاد و گسترش جرم و جنایت، بزه کاری، رشوه خواری، استعمال مواد مخدر، ایدز و انواع بیماریهای روحی و جسمی و مسری زیست محیطی وبا و غیره در شرایط ناهنجار کمبود و گرانی شدید امکانات درمانی و بهداشتی،‌ تداوم تنزل ارزشها و شخصیتهای انسانی، از هم گسستگی بیشتر بنیانهای خانواده، فرار کودکان و دختران، ازدیاد کودکان خیابانی، فحشا و دیگر مشکلات با تبعات اجتماعی- فرهنگی در جامعه شهری ایران.
ب- ضایعات محیط زیست صنعتی
– آلودگیهای شدید هوا ناشی از دود و غبارهای مضر و سمی مصارف سوخت زیاد صنایع در محل و مناطق پیرامون موسسه های تولیدی.
– آلودگیهای آب و کمبود آب و برق رسانی مورد احتیاج فعالیتهای صنعتی.
– آلودگیهای خاک و زمین بطرق غیر بهداشتی، بصورت دفع و پراکنده کردن زباله ها و پسابها.
– آلودگیهای گوناگون ناشی از عدم ارزیابی مهندسی برای استقرار جایگاه صحیح مراکز تولیدی و صنعتی.
– شرایط غیر استاندارد ماشین آلات تولیدی قدیمی و مستهلک در بخشهای مختلف صنایع دولتی، نیمه خصوصی و خصوصی.
– نبود امکانات ضروری دفع علمی مواد زائد و پسابها بویژه از نوع خطرناک و سمی تولیدی، صنعتی و فعالیتهای بیمارستانی.
– استخراج و استفاده غیر موثر منابع طبیعی معدنی و انرژی برای انواع تولیدات فرآورده های صنعتی.
– کمبود حمل و نقل عمومی، راه و ترابری و ترافیک نامناسب.
– مدیریت غیر زیست محیطی و سازمان و برنامه های کار سنتی و ناکارآمد.
– کمبود کارگران و پرسنل آموزش دیده ( تکنیسین و متخصص )، بخصوص اهل فن در جوانب جلوگیری از آلودگی محیط زیست و مسایل مربوط به ایمنی محل کار و کارخانه
– اثرات و ضایعات مختلف و بهم پیوسته انسانی، اجتماعی و اقتصادی آلودگیهای دراز مدت محیط زیست صنعتی.
ج- ضایعات محیط زیست طبیعی و مناطق روستایی
– ازدیاد جمعیت روستایی: امروزه حدود ۴۰ درصد مردم ایران در روستاها بسر می برند که احتمالا در آینده بطور روز افزون به شهرها مهاجرت خواهند نمود.
– نبود شرایط و امکانات لازم برای فعالیت و اشتغال در زمینه های کشاورزی، دامپروری و جنگل داری.
– مهاجرت از روستاها بدلایل اقتصادی و اجتماعی،‌ بخصوص کوچ اهالی روستاها در حاشیه مناطق کویری- بر اثر گسترش بیابان زایی- و نیز بر اثر قطع و بریدن درختان جنگلها برای سود و سوداگری جاده کشی و اتوبان سازی افراد و شرکتهای وابسته دولتی
– تخریب جنگلها، بر اثر آتش سوزیهای عمومی و مانورهای پی در پی نظامی سپاه و بسیج در حاشیه و مناطق جنگلها و پارکهای ملی.
– حجم زیاد و سرازیر شده پی در پی و بدون کنترل سیلابها بویژه بدلایل پاک تراشی جنگلها و تخریب مناطق سبز.
– نابودی مراتع و مزارع کشاورزی بدلایل کمبود امکانات مناسب دامپروری و چراگاهها
– فرسایش خاک- بر اثر فرآیندهای شوری و قلیایی شدن- و رانش زمین.
– استفاده بی رویه و بدون کنترل سموم ضد آفات و کودهای شیمیایی و حیوانی برای زمینهای کشاورزی و مراتع.
– کمبود آب و امکانات آب و برق و آبیاری لازم کشاورزی.
– بهداشت ناکافی و نارسایی های کمبود دارو،‌ درمان و تغذیه.
– وضعیت گسترده و ناهنجار بیسوادی، شرایط نامناسب کمبود معلم و مدرسه برای سواد آموزی و آموزش در زمینه های امور دامپروری، کشاورزی و حفاظت از جنگلها و غیره.
– نابودی تقریبا تمامی تالابها، تغییر مسیر آبراه و رودخانه ها و دگرگونی شرایط بیوتوپها بدلایل ساخت و ساز ویلایی و جاده کشیهای سود جویانه توسط سازمان بنیاد مستضعفان و دیگر شرکتها و نهادهای وابسته رژیم.
– مراقبت ناصحیح از شکارگاهها، منابع و آثار طبیعی حفاظت شده پارکهای ملی و جنگلی و انقراض شدید حیات وحش و منابع مورد نگهداری گیاه و بوته های استثنایی و غیره.
د- ضایعات ویژه محیط زیست شهری صنعتی طبیعی و دریایی
– آلودگیهای مزمن زباله های پنهان و اماکن دفع قدیمی و متروکه در شهرها همانند محل دفن قدیمی و رها گذاشته شده آبعلی در منطقه جنوب شرقی تهران.
– اماکن متروکه و تعطیل شده واحدهای صنعتی و بخش خصوصی و غیره بدون پاکسازی بعدی، بویژه مراکز تولیدات شیمیایی، آزمایشگاههای میکربی و …
– انبارهای تسلیحاتی و ایستگاههای متروکه نظامی و پادگانهای تخلیه شده.
– مراکز و محلهای جنگ و تراکم وسایل اسقاط، میلیونها مین و مهمات عمل نکرده جنگ در اراضی ایران.
– نبود شرایط و امکانات و الزامات معتبر تکنیکی، ایمنی، حقوقی، قانونی، علمی و عملی پرسنل آموزش دیده و با تجربه کافی در زمینه مدیریت صحیح تاسیسات انرژی و دفع مواد اتمی.
– زبا له های گوناگون و خطرناک فعالیتهای مخفی تولیدی و نگهداری سلاحهای نظامی، شیمیایی و بیولوژیکی و از جمله ساخت و سازهای نیروگاههای اتمی مانند بوشهر و تاسیسات غنی سازی اورانیوم و آزمایشات اتمی در تهران اصفهان، نطنز قم و اراک و غیره.
– آلودگی شیمیایی و افزایش سطح آب دریای خزر.
– آلودگی خلیج فارس بوسیله پسابهای صنعتی، ریزش و شستشوی نفت کشتها و پیامدهای جنگها در گذشته.
– رسوب گذاری سنگین و نیز خشک شدن تدریجی رودخانه ها.
– نابودی تالابهای بین المللی و مرگ و میر ماهیها و منابع غذایی و پروتیینی آبزیان
– آلودگی مصالح آسبست دار ساختمانی و بکارگیری گسترده لوله های سرطانزای آزبستی در شبکه های توزیع آب آشامیدنی در شهرها.
– آلودگی مواد رآدیواکتیو مناطق دارای ذخایر اورانیوم کوه سبلان بدلایل عملیات حفاریهای گسترده استخراج اورانیوم توسط سازمان انرژی اتمی و شرکتهای تاسیسات انرژی خارجی و شیوع و ازدیاد بیماریهای سرطان گوارش و سرطان خون در مناطق زندگی آبریزهای آلوده به رادیواکتیو کوه سبلان (شهرها و روستاهای اردبیل، سراب و مشکین شهر).
– آلودگی رادیواکتیویته رودخانه مرزی ارس و آبریزهای مهم دریای مازندران و مناطق زندگی در استانهای شمالی سواحل خزر.
– شیوع بیماریهای آنفلونزای مرغی و خوکی در تهران و مناطق استان شمال و آذربایجان.
– و دهها موارد نگران کننده دیگر که مهار، ایمن سازی و ترمیم ضایعات همه جانبه و خطرناک ناشی از آنان سالیان دراز به طول خواهد انجامید و میلیاردها دلار خرج بهمراه خواهند داشت.

بنابر مسائل و معضلات ذکر شده در بالا، باید نتیجه گرفت که شرایط مخاطره انگیز محیط زیست ایران دیگر گنجایش ریسکهای جدی و آلودگیها منتج از برنامه های اتمی وخطر نشت و انتشار مواد رادیو اکتیو و کشنده و غیره را اساسا ندارد و باید جاه طلبیهای اتمی و موشکی کشتار جمعی ملایان تهران حتما جلوگیری گردد.

جناب رییس،

مبارزات کنونی مردم ایران در مضمون خود با ارزشها و اهداف کنفرانس محیط زیست در کپنهاگ همسو و بسود صلح و امنیت در جامعه جهانی است. بنابراین یکبار دیگر از شما و سران کشورهای شرکت کننده غربی اروپایی و آمریکا در اجلاس درخواست می نمایم که با محکوم نمودن احمدی نژاد به یاری محیط زیست مردم ایران بشتابید.

با ریس جمهور یک رژیم مذهبی غیر عقلانی و کاملا توتالیتر، امکان و شانس مذاکره و همکاری و بهبود شرایط حقوق بشر و محیط زیست در ایران وجود ندارد. احمدی نزاد و تمامی مسئولان و سران رژیم ایران اساسا قابل اعتماد و اصلاح پذیر نبوده و می بایستی در یک دادگاه در انظار بین المللی صریحا محاکمه شوند.

دکترمهندس کاظم موسوی زاده
سخنگو و مسئول بخش محیط زیست حزب سبزهای ایران
برلین۱۷ دسامبر۲۰۰۹
Share Button

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

برای انتشار کامنت، جواب مسئله زیر را بنویسید *